دوستی به مثابه جهانبینی
این کتاب با نگاهی ژرف و انسانگرایانه، تلاش میکند مفهوم دوستی را از مرزهای احساسات شخصی فراتر برده و آن را به یک اصل بنیادین در اخلاق اجتماعی، سیاست جهانی، روابط بینالملل و گفتوگوی بینادیانی تبدیل کند. نویسنده با تأکید بر اینکه عدالت نقطه آغاز تمایل به همزیستی مسالمتآمیز است، نه صرفاً کمال آن، مسیر تازهای در مطالعات اخلاقی و تمدنی ترسیم میکند. کتاب، با الهام از سنت عرفانی اسلامی، بهویژه شخصیت حضرت ابراهیم(ع) و اهل بیت(ع)، دوستی را نه تنها یک فضیلت فردی، بلکه ضرورتی تمدنی برای بقا و سعادت بشر امروز معرفی مینماید.
در واکنش به خشونتهای دینی و ایدئولوژیک گروههایی چون داعش، طالبان، و بوکوحرام، نویسنده با صراحت نشان میدهد که صرف مقایسه کمی جنایات، هیچ حیثیت اخلاقی برای هیچ طرف نمیآورد. در عوض، او با نقد الهیات خشونتمحور، از ضرورت بازگشت به الهیات دوستی دفاع میکند؛ الهیاتی که تفاوتها را منبع شناخت و رحمت میداند، نه بذر تنازع. پارادایم پیشنهادی کتاب، اخلاق را تابع دوستی میداند، نه برعکس، و ادعا میکند که تنها در فضای دوستیمحور است که دین و اخلاق معنا مییابند و از سقوط در وادی قساوت و تعصب نجات پیدا میکنند.
کتاب با بهرهگیری از منابع گسترده تاریخی، دینی و ادبی از اندیشههای ارسطو، سعدی، سهراب سپهری و حتی متفکران غربی مانند کارل پوپر و ویلیام بلیک، تلاش میکند گفتمان تازهای را در اخلاق و روابط انسانی بنیان نهد. در کنار مقالات فلسفی و نظری، بخشی از کتاب به بازخوانی متون کلاسیک اسلامی درباره دوستی اختصاص دارد و نشان میدهد که سنت اسلامی ظرفیت بالایی برای بازسازی مفهوم دوستی در جهان معاصر دارد. این اثر، دعوتی است به بازاندیشی، تأمل، و کنش عملی برای نهادینهسازی دوستی در ساحت عمومی، باوری که شاید تنها امید واقعی در برابر سونامی خشونت و افراطگرایی در جهان امروز باشد.
کتابشناسی
سرشناسه : محلاتی، محمدجعفر، ۱۳۳۱ -
عنوان و نام پديدآور : دوستی به مثابه جهان بینی [کتاب] : نگرشی نوین به مقوله دوستی در تمدن اسلامی و سیاست جهانی/ به کوشش محمدجعفر امیرمحلاتی.
مشخصات نشر : تهران : هرمس٬ ۱۳۹۶.
مشخصات ظاهری : ۴۳۹ ص. ؛ ۵/۱۴×۵/۲۱ سم.
شابک : ۳۸۰۰۰۰ ریال978-600-456-008-5 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
يادداشت : ص.ع. به انگلیسی: Mohammad Ja’far Amirmahalati. Friendship as a world view: rethinking friendship in muslim civilization and world politics.
يادداشت : این کتاب در سالهای ۱۳۹۷- ۱۳۹۹ تجدیدچاپ شده است.
يادداشت : چاپ چهارم: ۱۴۰۰.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
یادداشت : نمایه.
عنوان دیگر : نگرشی نوین به مقوله دوستی در تمدن اسلامی و سیاست جهانی
موضوع : دوستی — جنبههای مذهبی — اسلام
موضوع : Friendship — Religious aspects — Islam
موضوع : دوستی
موضوع : Friendship
رده بندی کنگره : BP۱۹۶/۶۵/الف۸د۹ ۱۳۹۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۷۷۶
شماره کتابشناسی ملی : ۴۵۹۶۹۹۷
فهرست
سپاس نامه
پیشگفتار
درآمد: ضرورت باز اندیشی دوستی در ساحت اخلاق اجتماعی و روابط بین الملل
بخش نخست :دوستی در ساحت زندگی معنوی جهان
مانیفست و پرسش های فلسفه دوستی؛کحمد جعفر امیر محلاتی
دوستی و عشق در معنویت(عرفان)اسلامی؛ویلیام چیتیک؛ترجمه علی نقی سلطانی
دوستی به مثابه جهان بینی اخلاقی:یک دیدگاه قرآنیمحمد جعفر محلاتی
بخش دوم:دوستی در رواط بین فرهنگ ها ،ملل تمدن ها
دوستی در ایران پیش از اسلام ؛جمشید چوکسی؛ترجمه علی نقی سلطانی
دوستی بین تمدن ها ی مسیحی و اسلامی ؛ریچارد بولت؛ترجمه مجید تخت روانچی
دوستی در اسلام کنفوسیوسی ؛ساچیکو موراتا؛ترجمه علی نقی سلطانی
دوستی در عالم اسلامی ؛عبدالعزیز التویجری؛ترجمه مرتضی رحیمی نژاد
دوستی در روابط بین الملل؛اقبال رضا؛ترجمه علی نقی سلطانی
دوستی بین ادیان و فرهنگ ها ؛زیر بنای دوستی بین تمدن ها ؛سید حسین نصر
ترجمه کاوه بهبهانی
بخش سوم:دوستی در متون پیشین
آیین دوستی در مکتب اسلام (فی مصادقه الاخوان )شیخصدوق
به کوشش محمد برکت
دوستی به مثابه طلیعتی
رفتار با دوست؛عبدالله بن مقفع؛ترجمه محمد هادی طلعتی
محبت و دوستی در رسائل اخوان الصفا؛ترجمه سید محمد ثقفی
ماهیت محبت و بغض و انواع آن در الذریعه الی مکارم الشریعه؛راغب اصفهانی
به کوشش محمد برکت
گنج مردانگی در دوستی و برادری ؛شعبان جبریل عبدالعال ؛ترجمه مرتضی رحیمی نژاد
برادران ؛ابن ابی الدنیا ؛ترجمه محمد هادی طلعتی
بخش چهارم :تاریخ سیر اندیشه دوستی در تمدن اسلامی
در آمدی بر تاریخ اندیشه دوستی ؛یوسف الشارونی؛ترجمه مرتضی رحیمی نژاد
اندیشه دوستی در آثار ابن مقفع،مشکویه،ماوردی،ابن حزم و غزالی ؛یوسف الشارونی؛ ترجمه مرتضی رحیمی نژاد
نمایه
پیشگفتار
پیشگفتار
کتاب حاضر،که در باب اخلاق دوستی در تمدن اسلامی و سیاست جهانی است،با هدف انتقال مفهوم دوستی و کاربرد آن از محدوده روابط خصوصی و احساسی به ساحت آزاد و گسترده رواط مدنی،سیاسی،بین المذاهب و بین المللی،و همچنین بیان این حقیقت که عدالت نقطه شروع تمایلات جمعی و جهانی است،نه صرفا نقطه کمال آن ها تالیف و گردآوری شده است.در ایامی که مقاله های این مجموعه گردآوری می شد هنوز از پدیده داعش و کشتار وحشیانه ایشان به نام شرع که وهن انسانیت است ،خبری نبود.هنوز طالبان پاکستان یکصد و چهل کوئک مدرسه ای را قتل عام نکرده بود.
هنوز بوکو حرام بیش از دویست دختر خردسال را ندزدیده و به ازدواج اجباری وادار نکرده بود.
جنایات داعش،طالبان و بوکوحرام حیثیت اسلام و مسلمانی را به شدت ملکوک و،در آینه اخلاق عرفی جهانی تصویر تمدن ما را به نقطه حضیض دما سنج اخلاقی کشانده است.
چنانچه بخواهیم با مقایسه کمی اعمال خشونت آمیز داعش و طالبان با مثلا کشتار فجیع کودکان فلسطینی در تابستان 1393 به دست اسرئیل یا آنچه در اوکراین از طرف روس ها صورت گرفت و یا نتایج فجیع سیاست غرب مسیحی در سوریه به اصطلاح سری بلند کنیم و غیر مسلمان را جنایاکار تر بدانیم کار عبثی است.بین کشتار کودکان فلسطینی توسط اسرائیل با صدها کودکان یمنی توسط عربستان چه تفاوت اخلاقی _انسانی وجود دارد؟به لحاظ تمدنی اینکخ به دیگران بگوییم شما بیش تر جنایت کرده اند هیچ حیثیت اخلاقی به مسلمان نمی بخشد.
واقعیت این است که چه مسلمان کند چه یهودی چه مسیحی ،اعتبار جمعی مذاهب ابراهیمی و انسانیت بر باد رفته است .
حضرت ابراهیم (ع) در چندین ساحت اخلاقی در حکم مظهر و نماد شناخته می شود.نخست اینکه دوست خدا بود و بنیان گذار مکتب دوستی ،زیرا برخورداری منفرد و خود خواهانه از نعمات الهی را بر نمی تافت و قهرمان مشارکت در نعمت ها بود.
دیگر اینکه واسطه رحمت بود و حتی برای نجات عده ای از عذاب قوم لوط در بارگاه الهی میانجی گری کرد
همین صفات دوستی و رحمت او بود که آتش خشم نمرود را به باغ سبز صلح تبدیل کرد.
از همین روست که رشته نسب اخلاقی اکثر اقطاب نحله های عرفانی و اصناف جوانمردی و فتوت به آن حضرت و نیز به مولا علی(ع)به عنوان مرشدان اکبر می رسد.در ماجرای امتحان بزرگ و نجات حضرت اسماعیل(ع) به فرمان الهی ،حضرت ابراهیم (ع) نقطه پایانی بر قربانی کردن انسان در راه خدا گذاشت.
اکنون جای هزار افسوس و اندوه است که امثال طالبان و داعش یعنی مدعیان پیروی از ابراهیم(ع) و مظفر کمال مکتبش یعنی حضرت ختمی مرتبت و پیامبر رحمت و مروت ،به خشونت و ظلالت پیشا ابراهیمی بازگشته اند.چنین پسررفت اخلاقی تمدن سوزی حقیقتا جز به مدد اهریمن امکان پذیر نیست.
به گمان نویسنده پادزهر این شرارت ها رویکرد به مفهوم دوستی و مروت و اشاعه و اعتلای این فضیلت در میادین روابط اجتماعی و بین المللی است.
معنی شناسی دوستی از حیث فلسفی و اخلاقی،مقدمه مهمی برای گام ضروری بعدی یعنی نهادینه کردن دوستی در همه ساحات زندگی اجتماعی است .
در حالی که در همه کشورها،وزارت خانه هایدادگستری بخش عظیمی از نیروی انسانی را تحت عنوان اجرای عدالت صرف مجازات و تنبیه متجاوزان می کنند، کم تر یا هیچ دولتی برای دوستی هزینه نمی کنند. در عین حال همگان می دانند حفظ سلامت مهمتر از تلاش برای مداواست.
پاسداری از دوست در جامعه ملی و جهانی امری بدیهی و مستغنی از توجه فکری و مادی نیست.
بسط ادبیات و نظریه های دوستی و تاسیس نهادهای دوستی محور، همت و توجه کلان دولت ها ،سازمان هی غیر دولتی و جامعه مدنی را طلب می کند.
دو هزار و پانصد سال پیش ،ارسطو در کتاب اخلاق نیکوماخوس می نویسد:«دوستی عالی ترین و ضروری ترین خیر است که بدون آن ما حتی اگر همه نعمات دیگر را داشته باشیم سائقه و شوق زیستن ندارین.»پس از او،یکی از برجسته ترین آموزگاران ادبیات پارسی ،سعدی،گفت:
با دوست کنج فقر بهشت است و بوستان
بی دوست خاک بر سر جاه و توانگری
تا دوست در کنار نباشد به کام دل
از هیچ نعمتی نتوانی که بر خوری(کلیات سعدی غزل558.ب)
دوستی مثل آب و مثل هوا ممکن و به اندک بهانه و کوششی فرا چنگ می آید،زیرا میل به دوستی در سرشت آدمیان است. سهراب سپهری ،که دائما” در سودای خانه دوست بود می گفت:«فتح یک قرن به دست یک شعر،فتح یک کوچهبه دست دو سلام.»ویلیام بلیک1 هم می گفت:«پرنده یعنی پرواز،زنبور یعنی عسل و انسان یعنی دوست.»با این همه،شاید در تهران بیش از هر شهر دیگری ،و در ایران بیش ازهر کشور دیگری،دیدیم که همان آب و هوای فراوان نیازمند مراقبت است.دوستی نیز نیازمند مراقبت مستمر و حمایت فرهنگی و نهادی است و گرنه از دل چهارده قرن تمدن اسلامی،تاریخی واژگون و امثال داعش و طالبان و بوکو حرام بر می آیند.
کارل بوپر،در واپسین سخن مکتوب فلسفی خود،نوشته است که همه نظریات و سخنان ابداعی او در طول سال های تدریس و تالیف در حقیقت جز بسط و شرح یک جمله بیش نبوده است :«من ممکن است در نظر یاتم کاملا بر خطا باشم و شما کاملا بر حقیقت و صواب ،اما از گفت و گوی بین من و شما هر دو ما چیزی خواهیم آموخت.»این سخن متین و سترگ باید در گوش مسلمان پژواک آشنایی داشته باشد:زیرا در قرآن مجید خوانده اند که از آنجا که درک تفاوت ها منشا معرفت و دانش است .خداوند
مردمان را برای اولید معرفت در اجناس و قبایل و ملیت های مختلف خلق کرد .حال باید پرسید با کدام الهیات و نظام اخلاقی می توان تفاوتها را منشا مشروع تنازعات پنداشت و برای نابودی آن ها دست به این همه جنایت زد،همان گونه که داعش و طالبان و بوکو حرام،سلفی ها و صهیونیست ها می زنند.
مکتب دوستی مدرسه الهیات برای تبدیل تفاوت هاب فکری به اخلاق و معارف سعادت افزاست. ایمان و عمل صالح به فرموده قرآن کریم جز افزاینده دوستی نمی تواند بود :«اِنّ الّذینَ آمَنوا وَعَمِلُواالّصالِحات سَیَجعَلُ لَهُمُ الرَّحمنُ وُدَّا»تنازع امری طبیعی نیست .بلکه به فرموده قرآن کریم از تولیدات شیطانی است.از این رو، الهیات تنازع در واقع اجتماع ممتنع اضداد است که درک و اجرای آن به مساعدت مستقیم اهریمن نیازمند است و چنین است که الهیات داعشی طالبانی،صهیونیستی و اوانجلیستی ای همه جنایت و قساوت آفریده اند.
در حال حاضر، در محافل مختلف و مجامع جهانی صلح جو تلاش مستمری برای توسعه الهیات صلح در همه ادیان صورت می گیرد. این تلاشه ها البته مغتنم و مبارک است . اما گام هایی که ما را به صلحی یرد و غیر دوستانه برساند نیم نقشه و کوره راه سعادت نمایی بیش نیست .فرهنگ ایرانی که مهد ادبیات عرفانی است میتواند و باید پیشگام سایر فرهنگ ها در امر دوستی جهانی باشد .اگر فرهنگ اسلامی اسپانیا و اندلس توانست ادبیات رومانتیک و مهرورزانه را در اروپا ترویج دهد و گوته ,امرسون،ادوارد براون ،نیکلسون و بسیاری دیگر از متفکران غربی را مسحور فرهنگ مشرق زمین بسازد ،ادبیات پارسی اکنون می تواند و باید جهان خسته از خشونت و تشنه دوستی را سیراب کند .
در گام نخست، ما به پارادایمی جدید نیازمندیم که در عین حال از منابع معرفتی دینی بیگانه نباشد.
میدانیم که الهیات عصر جدید برای پایه ممانعت از رویکردهای افراطی به سنت های دینی که حاصلش بروز رفتارهای مذهبی خشن است معادله اخلاق دینی را به معادله جایگزین دین اخلاقی تبدیل کرده است. جان کلام همه پیشگامان روشنگری دینی معاصر همین است که تنها آن گزاره ها و سنت های دینی پذیرفتنی اند که از بوته آزمایش اخلاقی خرد محور و عدالت پایه به سلامت بگذراند. این پارادایم و رویکرد الهیاتی ، اکنون به سرعت در سراسر جهان به سراغ همه ادیان و ایضا به سراغ دانشمندان الهیات اسلامی اعم از سنی و شیعی رفته است .
مدعای این کتاب اما پارادایم اخلاقی و فلسفی متعالی تری است که در عین قبول ضرورت دین اخلاقی به سراغ خود نظام های اخلاقی می رود و به جای اینکه دوستی را تابع اخلاق بداند ، برعکس اخلاق را تابع دوستی می خواهد .
به دیگر سخن ، اخلاقی که عالی ترین مقصود و مقصدش اشاعه دوستی عمودی و افقی ،یعنی دوستی با خالق و خلق اعم از انسان و حیوان و محیط زیست نیست بعید است بتواند هدف امر خلقت را تامین کند،بلکه اکثر صفات عالی و الهی دوستی از قبیل رافت،رحمت،شفقت،انس،محبت،رفق،عطوفتو داد و امثالهم را مهمل و دربهترین حالت مجمل می گذارد. فقط در فضای پارادایم دوستی است که نظام اخلاق برتر و به تبع آن نظام احسن دینی قابل تعریف می شود.
به گمان نگارنده ،گرچه ممکن است پارادایم دوستی به عنوان محک اخلاق سخن تازه ای باشد، اما آیا این مقوله ،یعنی دین رادر پر تو جهان بینی دوستی خواستن تمام روح و لب هدف اخلاقی تشیع و مکتب ولایت به معنی گسترده آن نیست ؟آیا ابوعلی مسکویه رازی دقیقا برخلاف جهت تفکر عامیانه رایج درست نمیگوید که عالی ترین وظیفه امام در جامعه حفظ انس و موانست و سرآوردی موسسه انس است ،یعنی دقیقا ایجاد ،حفظ و ارتقای دوستی؟آیا آیات متعدد قرآن مجید که جهنم نشینان را محروم از دوستی اعلام می دارد به ما نمیگوید که اصولا معنای جهنم یعنی امتناع تولی و دوستی و در مقابل ،بهشت یعنی امکان دوستی؟
آیا قرآن مجید به پیامبر گرامی اسلام فرمان نمی دهد که به مردم بفرماید که تنها شکر و سپاس در مقابل امر هدایت عمل دوستی است:«قُل لا اسئَلُکُم عَلَیهِ أَجرَأ إلاَّ المَوّدةِ فِی القُرَبا…»1
جان،مایة پارادایم«دوستی به مثابه جهان بینی» در همین دو معنا نهفته است:اول اینکه هدف ادیان اخلاق و هدف اخلاق ترویج و اعتلای دوستی است .دوم اینکه اخلاق غیر دوستی محور و دین غیر اخلاقی بهترین نقشه های راه دوزخ را به دست می دهند،زیرا دورخ یعنی امتناع تولی و محبت. این همان نقشه راهی است کخ اکنون در دست خشونت پیشگامی امثال داعش و طالبان و بوکوحرام و افراطیون یهودی و مسیحی و لائیک ،بشر را به سوی دوزخ رهنمون است.
امید مولف ،نویسندگان،ویراستاران و ناشر این است که در مسیر بیان روشن تر پادارایم دوستی ، دامن زدن به گفتمان و بسط ادبیات دوستی گامی برداشته باشند.
محمد جعفر امیر محلاتی