تاریخ رویکردهای میان‌رشته‌ای در مطالعات اسلامی و تأسیس پژوهشکده مجد در شیراز

در تاریخ تمدن اسلامی، نخستین رشته نظام‌مند از علوم دینی که در میان اندیشمندان جامعه نوپای مسلمانان شکل گرفت و برای پاسخ به پرسش‌های فقهی بر اساس قرآن و سنت نبوی توسعه یافت، فقه اسلامی بود. اما گسترش سریع اسلام به سرزمین‌های روم، ایران و شبه‌قاره هند در نخستین سده هجری، مسلمانان را نه‌تنها با دستاوردهای فلسفی این تمدن‌های کهن آشنا کرد، بلکه با اندیشمندان این مناطق که پرسش‌های فلسفی پیچیده‌تری مطرح می‌کردند نیز مواجه ساخت. این امر به ظهور و رشد علم کلام انجامید، رشته‌ای جدید که فلسفه‌ای با پیش‌فرض‌های دینی بود و در کنار علوم پایه‌ای اسلامی مانند تفسیر قرآن و حدیث جای گرفت.

ظهور امپراتوری‌های اموی و عباسی که قلمرو اسلام را تا قلب اروپا و شبه‌قاره هند گسترش داد، برخی از مسلمانان را که در پی احیای معنویت دهه‌های نخستین اسلام بودند، به تأسیس عرفان اسلامی (تصوف) واداشت. بدین ترتیب، رشته‌ای دیگر به مطالعات اسلامی افزوده شد. همزمان، به دلیل گشودگی فکری دانشمندان مسلمان به دیگر فرهنگ‌ها و دسترسی آنان به حکمت جاودانه تمدن‌های یونان، روم، ایران و هند، دانش اخلاق در جهان اسلام پایه‌گذاری شد. این رشته از تمامی علوم اسلامی پیشین، از جمله فقه، حدیث، تفسیر، کلام، فلسفه و عرفان بهره می‌گرفت.

امروزه برخی از پژوهشگران مطالعات دینی در قرن بیست‌ویکم در شگفتند که چگونه دانشمندان مسلمان نخستین، با اطمینان به دیدگاه دینی خود، جذب بخش‌های عظیمی از حکمت یونانی، ایرانی (خسروانی) و هندی را تسهیل کردند. این رویکرد باعث شد مسلمانان نوکیشی که از پیشینه‌های ایرانی، رومی و هندی برخاسته بودند، خود را بیگانه از اندیشه اسلامی نیابند و تبادلی شگفت‌انگیز از دانش فرهنگی و علمی بین جهان اسلام و مناطق دیگر، از خاور دور تا اروپا، شکل گیرد. چنین گشودگی فکری و فرهنگی، در قرن بیست‌ویکم، عصری که با بنیادگرایی دینی در میان فرهنگ‌ها مشخص شده، امری فوق‌العاده و تقریباً بیگانه به نظر می‌رسد.

در طول چهار سده نخست گسترش تمدن اسلامی، در حالی که اروپا با جزم‌اندیشی و رکود هزاره قرون وسطی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، جهان اسلام، به‌ویژه ایران، پیشگام پیشرفت‌ها در علوم انسانی، اجتماعی و تجربی بود. امروزه به‌طور گسترده پذیرفته شده است که ریشه‌های فکری رنسانس اروپا را باید در جهان اسلام و بویژه در ایران عصر آل بویه جست. جوامع اروپایی حتی ناگزیر شدند آثار ارسطو و افلاطون را از عربی به لاتین ترجمه کنند تا میراث یونانی خود را بازیابند.

این تحولات در برنامه‌درسی مدارس علوم دینی (مدارس) نیز بازتاب یافت که از شمال آفریقا تا ایران، مطالعات میان‌رشته‌ای را ترویج می‌کردند. به همین دلیل است که نخستین دانشگاه‌های جهان به معنای مدرن این واژه در شهرهایی مانند فاس (مراکش)، قیروان (تونس)، الازهر (مصر) و نظامیه بغداد پدید آمدند. این فرهنگ میان‌رشته‌ای در جهان اسلام، دانشمندان چند ساحتی مانند فارابی، ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی را پرورش داد که آثارشان تا اواخر دوره مدرن و معاصر از استحکام علمی و فکری برخوردار بوده است.

این پرسش که چه عواملی به محدود شدن دیدگاه‌های میان‌رشته‌ای در مدارس علوم دینی انجامید، احتمالاً پاسخ‌های متعددی را برمی‌انگیزد. اما با اطمینان می‌توان گفت که ایدئولوژی‌های بنیادگرای معاصر در شرق و غرب، به نظام‌های آموزشی متکی هستند که از تعامل میان‌رشته‌ای با دانش بشری محروم شده‌اند.

ظهور و افول مطالعات اخلاقی

مانند دیگر رشته‌های اندیشه اسلامی، مطالعه اخلاق نیز نوسانات قابل‌توجهی را تجربه کرده است. در دسته‌بندی‌های کلاسیک که اخلاق را شاخه‌ای از فلسفه می‌دانستند و معمولاً تحت عنوان حکمت نظری و عملی طبقه‌بندی می‌شد، اخلاق اسلامی تا حد زیادی نتیجه گشودگی فکری دانشمندان مسلمان نخستین به حکمت دیگر تمدن‌ها بود. دانشمند ایرانی، عبدالله ابن مقفع، به‌عنوان یکی از نخستین اخلاق‌دانان جهان اسلام شناخته می‌شود. گردآوری او از حکمت هندی در کلیله و دمنه نشان داد که حکمت فراتر از فرهنگ‌های محلی است و عقلانیتی مشترک را در میان تمدن‌ها بازمی‌تاباند.

در دوران طلایی دانش اسلامی، در حالی که ابن سینا به تفسیر فلسفه یونانی می‌پرداخت و فلسفه مشایی اسلامی را نظام‌مند می‌ساخت، ابوعلی مسکویه اثری را گردآوری کرد که اخلاق ارسطویی را با ارزش‌های دینی اسلام هماهنگ می‌ساخت و نشان می‌داد که به‌جز توحید و معادشناسی اسلامی، هیچ تناقض بنیادینی میان اخلاق فضیلت اسلامی و یونانی وجود ندارد. در همین دوره، شاعر ایرانی فردوسی در شاهنامه، هماهنگی میان حکمت خسروانی ایرانی و اخلاق اسلامی را به تصویر کشید. به‌طور مشابه، راغب اصفهانی و ابوحیان توحیدی، با بهره‌گیری از منابع قرآنی و حدیثی و نیز ادبیات، به نتیجه‌ای مشابه رسیدند. ارسطو استدلال می‌کرد که در جامعه‌ای مبتنی بر دوستی، عدالت ضرورتی ندارد؛ اما راغب اصفهانی معتقد بود که عدالت جانشین (خلیفه) عشق است.

نسل‌های بعدی اخلاق‌دانان اسلامی بیشتر بر منابع قرآنی، حدیثی و نبوی تمرکز کردند، اما به درجات مختلف، به این ایده وفادار ماندند که حکمت اخلاقی میراثی جهانی از بشریت است. حتی چهره‌هایی مانند ابوحامد غزالی که با رویکردهای میان‌رشته‌ای مخالف بود، در حالی که یکی از مهم‌ترین آثار اخلاقی اسلام (احیاء علوم الدین) را می‌نوشت، از تهذیب‌الاخلاق مسکویه که حکمت یونانی و اسلامی را تلفیق می‌کرد، الهام گرفت. کیمیای سعادت غزالی، اقتباسی فارسی از اثر مسکویه شد.

اگرچه دیدگاه جهان‌شمول درباره اخلاق غلبه داشت، مکاتب مختلفی به‌تدریج ظهور کردند که بر رویکردهای قرآنی، حدیث‌بنیاد، عرفانی، فلسفی یا تلفیقی تمرکز داشتند. نمونه‌ها عبارتند از:

  • اخلاق روایی: آثار بخاری، مسلم، ابن ماجه، کلینی و مجلسی
  • اخلاق فلسفی: آثار رازی، فارابی، مسکویه و خواجه نصیرالدین طوسی.
  • اخلاق عرفانی: آثار سراج طوسی، مکّی، سلمی و ابن سینا.
  • اخلاق تلفیقی/دینی: آثار حارث محاسبی، ماوردی، راغب اصفهانی و غزالی.

علاوه بر این، آثار اخلاقی سکولار، مانند قابوس‌نامه و نصیحة الملوک، بر مهارت‌های زندگی و حکمرانی متمرکز بودند بدون پایبندی شدید به آموزه‌های دینی یا فلسفی.

به مرور اما با وجود این سنت غنی، نه‌تنها رویکردهای میان‌رشته‌ای تضعیف گردید، بلکه حتی در درون مطالعات اسلامی، رشته‌هایی مانند اخلاق و تفسیر قرآن به حاشیه رانده شدند. رابطه میان این تغییر برنامه‌درسی و ظهور بنیادگرایی در جهان اسلامی پرسشی حیاتی برای پژوهش‌های بیشتر باقی می‌ماند.

مکتب شیراز

منطقه فارس، به‌ویژه مرکز آن شیراز، جایگاهی ممتاز در تمدن جهانی دارد. آب‌وهوای معتدل و موقعیت استراتژیک آن در خاورمیانه، آن را به کانونی برای اندیشه آزاد و گفتگوی تمدن‌ها تبدیل کرده است. نمونه‌هایی از این میراث عبارتند از:

  • کوروش بزرگ (درگذشت 530 پیش از میلاد)، الگوی اخلاق سیاسی در عصر باستان که احترام به آزادی مذهبی را درمنشور مشهور خود ثبت کرده است.
  • عرفان اسلامی: نخستین اثر نظری درباره عشق الهی در تصوف، «عطف الالف المألوف علی اللام المعطوف»، توسط علی بن محمد دیلمی (درگذشت 1001 میلادی)، شاگرد ابوعبدالله بن خفیف شیرازی (درگذشت 982 میلادی) نوشته شد.
  • فلسفه دوستی: تنها رساله کلاسیک اسلامی درباره فلسفه و ادب دوستی توسط ابوحیان توحیدی (درگذشت 1023 میلادی) تألیف شد.
  • ملاصدرای شیرازی (درگذشت 1635 میلادی)، آخرین فیلسوف بزرگ اندیشه کلاسیک اسلامی که حکمت متعالیه را توسعه داد و در پی وحدت بخشیدن به شاخه‌های مختلف دانش دینی بود. او را می‌توان پیشگام رویکردهای میان‌رشته‌ای در مطالعات دینی دانست.

فارس همچنین زادگاه اخلاق‌ پژوهان برجسته‌ای است:

  • عبدالله ابن مقفع (درگذشت 759 میلادی)، نخستین اخلاق‌ پژوه مسلمان و فارسی که کلیله و دمنه را از پهلوی به عربی ترجمه کرد و حکمت هندو-ایرانی را به اخلاق اسلامی معرفی نمود.
  • غیاث‌الدین منصور دشتکی (درگذشت 1541 میلادی) نویسنده اخلاق منصوری و جهان‌نامه، آثاری دانشنامه‌ای درباره حکمت فلسفی که بر متون اخلاقی بعدی مانند معراج السعاده و جامع السعادات اثر نراقی‌ها تأثیر گذاشت.

مشارکت‌های شیراز در زبان‌شناسی، هنر و معماری نیز درخشان است:

  • دستور زبان عربی: توسط دو ایرانی، سیبویه (درگذشت 796 میلادی) و ابوعلی نحوی فارسی (درگذشت 987 میلادی) نظام‌مند شد.
  • معماری: مسجد نصیرالملک با پنجره‌های شیشه‌رنگی و حرم شاهچراغ با آینه های رنگی نمونه‌های درخشانی از هنر معماری شیراز هستند.
  • خوشنویسی و نقاشی: شیراز مکاتب متمایزی را توسعه داد، با چهره‌هایی مانند احمد نیریزی (درگذشت 1742 میلادی) که نسخه‌های خطی قرآنی استادانه‌ای تولید کرد. همچنین محمد بن علی مقلای بیضاوی (درگذشت 940 میلادی)، که چندین بار در دربار عباسی وزیر شد، به‌عنوان مخترع چندین خط عربی شناخته می‌شود.
  • نیکوکاری: شیراز به‌خاطر نیکوکاری نیز مشهور است. در حال حاضر، یک‌سوم از زمین‌های شیراز متعلق به موقوفات خیریه است.
  • صلح طلبی: تاب‌آوری تاریخی شیراز، حتی در خلال تهاجم مغولان، فلسفه‌ای از صلح‌جویی را بازمی‌تاباند.

ماهیت مکتب شیراز را می‌توان با فضیلت‌هایی مانند صلح‌طلبی، دوستی، خیرخواهی، بردباری، شکیبایی، جوانمردی، میانجی‌گری، جهان نگری و قدردانی از زیبایی توصیف کرد. این اصول اخلاقی به فارس امکان داده است تا علیرغم تحولات تاریخی، تداوم اجتماعی و تمدنی خود را حفظ کند.

عصر سیال

دهه‌های نخست قرن بیست‌ویکم با چندقطبی‌بودن و بی‌ثباتی در نظام‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مشخص شده‌اند که به بحران‌هایی در باور، اخلاق و رفتار انجامیده است. عوامل مؤثر شامل:

  • ظهور فلسفه‌های خودکفایی و افزایش تنهایی.
  • مصرف‌گرایی ترویج‌شده توسط اقتصاد نئولیبرال که برای محیط زیست زیانبخش بوده است.
  • جنگ‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، از جمله نسل‌کشی‌ها در خاورمیانه و اروپا.
  • انقلاب دیجیتال و دسترسی گسترده به اطلاعات.
  • افزایش شکاف ثروت و ظهور «فاشیسم دموکراتیک».

در این زمینه، هوش مصنوعی (AI) هم فرصت‌ها و هم تهدید‌هایی ارائه می‌دهد، با قابلیت جایگزینی حرفه‌های انسانی و سوءاستفاده از آن در جنگ‌ها، همان‌گونه که در غزه مشاهده شد. قدرت بی‌قیدوبند هوش مصنوعی این خطر را دارد که استبداد سیاسی بی‌سابقه‌ای را ممکن سازد.

پژوهشکده مجد در شیراز: نهادی برای اخلاق تطبیقی در جهان معاصر

در سال  (۱۳۹۵)2016، گروهی از پژوهشگران از فارس، با شناخت از میراث اخلاقی و فلسفی شیراز، و درک نیاز فوری به مطالعات اخلاقی برای تقویت آموزه‌های دینی برای مواجهه با چالش‌های جامعه جهانی سیال، پژوهشکده مجد را تأسیس کردند. این پژوهشکده که در مدرسه علمیه امام عصر(عج) (تأسیس‌شده در 1973 توسط آیت‌الله مجدالدین محلاتی) مستقر است، بیش از 40 کتاب درباره اخلاق تطبیقی، به‌ویژه اخلاق جنگ و صلح، به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی منتشر کرده است. آثار برجسته شامل مطالعاتی درباره دوستی، بخشش، سپاسگزاری، کرامت و اخلاق حل منازعه هستند.

این پژوهشکده اهداف زیر را دنبال می‌کند:

  • پل زدن میان ارزش‌های اخلاقی کلاسیک و مطالعات میان‌رشته‌ای، بین‌ادیانی و بین‌المللی معاصر.
  • ترجمه و انتشار ادبیات اخلاقی تطبیقی به زبان‌های جهانی.
  • ارائه دوره‌های تخصصی و کارگاه‌ها درباره اخلاق تطبیقی برای دانشگاه‌ها و مدارس علوم دینی.

 

پروژه‌های آینده:

  • مجموعه شش‌جلدی درباره اخلاق تطبیقی جنگ.
  • مجموعه حریر سبز: آثار مرجع در اخلاق تطبیقی شیعی و جهانی.
  • راهنمای اخلاق و همراه اخلاق به انگلیسی.
  • کتاب راهنمای اخلاق اسلامی به زبان عربی تا سال 2031.
  • مطالعات امام حسین با نگاهی به درس‌های آن برای کنترل جنگ و خشونت.

 

همکاری‌ها:
این پژوهشکده تفاهم‌نامه‌هایی با دانشگاه شیراز امضا کرده و میزبان شعبه شیراز انجمن فلسفی ایران است. این مرکز از مشارکت برای انتشارات و پژوهش‌های مشترک استقبال می‌کند.

 

اهداف بلندمدت:
در عصری از سیالیت اجتماعی و بحران‌های جهانی، این پژوهشکده در پی ارتقا و گسترش ارزش‌های اخلاقی از حیطه شخصی به جمعی و بین‌المللی از طریق مطالعات میان‌رشته‌ای و بین‌ادیانی است. موفقیت در این هدف مستلزم بیان این ارزش‌ها به زبان‌های معاصر و تقویت همکاری‌های علمی است.

پژوهشکده مجد صمیمانه از پژوهشگران و دانشجویان دعوت می‌کند تا به این کوشش بپیوندند.