امام حسین پژوهی برای جهان معاصر- دفتر چهارم
کتاب حاضر از مجموعهی «امامحسینپژوهی برای جهان معاصر»، با تمرکز بر فضیلت والای وفا و نماد برجستهی آن، حضرت اباالفضل العباس (ع)، تلاشی نوآورانه برای پیوند دادن سنت دینی با فلسفهی اخلاق معاصر است. نویسنده با نگاهی تلفیقی، از منابع اسلامی مانند قرآن، روایات و ادعیه گرفته تا دیدگاههای فلاسفهای چون آیریس مرداک، مونتنی و اسپانویل، به تحلیل چندسویهای از مفهوم وفا دست میزند و آن را به عنوان یک ارزش جهانشمول، بنیادی و حیاتی برای قوام روابط انسانی و اجتماعی معرفی میکند.
در این کتاب، وفا نه تنها یک ارزش احساسی یا قهرمانانه، بلکه عنصری ساختاری برای هویت انسانی، همبستگی اجتماعی و انسجام تاریخی به شمار آمده است. در کنار واکاوی نظریههای فلسفی غرب، نویسنده از میراث فکری اسلام و عرفان شیعی نیز بهره میبرد تا نشان دهد چگونه وفا میتواند پل ارتباطی میان فرهنگها، ادیان و زمانها باشد. ترکیب تحلیلهای فلسفی و کلامی با سیرهی حضرت عباس (ع)، چهرهای تازه و کاربردی از این فضیلت را برای مخاطب معاصر ترسیم میکند.
فهرست مقالات این مجموعه، که توسط اندیشمندان و پژوهشگرانی از حوزههای مختلف نوشته شده، شامل بررسی مفاهیم قرآنی و حدیثی، تحلیل تاریخی و معنایی شخصیت حضرت عباس، و بازتاب ادبی و مرثیهای وفا است. این کتاب نهفقط ادای دینی به قهرمان وفاداری در تاریخ اسلام است، بلکه تلاشی برای احیای گفتوگویی معنادار میان سنّت دینی و اخلاق جهانی در عصری است که ارزشهایی مانند وفا، اعتماد و تعهد، بیش از هر زمان دیگری در معرض فراموشیاند.
کتابشناسی
—
مقدمه
مقدمه
«وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ؛ چهکسی از خداوند، به عهدِ خود، وفادارتر است؟»
[توبه (9) : 111]
«أشَرَف اَلْخَلاَئِقِ اَلْوَفَاءُ؛ شرفِ پایدارِ آدمیان، وفاست»
علیبنابیطالب ـ غرر الحکم: 399
بدون وفاداری، اندیشهای وجود ندارد!
آندره کُنت – اسپانویل
این دفتر از مجموعهی «امامحسینپژوهی برای جهانِ معاصر»، در ادای احترام به نمادِ وفا در تاریخِ اسلام، یعنی حضرتِ اباالفضل العبّاس ع، به الاهیّاتِ وفا اختصاص یافته است. درموردِ وفا، بهعنوانِ یک فضیلت و ارزشِ مهمِّ اخلاقی، سخن، بسیار گفته شده؛ و در مناسکِ شیعی، بزرگداشتِ حضرتِ عبّاسبنعلی در روزِ تاسوعا، این روز را، به روزِ بزرگداشتِ وفا تبدیل کرده است. همچُنین، ادبیّاتِ فارسی، مشحون از اشاراتِ گسترده به اهمّیّتِ وفا در روابطِ انسانی و نقدِ مفهومِ مخالفِ آن، یعنی جفا، است.
در قرآنِمجید و روایات، و همچُنین در دعاهای مأثور از ائمّهی طاهرین، وفای به عهد، بهطورِ گسترده و جدّی، موردِتوجّه قرار گرفته است. با همهی غنا و بزرگداشتی که در این متون و مناسک نسبتبه وفا صورت گرفته، کارهای نظریِ عمدهای، بهویژه از منظرِ تطبیقی، چندان بهچشم نمیخورد. شاید بههمیندلیل، وفا، بیشتر بهصورتِ یک ارزشِ احساسی و حماسی مطرح میشود؛ درست در ردیفِ صفاتِ قهرمانانهای که مشاهدهگر را به تحسین وامیدارد.
بنظر میرسد یکی از مهمترین نگاهها به وفا از نظرگاه احادیث، بزرگداشت آن بعنوان ارزش اخلاقی فرا مذهبی و جهانی باشد. یعنی ارزشی که در همهی فرهنگها جایگاه دارد. یک شاهد مدعا احادیث زیر است. رسول اکرم (ص): سه چیز است که ترک آن براى هیچ کس جایز نیست: نیکى به پدر و مادر، مسلمان باشند یا کافر، وفاى به عهد با مسلمان یا کافر و اداى امانت به مسلمان یا کافر.
علی ابن ابی طالب (ع): هیچ یک از فرائض الهى همانند وفاى به عهد نیست که مردم با همه خواسته هاى گوناگون و دیدگاه هاى مختلف، بیشتر بر آن اتّفاق نظرداشته باشند.
علی ابن الحسین (ع): بهترین شروع کارها صداقت و راستگویى و بهترین پایان آنها وفا است.
سخنان فوق، وفا را ازمنظر نمادهای بزرگ اخلاق دینی در اوج ارزشهای فرا دینی و فرا فرهنگی مینشاند. به دیگر سخن، ارزش وفا در سطح جهانی اجماعی است. حال با این پیشینه از تاریخ فکر دینی در مورد وفا ببینیم وفا از منظر فلسفی چه جایگاهی یافته است.
از میانِ فلاسفهی اخلاقِ معاصر، دو فیلسوفِ انگیسی و فرانسوی، آیریس مُرداک و آندره کُنت – اسپانویل ، نگاههای مهمّی از منظرِ تحلیلی به وفا داشتهاند؛ که مطالعهی این نظریّات، یک خوانندهی مسلمان را، بیشازپیش، نسبتبه وفای به عهد، یا وفای به شخصِ ارزشمند، متقاعد میکند.
مُرداک، در نقدِ نظریّاتِ آزادیهای لجامگسیخته از ارزشهای انسانی در غرب ـکه گاه تحتِ عنوانِ «صمیمیّت» مطرح میشودـ، وفا را بهعنوانِ فضیلتِ بسیار کلیدی برای بقای مناسبتها و نهادهای اجتماعی مانندِ خانواده، ضروری میداند. بهنظرِ مُرداک، بیوفایی بنام آزادی، از عواملِ اصلیِ گسست اجتماعی در مغرب زمین است. افزایشِ تنهاییهای گسترده و بیماریزا در غرب، بَلکه در همهی عالَم، که در سالهای 2018 و 2021، در انگلستان و ژاپن، منجر به ایجادِ وزارتخانههای امورِ تنهایی شده است، نظرِ مُرداک را تأیید میکند. هفتصد سال قبلاز مُرداک، نصیرالدینِ طوسی، در اخلاقِ ناصری، تصریح میکند که با عدالت و انصاف ـکه علمِ تقسیم حقوق و نعمات استـ، نمیتوان به وحدتِ اجتماعی رسید. بنابرین، نه با عدالت و نه با آزادیِ صِرف، هیچ اجتماعی، از کوچکترین واحد که خانواده و دوستان هستند، تا واحدهای بزرگتر که عشیره و ملّتها هستند، قوام میگیرد. سخنِ مُرداک، مکمّلِ سخنِ طوسی است؛ بهاینمعنا که برای وحدتِ اجتماعی، به ارزشهایی فرا عدالت مانندِ وفا نیاز است.
بهنظرِ مونتنی، فیلسوفِ قرنِ 16م فرانسه، وفا، هنجار ارزشی لازم برای شکل گیری هویّتِ انسانی است. در تایید مونتنی میشود پرسید چه چیزی بیشتر از وفا پاسخگوی زیباییها و دوستیهایی است که انسانها در دالان زمان به یکدیگر دادهاند؟ در واقع وفا، مهمترین مظهر شاکری و سپاسگزاری است. وقتی شکرگزاری بصورت مستمر بیان میشود معنی وفا متجلی میگردد.
در پاسخِ این سؤالِ فرضی که «چرا من باید به قولِ شبِ گذشتهی خود وفا کنم، وقتیکه امروز، آن آدمِ دیشب نیستم؟»، مونتنی پاسخ میدهد: «مبنای هستی و هویّتِ من، صرفاً اخلاقی است. این مبنا، در وفاداری به عهدی که با خودم بستم، قرار دارد». در حقیقت، طبق سخن مونتنی، وفا نقش نخ تسبیح روح آدمی را ایفا میکند.
عهد با خویش که مورد اشاره مونتنی است، میتواند هم متوجّهِ یک مفهوم و معنا باشد و هم متوجّهِ انسانی دیگر. تااینجا، وفا، در تأسیس و حفظِ هویّتِ انسانی، نقشِ بسیار مهمّی دارد.
اسپانویل معتقد است که انسان، بهطورِ دائم و همزمان، هم درجهتِ فراموشی، تلاش دارد؛ و هم درجهتِ یادآوری. سعی میکند تلخیها و اشتباهات زندگی را فراموش کند. حتّی علم نیز، بهشدّت فراموشکار است؛ زیرا دائماً یافتههای جدید، فرمولهای علمیِ قبلی را از معنا میاندازد و آنها را به فراموشی میسپارد. او میگوید: درحالیکه تاریخِ علم، مرتّباً مشغولِ فراموشکاری است، تاریخِ فلسفه و اخلاق، دائماً مشغولِ یادآوری است. کدام فیزیکدان، نیوتُن میخواند؟ و کدام فیلسوف، ارسطو نمیخواند؟ علم، پیشرفت میکند و فراموش میکند؛ فلسفه امّا به فکر فرو میرود و به خاطر میآورد. بنابراین، فلسفه، آیا چیزی جز وفاداریِ بیشازاندازه به اندیشه است؟.
وی میافزاید: عقل، وفاداری به واقعیّت است؛ و اخلاق، وفاداری به قانون و عشق. در اینصورت ذهن و قلب هردو در درگاه وفا به انسانیت خدمت میکنند.
اسپانویل میگوید: اخلاق، واقعیّت نیست، ولی ارزشمند است؛ موضوعِ شناخت نیست، ولی موضوعِ اراده است؛ سرمدی نیست، ولی تاریخی است؛ جلوی ما نیست، ولی در پشتِسرِ ما است. اگر اخلاق، پایهای ندارد، و اگر نمیتواند پایهای داشته باشد، وفاداری، جای پایهی آن قرار میگیرد. بهوسیلهی وفاداری، ما، خود را، زیرِ سلطهی یک قانونِ اخلاقیِ جهانشمول قرار نمیدهیم؛ بَلکه تحتِ حکومتِ واقعیّتِ تاریخیِ یک ارزش، حضورِ همیشهویژهی یک گذشته میگذاریم؛ چه گذشتهی بشریّت بهطورِ عام (فرهنگ، تمدّن: چیزی که ما را از توحّش جدا میکند)؛ چه گذشتهی خاصِّ خودمان یا پدران و مادرانمان.
خوانندهی مسلمان شاید با برخی از سخنان اسپانویل موافق نباشد و مبانی اخلاق را سرمدی بداند. او امّا برعکس کسانی که تاریخ قدسی را از تاریخ انسانی جدا میکنند، تاریخ را جلوهی مشیّت الهی میداند و بنابراین به احتمال زیاد، با بخش آخر سخن اسپانویل موافق است که وفا ما را به ارزشهای تاریخی و زندگی شده متصل میکند.
اسپانویل میافزاید: وفاداری، خلافِ براندازیِ همهی ارزشها است. من برای برانداختن نیامدهام؛ بَلکه برای برآورده کردن آمدهام. وی تاکید دارد که همهی بربریّت و وحشیگریهای انسانی، بهنامِ آینده صورت میگیرد؛ و بربر (وحشی)، یعنی بیوفا…؛ آنچه در اخلاق است، وفاداری است.
در آخرین فرازِ سخن راجعبه وفاداری، اسپانویل به اخلاقِ عملی در ازدواج و زندگیِ مشترکِ انسانها میپردازد: هیچ زندگیِ زناشوییای، نمیتواند بدونِ وفاداریِ هریک از طرفین به سرگذشتِ مشترک، بدونِ ترکیبی از اعتماد و حقشناسی [که محتوای وفا را تشکیل میدهد]، دوام بیاورد. اخلاق، با ادب آغاز میشود؛ و با تغییرِ ماهیّت (انسان) با وفاداری، ادامه مییابد. ابتدا، انسان، آنچه شدنی است را، انجام میدهد؛ سپس، آنچه باید بشود را، بر خود تحمیل میکند. ابتدا، انسان، به رفتارِ نیک اقدام میکند؛ سپس، به اَعمالِ نیک. ابتدا، به اخلاقیّات؛ سپس، به خودِ نیکی. وفاداری به عشقِ دریافتشده، به الگوی تحسینشده، به اعتمادِ ابراز شده، به نیاز، به صبر، به بیصبری، به قانون…؛ عشقِ مادر، قانونِ پدر.
حال، مجموعهی این مباحث را اگر جمعبندی کنیم، به عینکِ مناسبی برای نگاه کردن به فلسفهی وفای حضرتِ اباالفضل العبّاس میرسیم. آن عینک، چُنین است: وفا، چه در اندیشهی وحیانی – دینی و چه در نظرِ فلاسفهی اخلاقِ موردِاشاره، جایگاه و کارکردهای متعدّدی دارد: اوّلاً: ارزشی فرا دینی و بین فرهنگهای مختلف جهانی اجماعی است. ثانیاً: بر همهی روابط انسانی در حد کمال سیطره دارد. ثالثاً: مکمّلِ عدالت و آزادی برای ساختنِ اجتماع، هنجارِ ضروری برای هویّتِ انسانی، پایهی بادوامِ اخلاق هرکجا اخلاقِ جهانی دچارِ سیاست و نسبیّت شود، زیربنای اندیشه، موضوعِ اراده، مانع اصلی بربریّت بهنامِ آینده، مانعِ براندازیِ ارزشها و حلقهی اتّصالِ نسلها، یا واسطهی معناداریِ تاریخ میباشد.
وفاداریِ حضرتِ اباالفضل العبّاس، به حضرتِ اباعبداللّه الحسین در قاب معرفتی مباحث فوق، رنگ زیبای خود را بهتر جلوه گر میسازد. اینکه پساز برداشتنِ عهدِ امامت و تقاضا برای خروج از کربلا توسّطِ امامحسین (ع)، به سید الشهدا فرمود: «بعد از تو، حیات، معنا ندارد»؛ گویی به برادر و مقتدای خود، اِعلام میدارد که بدونِ وفای به شما، آزادگی، اندیشه، ارزش، اخلاق، دین، تمدّن، هویّتِ انسانی، تاریخ، و درنهایت، عشق، از معنا تهی میشود. دراینصورت، بزرگداشتِ وفا، متوجّهِ یک ارزشِ معنویِ همطراز با بسیاری از ارزشهای دیگر نیست؛ بَلکه منشِ حضرتِ اباالفضل العبّاس در فاجعهی کربلا که نماد وفا شده، بهصورتِ تحکیمگرِ بخشِ عمدهای از ارزشهایی که امامحسین و یاراناش بهخاطرِ آن شهید شدند، ظاهر میگردد.
بر مزار آن حضرت در کربلا ابیاتی چند به عربی نوشته شده که بیتی از آن چنین ترجمه میشود: «و دو دست قطع شده به مفهومی اشاره میکند که حروف از ادای آن ناتوانند». چه کسی قادر است سرگذشت عالی ترین نماد وفا در تاریخ را تفسیر کند؟
محمدجعفر امیر محلاتی
فهرست
فهرست
سپاسنامه 7
تقدیم نامه 9
مقدمه 11
الهیات وفا و جانبداری / محمدجعفر امیر محلاتی 19
عَبّاسِ بنِ علیِّ بنِ اَبیطالِب / ژان کالْمارد / ترجمه: سیّد شهابِ الدّینِ مصباحی 41
مظهر وفا و ساقی عطش / سعید رحیمیان و طاهره صالحی 51
معناشناسی “عبد صالح” در زیارتنامهی حضرت ابوالفضل العباس (ع) با تکیه بر آیات و روایات / محمدهادی طلعتی 75
وفا در کرامت عباسی / سیدمحمدعلی ایازی 109
وفاداری و رواداری / مرتضی رحیمینژاد 131
تجلی اخلاق وفاداری در عباس بن علی / عبدالرسول هادیان شیرای 151
مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام / محمد برکت 167
کرامت عباسی / محمد برکت 203
بخشهای کتاب
مقالات
سپاسنامه
تقدیم نامه
مقدمه
الهیات وفا و جانبداری / محمدجعفر امیر محلاتی
عَبّاسِ بنِ علیِّ بنِ اَبیطالِب / ژان کالْمارد / ترجمه: سیّد شهابِ الدّینِ مصباحی
مظهر وفا و ساقی عطش / سعید رحیمیان و طاهره صالحی
معناشناسی “عبد صالح” در زیارتنامهی حضرت ابوالفضل العباس (ع) با تکیه بر آیات و روایات / محمدهادی طلعتی
وفا در کرامت عباسی / سیدمحمدعلی ایازی
وفاداری و رواداری / مرتضی رحیمینژاد
تجلی اخلاق وفاداری در عباس بن علی / عبدالرسول هادیان شیرای
مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام / محمد برکت
کرامت عباسی / محمد برکت