حریر سبز- دفتر دوم

کتاب پیش رو از مجموعه‌ی «دفاتر حریر سبز»، تلاشی هوشمندانه برای واکاوی بحران‌های اخلاقی انسان معاصر است. در جهانی که سرعت تحولات، تنوع انتخاب‌ها، و درهم‌تنیدگی مسئولیت‌های فردی تا جهانی انسان را دچار سرگشتگی کرده، نویسنده با نگاهی بین‌رشته‌ای و بین‌الادیانی، می‌کوشد راهی برای تشخیص گزینه‌های احسن در زندگی امروز بیابد. دغدغه‌ی اصلی کتاب، ارائه‌ی ملاک‌هایی برای انتخاب‌های اخلاقی در جهانی است که مرز میان خیر و شر، و حتی میان حقیقت و مجاز، بیش از پیش تیره و نامشخص شده است.
اثر با پذیرفتن چارچوب اخلاق فضیلت ارسطویی، به دسته‌بندی‌هایی از متفکران اسلامی چون غزالی و کاشانی نیز ارجاع می‌دهد و در عین حال، نگاهی نقادانه به سنت‌های اخلاق‌نویسی اسلامی دارد. با بررسی منابع روایی، کتاب نشان می‌دهد که علی‌رغم حجم گسترده‌ای از فضایل برشمرده‌شده برای مؤمنان، ساختار روشنی در آن‌ها وجود ندارد و گاه، مانند خطبه‌ی همّام، این گستردگی بیش از ظرفیت انسانی است. این تحلیل، نقطه‌ی عزیمت نویسنده برای ضرورت «واقع‌بینی اخلاقی» و طراحی نظامی اخلاقی متناسب با توان و زیست انسان امروز است.
کتاب، اگرچه از میراث اخلاقی سنتی بهره می‌برد، اما از قالب‌های کهنه فراتر می‌رود و به ضرورت بازسازی نظریه‌ای و کاربردی اخلاق در دنیای مدرن توجه دارد. نویسنده با نقد کتاب‌هایی چون «احیاء علوم‌الدین»، بر آن است که فهرست‌های بلندبالای صفات اخلاقی، بدون چارچوب نظری و بدون تناسب با چالش‌های پیچیده‌ی انسان معاصر، دیگر کافی نیستند. از این رو، «دفاتر حریر سبز» به‌دنبال بازخوانی خلاقانه‌ای از اخلاق دینی است که نه‌تنها مؤمنان که همه‌ی انسان‌های درگیر در جهان پرآشوب قرن بیست‌و‌یکم بتوانند از آن بهره‌مند شوند.

کتابشناسی

 

عنوان و نام پديدآورحریر سبز/ سرویراستار محمدجعفر امیرمحلاتی.
تاریخ نشر1402
‏ناشرتهران : نگاه معاصر‏‫
شماره جلد2
تعداد صفحات220
زبانفارسی
‏مشخصات ظاهری21.5 * 14.5 cm
‏شابک‏‫ج.۱‏‫: ‏‫978-622-290-233-9 ؛ ‏‫ج.۲‏‫:‏‫978-622-290-234-6
‏يادداشت‏‫پشت جلد به انگلیسی : M.J. Amir Mahallati, The Green Silk.‎‎
‏موضوعاخلاق اسلامی — مقاله‌ها و خطابه‌ها
Islamic ethics — Addresses , essays ,lectures
ادیان — مقاله‌ها و خطابه‌ها
Religions — Addresses, essays, lectures
عرفان — مقاله‌ها و خطابه‌ها
Mysticism — Addresses, essays, lectures
‏شناسه افزوده

محلاتی، محمدجعفر، ‏‫۱۳۳۱ -، ویراستار

توکلی، غلام‌حسین، -، نویسنده مقاله

رحیمیان، سعید، -، نویسنده مقاله

رحیمی‌نژاد، مرتضی، -، نویسنده مقاله

کاظمی زمهریر، مهدی، -، نویسنده مقاله

مصباحی، سیدشهاب‌الدین، -، نویسنده مقاله

‏رده بندی کنگرهBP۲۴۷/۸
‏رده بندی دیویی۲۹۷/۶۱
شماره کتابشناسی مجدB007
نشانی اینترنتیhttps://majdinst.com/books/b007
‏شماره کتابشناسی ملی۹۰۶۹۰۴۶

 

برای انسان قرن بیست و یکم، گزینه‌های اخلاقی در امور زندگی کار چندان ساده‌ای نیست؛ زیرا زندگی جهانی‌شده به طور همزمان ما را در معرض انواع چالش‌ها قرارداده است:
اضطراب ناشی از کثرت گزینه‌ها، سیال شدن ارزش‌ها و روابط انسانی، رویارویی مکاتب مختلف اخلاق و حقوقی و سیاسی، دراماتیک شدن انتخاب بین دو یا چند خیر، یا اجتناب از دو یا چند شر، کم‌رنگ شدن مرزها بین مسئولیت‌های فردی، خانوادگی، اجتماعی، ملی و جهانی، بروز وضعیت‌های فوق‌العاده مثل جنگ‌ها، پاندمی‌ها، گرمایش زمین، تنهایی‌ها، آوارگی‌های میلیونی و زندگی دوگانه‌ی میان جهان حقیقی و مجازی. در این صحنه‌های سهمناک و گاه دل‌انگیز و در مواجهه با چالش‌های ارزشی، اگر بشود از طریق اخلاق پژوهی بین‌الادیان، بین‌رشته‌ای و بین‌الملل به برخی ملاک‌ها برای تشخیص گزینه‌های احسن در زندگی به خوانندگان یاری کرد، شاید خدمت شایسته‌ای باشد.
دفاتر حریر سبز در پی این مقصودند.

داستان حریر سبز / محمّدجعفر امیر محلاتی
1ـ اخلاق اسلامی: مقایسه ای میان رویکرد عرفانی و رویکرد فلسفی / غلام‌حسین توکلی
2ـ اخلاق سلسله‌مراتبی یا تشکیکی در نزد عارفان / سعید رحیمیان
3ـ دوستی: جاویدان‌خِرَد / مرتضی رحیمی‌نژاد
4ـ پرسشِ دین و اخلاق / مرتضی رحیمی‌نژاد
5ـ در میانه‌ی عقلانیت و معنویت / مهدی کاظمی زمهریر
6ـ اَخلاقِ «شُکر»، در تَرابطِ با «خَیر» / سیّد شهاب الدّین مصباحی

داستان حریر سبز/ محمدجعفر امیر محلاتی

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

پیش‌گفتار
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد
در دل دوست بهر حیله رهی باید کرد
نشاط اصفهانی

هنگامی که اخلاق را فقط برای حلّ معضلات مفید بدانیم،
حوادث، بیشتر از خود انسان اهمیّت می‌یابند.
آیریس مرداک

اگر با یک چشم «دیگران» را خطر، و با چشم دیگر
به سعادت به‌عنوان یک امکان فردی بنگریم،
آنگاه در بطلان همه‌ی اخلاق
از تنهایی یخ می‌زنیم.
از متن مقاله

هستی‌شناسی اخلاقی، چه در زندگی ابتدایی و چه متعالی بشر، متوجّه و متمرکز بر مدیریّت روابط چهارگانه با خدا، با خویش، با دیگری و با طبیعت، به‌تناسب انتظارات و خروجی‌ها و کیفیّت این روابط است. این ساحت‌های چهارگانه، به‌نوعی متناظر با چهار رکن اخلاق از دیدگاه ابوحامد غزالی، تحت عناوین عبادات، معاملات، مهلکات و منجیات است. عبادات، روابط با خداوند؛ معاملات، روابط با دیگران؛ مهلکات، روابط با طبیعت؛ و منجیات، روابط و انتظارات از خویش را تنظیم می‌کند. درعین‌حال، همه‌ی روابط چهارگانه، ‌با همه‌ی ارکان اخلاق، مربوط می‌شود. ساحت‌های چهارگانه‌ی فوق، از یک منظر، زندگی ناسوتی و لاهوتی انسان را تنظیم می‌کنند، که دامنه‌ی آن از ازل تا ابد امتداد دارد؛ و دوایر متداخلی از مبانی فلسفی و هنجاری اخلاق را دربر می‌گیرد.
بدیهی است آنچه از ازل تا ابد امتداد دارد، در هیچ معادله‌ی ساده و قطعی‌ای نمی‌گنجد؛ و بنابراین، نوشتن درباره‌ی اخلاق، کاری بس دشوار است مگر به لطف مدارای خوانندگان بتوان در این وادی جرئت کرد.
مجموعه‌ی اخلاق‌پژوهی حاضر که پیش روی خوانندگان قرار دارد، در واقع، یک بیت شعر معروف فارسی را در ساحت اخلاق به اجرا درآورده است:
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به‌قدر تشنگی، باید چشید!

وضعیت سهل و ممتنع اخلاق‌پژوهی
اخلاق‌نویسی، در ساحت یک سنّت و فرهنگ مشخّص، مثلاً فرهنگ اسلامی، خود، به حدّ کافی، چالش‌برانگیز و مهیب است؛ چه رسد به اخلاق‌نویسی در ساحت گفتگوها و تعاملات بین‌المذاهب و بین‌المللی. چنین‌کاری، نویسنده یا نویسندگان را، با هزاران معادله و ماتریس پیچیده مواجه می‌کند؛ که قلم زدن در هر مورد آن، خطر خطاهای سترگ دارد.
بااین‌حال، چون میان ازل و ابدهای نامتناهی حیات، عجالتاً به توفیق زندگی رسیده‌ایم؛ برای تمشیت مدیریّت‌های چهارگانه‌ی روابط انسانی، ناچار از اندیشه و تأمّل و تعامل هستیم؛ و البتّه، در این مسیر، جز بر ظنون و گمان‌ها نمی‌توان سوار شد، هر چند چراغ‌های هدایت الهی و عقل سلیم همواره راهنما هستند. به هر حال در جهانی که به گفته‌ی متفکّر لهستانی معاصر، زیگموند باومن، همه‌چیز به‌شدّت «سیّال» است؛ ورود به اخلاق‌پژوهی با چالش‌های عظیم معرفتی روبه‌رو است.
اگر خواننده‌ی این سطور، سخن‌های فوق را جدّی و صمیمانه بگیرد؛ و مهم‌تر از آن، اگر خداوند لطیف، به قاعده‌ی لطف مقیم و احسان قدیم، از خطاها و جسارت‌های اخلاق‌نویسی درگذرد؛ می‌توان در بحر مباحث اخلاقی، کمی دست و پا زد؛ و برای ترسیم چند ماتریس اخلاقی، تلاش کرد.
کار علم ساده‌تر کردن امور پیچیده و چندلایه است بدون فروکاستن
اخلاق‌پژوهی، بی‌تعارف، هزار و یک جنبه و ساحت دارد، که از هستی‌شناسی آغاز می‌گردد؛ و در وادی‌های مکتب‌شناسی، معنی‌شناسی، تاریخ‌شناسی، مناسک‌شناسی، منبع‌شناسی، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، سیاست و اقتصاد، دین‌پژوهی، روابط بین‌الملل و بین‌الادیان، مردم‌شناسی، علوم شناختی و فلسفه، علوم طبیعی و ادبی، و فنون هنری و باستان‌شناسی، آخرت‌شناسی، و نهاد شناسی امتداد می‌یابد. به ضرس قاطع‌ می‌توان گفت که اخلاق، به همه‌ی علوم بشری و وحیانی مربوط می‌شود.
غزالی، اکثریّت اهل فردوس را، آدم‌های ساده‌ای می‌دانست که به‌جای فکر کردن و خردورزی انفرادی، به‌طور دسته‌جمعی، ایّام عمر را به اطاعت از فرامین شریعت می‌گذرانند. اگر سخن فلاسفه را قبول کنیم ـ‌که وجود شر در زندگی، لازمه‌ی اختیار است‌ـ، اخلاق طاعت‌محور ساده و ابتدایی، بیشترین فاصله را با شر پیدا می‌کند؛ و بنابراین، سخن غزالی درست می‌نماید. جهانی‌شدن زندگی معاصر امّا، امکان این «توفیق» را، به‌مرور، ضعیف‌تر کرده؛ و زندگی بی‌دغدغه در ساحت دستورالعمل‌های اخلاقی محدود، در سنّت محدود، با معادلات ساده‌ای که در یک جلد کتاب، قابل جمع‌آوری باشد؛ به‌تدریج، ناممکن می‌شود. زندگی جهانی و جهانی‌شدن زندگی، بشر امروز را در اکثر ساحت‌های زندگی، با هزاران اختیار و انتخاب مواجه کرده؛ که کار را مشکل می‌کند. هر گزینه‌ای ملاک می‌خواهد. برای همین، اریک فروم، روان‌شناس معاصر، آزادی را به‌شدّت هراسناک می‌دانست.
نسل معاصر، چه بخواهد و چه نخواهد، با این آزادی هراسناک و مسئولیّت‌آفرین مواجه است؛ و اگر بتوان به کمک دانش و بصیرت اخلاقی، گزینه‌هایمان را تنها کمی بهتر انجام دهیم؛ پژوهش‌های اخلاق تطبیقی، به توفیق مهمی دست خواهد یافت.
فراگستری گزاره‌های اخلاقی
اگر خاستگاه همه‌ی علوم بشری، اعم از علوم انسانی و اجتماعی و طبیعی، به‌روزی بشر باشد؛ این به‌روزی، همه‌جا از طریق اختیار و انتخاب صورت می‌گیرد؛ و درست به همین دلیل، همه‌ی این علوم، با اخلاق، در تعامل است. اخلاق، شاید کمی بیشتر از فقه، همه‌جا سر می‌کشد، سؤال می‌کند، پیشنهاد می‌دهد، مهر می‌ورزد، تأسّف می‌خورد و محکوم می‌کند. اگر اخلاق را یک علم بدانیم، تاریخ تمدّن بشر، هرگز علمی بدین حد مداخله‌جو، اختراع نکرده است.
در گام نخست، می‌توان پرسید که آیا اخلاق، تعریف جامع و شاملی دارد که در هستی‌شناسی این رشته به ما کمک کند؟
تعریف‌های بسیاری وجود دارد. بعضاً جذّاب و تأمّل‌برانگیز و افق‌گستر. با وجود این، انتخاب، بسته به انواع سلایق فکری و مکتب‌های اخلاقی، بسیار مشکل است. در مکاتب فلسفی اخلاق و فرهنگ یونان باستان، اخلاق، به مجموعه‌ی سازوکارهای رفتاری برای احراز شادمانی و رضایت‌خاطر حدّاکثری اطلاق می‌شود. در ادیان ابراهیمی، اخلاق، مجموعه‌ی گزاره‌های هنجاری است که سعادت دنیا و آخرت اشخاص و جوامع را تأمین می‌کند. در ادیان باستانی شرق آسیا، اعم از فرهنگ کنفوسیوسی، هندو و بودایی، اخلاق، انتظارات رفتار متعالی را در ساختارهای اجتماعی، اعم از ساختار سیاسی و خانوادگی و اجتماعی، تعریف می‌کند. همین جا، مثلاً می‌توان دید که چگونه اخلاق یونانی افلاطونی، خوشبختی را در احراز خودکفایی و خودبسندگی می‌بیند؛ ولی اخلاق شرق آسیا، برعکس، هنر وابستگی در چهارچوب ساختارهای اجتماعی است که دروازه‌ی خوشبختی تلقّی می‌شود. در دین زرتشتی، سه‌گانه‌ی پندار و گفتار و کردار نیک، اهداف اخلاقی را تعیین می‌کند. در اسلام، بیشتر به زندگی اجتماعی و خدمت به خلق توجّه می‌شود؛ و بنابراین، اخلاق، مدیریّت زندگی در تعاملات اجتماعی معنی می‌دهد؛ گرچه برخی از نگاه‌های صوفیانه، زندگی اخلاقی را در کناره‌گیری از جمع، میسّر می‌داند. مثلاً، غزالی نقل می‌کند که حسن بصری را گفتند که جوانی، همیشه، پشت ستون مسجدی، به عبادت مشغول و از خلق جدا است. او را به جمع خواندند. «گفت مرا کاری افتاده است که آن مرا از خلق مشغول کرده است…: هیچ وقت نیست که نه از خدای تعالی بر من نعمتی است و نه از من گناهی است، آن نعمت را شکری می‌کنم، و آن گناه را استغفار می‌کنم، نه به حسن بصری می‌پردازم و نه به مردمان…».
در مقابل این نگاه، اخلاق‌پژوهان قرن 11 م، امثال ابوعلی مسکویه و راغب اصفهانی، امکان اخلاق‌ورزی را منحصر به فضای معاشرت عمومی کرده‌اند؛ و بنابراین، فرد عُزلت‌گزین را فاقد کارکرد اخلاقی می‌شناساند. راغب اصفهانی، اصولاً، کلّ مناسک اسلامی را به‌عنوان نهادهای دوستی و مهر تلقّی می‌کند و عُزلتِ عمدی را ناشی از کبر و غرور می‌داند.
خاستگاه اخلاق، برای همه‌ی ادیان ابراهیمی، عدالت اجتماعی است، به نحوی‌که همه‌ی رفتارهای غیر عادلانه، از حیطه‌ی اخلاق خارج می‌شود.
برای بعضی مکاتبِ غیر دینی و سکولار، مهرورزی متقابل انسان‌ها، هدف غایی اخلاق را تشکیل می‌دهد. به‌عنوان مثال، اخلاق‌پژوه معاصر، آندره کنت-اسپانویل، عشق و اخلاق و ادب را، در یک نگاه سه‌گانه، در طول هم می‌بیند. از نظر او،‌انسان مؤدّب، که ظاهر را حفظ می‌کند، ادای اخلاقی بودن؛ و انسان اخلاقی، ادای عاشق بودن را درمی‌آورد؛ ولی انسان عاشق، به‌طور طبیعی اخلاقی است؛ و در زیست اخلاقی، لازم نیست با رنج و کراهت، خود را به نیکوکاری وادار کند. بنابراین، از نظر او، عالی‌ترین ساحت اخلاق‌ورزی، ساحت عشق است. به نظر اسپانویل، عشق به‌طور طبیعی اخلاق می‌زاید و اخلاق نیز ادب می‌پرورد. «هر فضیلتی، بی‌تردید ـ‌دست‌کم هر فضیلت اخلاقی‌- تظاهری از عشق است: صاحب فضیلت بودن، یعنی طوری رفتار کردن که گویی انسان در وضعیت دوست داشتن به‌سر می برد».
بسیاری از اخلاق‌پژوهان معاصر، اخلاق را مکتبِ توجّه به «دیگری» می‌دانند. به عبارت روشن‌تر، «دیگرخواهی» که در مقابل «خودخواهی» می‌نشیند، اخلاق را تعریف می‌کند. اخلاق‌پژوه معاصر فرانسوی، آلن بدیو، اخلاق دیگرخواهانه را بدون قبول وجود خداوند، ممتنع می‌داند. زیرا معتقد است که دیگرخواهی، اگر به مفهوم دیگری مطلق ـ‌که خدا است‌ـ، نرسد؛ ناقص می‌ماند. وی، درعین‌حال، معتقد است که حقیقت، از جنس مشابهت است؛ نه از جنس تنزیه و تفاوت. بنابراین، اخلاق دیگرخواهانه، نمی‌تواند به حقیقت دست یابد؛ و عدم توانایی در نیل به حقیقت، چون فاقد ابدیّت می‌شود، کاربرد ندارد. وی می‌گوید:
«از آنجا که تفاوت، همان چیزی است که وجود دارد، و از آنجا که حقیقت، پا به هستی نهادن چیزهایی است که وجود ندارد، پس کار حقیقت، باید دقیقاً این باشد که تفاوت‌ها را کنار بزند، یا ناچیز جلوه دهد». بدیو، درعین‌حال، تأکید دارد که اخلاق بریده شده از دین، و حقیقت بریده شدن از خدا، تبدیل به ابزار استعمار می‌شود؛ که در حکم آخرین فرمانِ تمدّنی فاتح است: «شبیه من شوید، تا به تفاوت شما احترام بگذارم».
بدیو معتقد است که برنامه‌ی اخلاق مدرن، از تضادّ درونی رنج می‌برد؛ چون نظام‌های سیاسی پارلمانی مدرن، مهمترین کارشان، تبدیل صحنه‌ی اقتصاد است به موضوع یک اتّفاق نظر عمومی بی‌روح.
بدیو، اخلاق را به‌مثابه‌ی وسیله‌ی اجماع‌سازی مورد نیاز اقتصاد مدرن می‌بیند؛ که حتّی بر اعلامیّه‌ی جهانی حقوق بشر نیز، سایه افکنده است.
مشکل امروز بشر از نگرانی بدیو فراتر رفته است. به‌تدریج گزینه‌ی انزوا ـ‌که به حداقل اخلاق زیست نیازمند است‌ـ چنان فراگیر شده که در دو قطب بزرگ جهان صنعتی، یعنی در ژاپن و انگلستان وزارت‌خانه‌های امور تنهایی تأسیس شده است. کاهش زندگی ملموس اجتماعی و فرورفتن تدریجی در زندگی مجازی، ما را از تعامل با دیگران ترسانده است. اگر با یک چشم «دیگران» را خطر، و با چشم دیگر به سعادت به‌عنوان یک امکان فردی بنگریم، آنگاه در بطلان همه‌ی اخلاق، از تنهایی یخ می‌زنیم.
مکاتب و نظام‌های اخلاقی
در دنیای جهانی شده‌ی معاصر، سوائق (انگیزه‌ها) و پیامدهای گوناگون اخلاقی، منجر به ایجاد مکتب‌های جدید، و نیز، فهم جدیدی از نظام‌های اخلاقی سنّتی شده است.
چهارده قرن قبل، حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب (ع)، جامعه‌ی دینی اخلاقی را، بر مستوای سه انگیزه‌ی اخلاق ترس، اخلاق طمع و اخلاق آزادگی می‌نشاند. فرق قُدمایی کلام اسلامی، یعنی امامیّه و معتزله، اخلاق عینی طبیعی را، در مقابل اخلاق شرعی می‌نشانند؛ و قائل به حسن و قبح ذاتی اَعمال هستند. در مقابل، اشاعره، حسن و قبح را، ناشی از جعل شریعت می‌دانند؛ و متابعت از قوانین شرعی را، در اخلاق اطاعت‌محور تعریف می‌کنند. در منابع اسلامی، نیّت، از خاستگاه‌های مهمّ اخلاق است؛ و «الأعمالُ بالنیّات»، به‌صورت ضرب‌المثل، مطرح شده. عرفای مسلمان، عشق الهی را به‌جای اخلاق طبیعی و اخلاق اطاعت‌محور، مبنای رفتار اخلاقی می‌دانند.
درمورد خاستگاه‌های مکاتب اخلاقی در غرب، پنج نگاه رواج بیشتری دارند:
از نظر سقراط و افلاطون، مبنای اخلاق، دانش است و اگر مردمان در مورد امور شر، دانش کافی می‌داشتند مرتکب خطا نمی‌شدند. از نظر ارسطو، فضایل که توسط عادات رفتاری پرورده می‌شوند، از نظر دیوید هیوم، احساسات، به‌نظر آدام اسمیت، همدلی؛ و بالأخره، از نظر ایمانوئل کانت، خرد جهان‌شمول، خاستگاه‌های هستی‌شناسانه و اصلی رفتار اخلاقی را تشکیل می‌دهند. محصول هشت خاستگاه اخلاق اشاره شده، انواع مکتب‌های اخلاقی است؛ که در زندگی معاصر، سر از نحله‌های متعدّد در آورده است؛ از قبیل: اخلاق وظیفه‌محور، حقوق‌محور، غایت‌محور، روش‌محور، پیامد‌محور، الگومحور، اخلاق طبیعی، اخلاق شریعت‌محور یا اطاعت‌محور، اخلاق عشق‌محور، اخلاق اضطراری، اخلاق نیّت‌محور، اخلاق نسبی و سایر مکتب‌ها.
مشکل رویکردهای دایرةالمعارفی
اخلاق‌نویسان قدمایی امثال ابو حامد غزالی یا بدیل شیعی او ملّا محسن فیض کاشانی، در کتاب‌های دایرةالمعارفی خود یعنی در إحیاء علوم الدین و محجّة البیضاء در ذیل عناوین چهارگانه‌ی عبادات، معاملات، مهلکات و منجیات، صدها فضیلت اخلاقی را همراه با آیات پشتیبان قرآنی و روایات دسته‌بندی کرده و ارائه داده‌اند. سایر اخلاق‌پژوهان مسلمان از قبیل فارابی، ابوعلی مسکویه، راغب اصفهانی، ابوالحسن عامری، نصیرالدین طوسی، جلال‌الدین دوانی، غیاث‌الدین منصور دشتکی و فاضلین نراقَین با قبول چهارچوب‌های اخلاق فضیلت ارسطویی دسته‌بندی‌های متفاوتی از غزالی و کاشانی در ترسیم هیئت اندام‌های اخلاقی ارائه داده‌اند که بر گنجینه‌های معارف اخلاقی می‌افزاید.
منابع روایی نیز اغلب با همین رویکردهای دایرةالمعارفی صفات مؤمنان را بدون ساختار روشنی برشمرده‌اند. به‌عنوان مثال یک کتاب اخلاقی تحت عنوان «اخلاق دینی در اندیشه‌ی شیعی، شرح و تحلیل اخلاق اصول کافی» در اوصاف مؤمنین و عارفان و عابدان و نزدیکان پیامبر از قول پیامبر اکرم به‌ترتیب، بیست، پنج، پنج و هشت صفت یا فضایل اخلاقی را برمی‌شمارد. کتاب مزبور سپس در اوصاف مؤمنین به روایت حضرت علی ابن ابی‌طالب (ع) در خطبه‌ی همّام یکصد و بیست و نه صفت را نقل می‌کند. در بخش بعدی در اوصاف کریمان از قول امام حسن ابن علی (ع) پانزده صفت و سپس اوصاف مؤمنین به روایت امام سجاد(ع) به هفت صفت تقلیل می یابد. متعاقباً صفات مؤمنین از منظر امام صادق (ع) به بیش از پنجاه و دو فضیلت بالغ می‌گردد. نکته‌ی بسیار پراهمیّت این است که در گزارش خطبه‌ی همّام، وی پس از دریافت یکصد و بیست و نه صفت مؤمن، ظرفیت روحیش تمام و جان به جان آفرین می‌سپارد. اغلب نویسندگان اخلاق علوی به این فراز از نهج البلاغه توجه نکرده‌اند که سمبولیسم این ماجرا نشانه‌ی ضرورت واقع‌بینی اخلاقی و ظرفیت‌سنجی جوامع را نشان می‌دهد که در سخن مولای متقیان به‌خوبی مطرح شده است.
کتاب مزبور منبع بسیار قوی در بر شماری مکارم اخلاق و ذنوب یا گناهان به شمار می‌آید. درعین‌حال همانند کتاب‌های قدمایی اخلاق، امثال إحیاء علوم الدین غزالی، مجموعه‌ای از انواع مهلکات و منجیات را بدون هیچ چهارچوب نظری مطرح می‌کند که دنبال کردنش با سرعت زندگی مدرن و نیز با طبع دراماتیک عوامل زندگی معاصر کم‌تناسب است.
کتاب دیگری نوشته‌ی شارل‌ـ‌هانری دو فوشه کور درباره‌ی مفاهیم اخلاقی در ادبیات فارسی از سده‌ی سوم تا سده‌ی هفتم هجری، به بررسی انواع اندرزنامه‌های فارسی از قبیل قابوس‌نامه، مرزبان‌نامه، سیرالملوک نظام‌الملک، جوامع الحکایات عوفی، اخلاق محتشمی طوسی، تحفة الملوک اصفهانی و برخی از آثار اخلاقی منظوم مثل کلّیات سعدی و محتواهای اخلاقی این آثار می‌پردازد. کار فوشه کور از حیثیت تحلیلی و مقایسه‌ای قابل توجهی برخوردار است. درعین‌حال آن‌قدر به منظومه‌های متعدّد اخلاقی می‌پردازد که خواننده را در انواع فضایل مستغرق می‌کند و نقشه‌ی راهی برای انسان متوسط، به دست نمی‌دهد.
بحران‌های دراماتیک، نیاز زمانه، و تلاش برای کشف گزاره‌های بنیادین اخلاق
به‌تدریج سه رشته‌ی فرااخلاق، اخلاق کاربردی و فلسفه‌ی سیاسی در قرون اخیر بر نظام‌های اخلاق هنجاری اضافه شده و وضعیت دشواری را برای اخلاق‌پژوهان ایجاد کرده است. علاوه بر این با تشکیل جامعه‌ی جهانی و فروپاشی اندیشه‌های مدینه‌ی فاضله، برخی از هنجارهای اخلاقی و کاربردی رو در روی یکدیگر ایستاده و وضعیت‌های دراماتیکی را ایجاد کرده‌اند. یعنی شرایطی که شخص ناچار است یک گزینه‌ی ارزشی را به هزینه‌ی نادیده گرفتن ارزش یا ارزش‌های دیگری انتخاب نماید، مثل احراز آزادی به هزینه‌ی برابری یا بالعکس.
بروز وضعیت فوق موجب شده که کتاب‌های دایرةالمعارفی اخلاق که ملاک‌های ترجیحی ندارند اثرگذاری کمتری داشته باشند، زیرا انسان و زندگی معاصر نیازمند تصمیم‌گیری‌های نسبتاً سریع و ترجیحات و اولویت‌های اجرایی اخلاقی در وضعیت‌های دراماتیک و تضادآمیز است و رویکردهای مدینه‌ی فاضله‌ـ‌گرا کاربرد کمتری دارد. درست به همین دلیل اخلاق‌پژوه معاصر مصری، عبداللّه درّاز در مقدمه‌ی «دستور الاخلاق القرآن» از بی سامانی و انباشتگی مباحث اخلاقی توسط غزالی گله دارد. با همین نگاه انتقادی، طه عبدالرحمن متفکّر معاصر عرب در کتاب «سؤال الاخلاق» به آرای اسلام‌پژوهان قدمایی در اندیشه‌های مقاصد الشریعه پرداخته، ایشان را در جداسازی مبانی شریعت از اخلاق نقد کرده و خواستار تدوین «تخلیق المقاصد» گردیده است. خلاصه اینکه زندگی نوین جهانی در مواجهه با موقعیت‌های ویژه‌ای قرار گرفته شامل : ۱) کثرت مکاتب و گزینه های اخلاقی، ۲) بروز وضعیت‌های دراماتیک که نیازمندِ کشف مبانی اخلاق ترجیحی و کاربردی اخلاق هستند، ۳) ضرورت تعمیم اخلاق خلوت به ساحت عمومی، ۴) توسعه‌ی مضامین فرااخلاق، ۵) و نیز نیازهای نوین فلسفه‌ی سیاسی. برای سامان دادن به این وضعیت‌ها و چالش‌های عملی و معرفتی، رویکردهای انباشتگی اخلاقی و دایرةالمعارفی دیگر جواب نمی‌دهد. به دیگر سخن جهان نوین در جستجوی پارادایم‌های بنیادین، ترجیحی و اجتهادی اخلاق است.
سلسله‌مراتب اولویت‌های اخلاقی
اخلاق‌پژوهان یهودی و مسیحی، توجّه و عشق نسبت به غریبه و همسایه و حتّی دشمن را مهم‌ترین صحنه‌ی بروز، و مظهر اخلاق می‌دانند. برخلاف برخی از دانشمندان یهود که محبّت درون‌مذهبی را در چهارچوب قومیّتی یهود تعریف می‌کنند؛ جاناتان ساکس می‌گوید: «اگر از دیگران انسانیّت‌زدایی کنیم؛ تمام نیروی اخلاقی دنیا هم نمی‌تواند ما را از تبدیل شدن به منشأ شر نجات دهد». او می‌گوید در تورات، 36 بار آمده که باید غریبه‌ها را دوست بداریم. غریبه دوستی اما با فلسفه‌ی سیاسی معاصر تنش جدی دارد. در واقع، فلسفه‌ی سیاسی مدرن ـ‌که انواع هویّت‌های ملّی را براساس شناخت دشمنان پی می‌ریزدـ، با مکتب‌های گوناگون اخلاقی، از این جهت ناسازگار است که از یک منظر کلان، معنا ندارد که هیچ نظام اخلاقی‌ای، در مرزهای سیاسی و مسلح کشورها، متوقّف گردد.
در الهیات مسیحی، شفقت ‌ از مهمترین گزاره‌های هنجاری دین به حساب می‌آید. در الهیات یهودی گفته می‌شود امّت یهود درست در لحظه‌ای تشکیل شد که یوسف، برادرانش را بخشود. بخشایش در مسیحیت و اسلام نیز حیثیت شالودگی دارد. در مسحیت رایج، خداوند به‌خاطر رنج مسیح بر صلیب، پیروان او را بخشود. در اسلام، نخستین آموزه‌ی دینی پس از هبوط آدم و حوّا بر زمین که توسط جبرئیل به ایشان القا شد، توبه و اولین خبر خوب برای انسان، به‌عنوان مسافر تازه وارد به زمین، قبول این عذر و بخشایش الهی بوده است.
قرآن مجید در ترسیم سیمایی از فردوس، برترین کار ارزشی ساکنان را حمد و ستایش پروردگار به‌مثابه‌ی شاکری اعلام کرده است.
اسلام‌شناس معاصر توشیهیکو ایزوتسو معتقد است که مهمترین ارمغان ارزشی اسلام برای جامعه‌ی عرب، حلم و شکیبایی است، زیرا جامعه‌ی عرب به‌شدّت از فرهنگ جاهلی به‌معنای هیجانی در رنج بوده و نمی‌توانسته احساسات خود را مهار کند.
منابع هنجارهای اخلاقی ادیان ابراهیمی، بر کلام خداوند، و سپس، بر سنّت‌های دینی تکیه دارند؛ و لذا، شریعت، حلَخَه و کانن برای ادیان، اسلامی، یهودی، و مسیحی، منبع درجه‌اوّل اخلاق، و مبنای مناسکی آن‌ها، به‌حساب می‌آید. جان‌مایه‌ی شریعت، در مکاتب ابراهیمی، حفظ و صیانت از فکر و ملک و دین و حیثیّت و جان، و نیز فرض بی‌گناهی همه‌ی آدمیان است. البتّه، ادیان ابراهیمی، و نیز، مذاهب گوناگون در هر دین، در روش‌های اجرایی مبانی اخلاقی، با یکدیگر اختلاف‌نظر دارند.
اخلاق‌پژوهان، علاوه بر کلام خدا، حافظه و تجربه (شاکله‌های سنن تاریخی) را، از منابع مهمّ اخلاق می‌شناسانند. آثار کارکردهای رفتاری در جوامع، در طول تاریخ، در خروجی تمدّنی آن‌ها مشخّص می‌شود. ظهور و سقوط تمدّن‌ها، در واقع، آینه‌ی تمام‌نمای تجربه‌ی اخلاقی جوامع است. این امر، در قرآن کریم، بسیار مورد توجّه است. قرآن، تنها راه استمرار جوامع را، در سه صفت، نهاد شاکری، توبه از خطاها و گناهان، و حفظ الگوهای اخلاقی انسانی می‌داند؛ و خطاب به پیامبر (ص)، بیان می‌دارد که تا زمانی که مردم یک جامعه، شاکر نعمت‌ها، و توبه‌کارند؛ و تو (پیامبر)، میان ایشان هستی؛ خداوند، آن‌ها را مجازات نخواهد کرد. در روایات متعددی از منابع اسلامی، ذکر شده که وجود چند انسان صالح در جامعه، مانع قهر خداوند بر آن جامعه می‌شود. در این صورت، سه عامل شُکر و عذر و صالح، یا صفات سپاس‌گزاری و عذراندیشی و وجود سرمایه‌ های اجتماعی معنوی، کلید استمرار جوامع است.
قرآن مجید، مهمترین خروجی نظام‌های دینی را، مودّت اجتماعی و معّیت یا دوستی می‌داند:
«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا» [مریم (19) : 96]؛ «کسانی که ایمان آوردند و عمل نیک انجام دادند، خداوند بخشاینده، برای ایشان، مهر و دوستی قرار خواهد داد».
در این صورت، جامعه‌ی اسلامی، با نظرگاه توحیدی به‌عنوان کف ایمان و با عدالت، به‌عنوان کف اخلاق، شروع می‌کند؛ و با صبر و شُکر و عذر و مراقبت از سرمایه‌های اجتماعی انسانی حفظ می‌شود؛ و در شاهراه اخلاق، به‌سمت عالیترین خروجی دین و اخلاق یعنی مودّت این جهانی و مصاحبت آخرتی ـ‌که تعریف بهشت است‌ـ، پیش می‌رود. در مقابل، جامعه‌ی کافر با شرک و ظلم آغاز می‌شود، با رفتار هیجانی و ناسپاسی و اصرار بر گناه و نابودی سرمایه‌های اجتماعی دچار فروپاشی می‌گردد و سر انجام با خروجی‌های خصومت و انزوا به دوزخ، که دار تنهایی و دشمنی است، منتهی می‌شود.
روش‌شناسی قرآن مجید در اخلاق‌پژوهی
نگاه پارادایمی ـ اخلاقی به قرآن مجید می‌تواند اخلاق‌پژوهان تطبیقی را از نظر روش‌شناسی کمک کند. به‌عنوان مثال چند نکته‌ی زیر، ما را با زبان اخلاقی قرآن آشنا می‌سازد:
اوّل اینکه قرآن مجید در یک آیه‌ی پارادایمی (۵۵ سوره‌ی زمر) مؤمنین را به انتخاب گزینه‌ی احسن در بین دستورات خود این کتاب مقدس دعوت می‌کند. مثلاً در مورد قتل نفس، مؤمنین بین سه گزینه‌ی قصاص (عدالت تنبیهی)، دیه (عدالت جبرانی)، یا عفو (کرامت) اختیار دارند. این سه گزینه‌ی اخلاقی به‌طور نمادین ظرفیت‌های سه نوع مخاطب ابتدایی، متوسط و متعالی را در نظر می‌گیرد. درعین‌حال خود قرآن عفو را گزینه‌ی احسن اعلام می‌کند. بنابراین کتاب مقدس، به تناسب ظرفیت‌های تمدنی جوامع، دستگاه‌های مختلف اخلاقی را پیشنهاد می‌دهد وگرنه با وجود ترجیح عفو، ذکر گزینه‌های دیگر در مورد قتل نفس ضرورت نداشت. در این صورت «اخلاق ظرفیت»، به سایر مکاتب اخلاقی مورد قبول و توجه قرآن به وجهی که در ابتدای مقاله آمد افزوده می‌گردد.
تکمیل کننده‌ی مطلب فوق، قول محمد مجتهد شبستری است در اینکه، قرآن مجید در توصیه به ترجیحات اخلاقی به‌جای صفات عالی اکثراً صفات تفضیلی به‌کار می‌برد و بدین‌سان راه را برای تعالی اخلاقی تا بی‌نهایت باز می‌گذارد. این تفضیل با عبارت «خیرٌ مِن» (بهتر از) آمده است که هیچ‌گاه راه را برای امر والاتری از منظر اخلاقی نمی‌بندد. یعنی همه‌جا از «بهتر» به‌جای «بهترین» استفاده می‌شود. این رویکرد به لحاظ منطقی راه را بر بنیادگراییِ خشونت بار اخلاقی نیز می‌بندد. باز ماندنِ ابدیِ بابِ امکانِ تحقّقِ خیرِ بزرگ‌تر، از سوی قرآن مجید، بیانگر این است که آینده همیشه بهتر از گذشته است. در چنین دستگاه بینشی، بنیادگرایی ارزشی و نهادی جایگاهی ندارد.
نکته‌ی دوم اینکه قرآن مجید بیشتر، به‌جای قضاوت هنجاری مستقیم و اینکه خوب و بد اَعمال را بگوید، اِعلام می‌کند که خداوند چه اَعمالی را دوست داشته و کدام را دوست نمی‌دارد. این زبان برای قضاوت‌های هنجاری اَعمال ملایم‌ترین است.
سوم اینکه در خوب و بد اَعمال، قرآن مجید خیلی بیشتر متوجه ارزیابی خود اَعمال می‌شود تا عامل و فاعل. این امر از هرگونه فروکاستن انسان به انواع امور شرور اجتناب می‌دهد و راه را بر تفکّر تکفیری می‌بندد و به‌طور سیستماتیک به خطاکاران فرصت بازگشت می‌دهد. محکوم کردن عمل شرّ به‌جای عامل شرور، در حقیقت از انسان‌دوستانه‌ترین و صلح‌گراترین رویکردهای قرآنی است. بازگشت و آشتی، برای همیشه یک گزینه‌ی واقعی و در دسترس شناخته می‌شود.
دوگانه‌ی کلان اخلاق در سنن ابراهیمی: اصالت مودّت و رفع مخاصمه در سپهر زندگی الهی‌ـ‌انسانی
با ملاحظه‌ی مجموعه‌هایی از آموزه‌های اخلاقی در سنن ابراهیمی که در قرآن مجید پژواک یافته، به‌نظر می‌رسد یکی از کلان‌ترین و اصیل‌ترین آموزه‌ها، دوگانه‌ی «معیّت» و «رفع مخاصمه» است. شاید این بصیرت قرآنی که همه‌چیز زوج آفریده شده، زوج اخلاقی فوق را در رأس مکارم اخلاق بنشاند.
در تأیید اندیشه‌ی فوق می‌توان گفت که اوّلاً: در هستی‌شناسی انسان در قرآن، اختراع زوجیّت زن و مرد نشانه‌ی اصالت معیّت و مودت در سپهر زندگی انسانی است. در واقع خلقت با ظهور یک دوگانه و اختراع ازواجِ مکمّل آغاز می‌شود. در این صورت، تفرّد به‌طور اساسی نفی می‌گردد و حیثیّت شرّ پیدا می‌کند. این نگاه معیّت‌محور، که در ضرب‌المثل «الرّفیق، ثم الطّریق» (دوست، سپس راه) انعکاس یافته، از هستی‌شناسی انسان آغاز و تا آخرت‌شناسی او امتداد می‌یابد و ابدیّت او را رقم می‌زند، به‌نحوی که تصویر بهشت در قرآن مجید، «مصاحبت احباب» را در رأس ویژگی‌های فردوس می نشاند و بر عکس دوزخ را سرای تنهایی و خصومت معرفی می‌کند.
ثانیاً: بخش قابل توجهی از آموزه‌های اخلاقی قرآن، پیامبر اکرم، و ائمه‌ی هُدا، در تشویق معیّت و مودّت از طریق تأکید بر صله‌ی رحم، اخلاقِ اخوانی، و ممانعت‌های اخلاقی‌ـ‌حقوقی در آغازگری مخاصماتِ معیّت‌زدا، است.
ثالثاً: هم قرآن و هم آموزه‌های اخلاقی، هنجارهای مودّت‌افزا را در قالب نهادهایی از قبیل ازدواج، خانواده، زکات، انفاق، صله، منشورهای تأمینی (همانند منشور مدینه)، اِخوانیات، نمازهای جماعت و… پی گرفته‌اند. از جمله مقوّمات مهم هنجاری معیّت تأکید بر سپاس‌گزاری عمودی وافقی در روابط انسان با خداوند، با همنوع و با انسان است. شکر و شاکری از ریشه و عمدتاً برای معیّت‌افزایی و حفظ دوستی‌ها اختراع شده است. به‌نظر می‌رسد نماز و زکات مستقیماً برای نهادینه کردن شکر و سپاس‌گزاری عمودی و افقی بنا نهاده شده‌اند.
آیه‌ی معروف پارادایمی قرآن: «لَنْ تَنالو البِرَّ حتّیٰ تُنْفِقوا مِمّا تُحبوّن» (آل‌عمران (3) : 92) (امتناع دسترسی به نیکویی شخصی بدون خیر رساندن به دیگری) به‌وضوح نشان می‌دهد که فلاح و رستگاری و شادمانی دو جهان از معیّت و مودّت می‌گذرد.
منابع وحیانی و سنن ابراهیمی برای زوج مکمّل اخلاق معیّت و مودّت، یعنی «اخلاق رفع مخاصمه» نیز انواع هنجارها و نهادها را اختراع کرده‌اند. مثلاً اندیشه‌های توبه یا عذرخواهی، بخشایش، عدالت، اصلاح ذات بین، روزه، و حجّ ـ‌که یک نهاد تمام‌عیار عذر و عفو است‌ـ عمدتاً یا برای جلوگیری یا رفع مخاصمه اختراع شده‌اند. توجه کنیم که در نگاه قرآنی اصولاً شیطان به این دلیل عمده مطرود شده که کار اصلی او دعوا آفرینی و معیّت شکنی است، و درست از همین رو طبق روایات معصومین بدترین خبر برای شیطان، غفران الهی است که بین بنده و خالق تجدید پیوند می‌کند. از منظر مقاصد الشریعه، قرآن صراحتاً علّت اصلی ممنوعیت شرعی شراب و قمار را دعواآفرینی این پدیده‌ها اعلام کرده است.
حدیث مشهوری از امام علی به نقل از پیامبر اکرم ارزش یک رفع مخاصمه را از یکسال عبادت نماز و روزه برتر می‌داند: صَلَاحُ ذَاتِ البین أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ والصّیام.
طبق روایتی از پیامبر اکرم،: «هیچگاه نبود که جبرییل نزد من بیاید، جز آنکه مرا موعظه می‌کرد و آخرین سخنش به من این بود که: از دشمنی با مردم بپرهیزید، زیرا که آن، عیب نهفته را آشکار می‌کند و عزت را از بین می‌برد». بدیهی است آخرین سخن قدسی علی‌القاعده می‌بایست اهمیّت کلان اخلاقی درجه‌ی اوّل داشته باشد.
اینکه قرآن با به رسمیت شناختن امکان بهشت برای اهل کتاب و انواع سلایق فرهنگی به شرط تقوا از یکسو و تأکید بر ملاک‌ها و شاخصه‌های فردی و عملی در ارزیابی‌های هنجاری حسب «إنّ اَکرَمَکُم عِند اللّه اتقٰیکم» (حجرات (49) : 13)، تکثرگرایی اخلاقی را دامن می‌زند از مویّدات نظریّه‌ی اصالت مودّت است. همچنین توجه به این امر مهم است که این کتاب مقدس با دعوت مؤمنان به مسابقه در خیرات و کسب غفران، بر اخلاق عملی اصالت پیوند یا معیّت تکیه می‌زند.
قرآن مجید، با دوگانه‌ی تقوا‌ـ‌سبقت، دشمن اصلی را در درون شخص و موضوع دوستی را در بیرون به رسمیّت می‌شناسد. مهار نفس خویش و تشویق خیر رساندن به دیگری شاید یکی از مهمترین دستورالعمل‌های روشمند اخلاقی باشد که انسان معاصر را از بحران تعدد گزینه‌های خیر و شرّ و وضعیت دراماتیک اخلاق نجات می‌دهد. در حقیقت با مکانیسم دوگانه‌های، تقوا (یا مهار نفس زیاده خواه و خود خواه) از یک‌سو و روآوری به خیرات نسبت به دیگران (دیگر دوستی)، از سوی دیگر، همچنین سپاس‌گزاری سیستماتیک از یکسو و توبه و عذرخواهی سازواره از دیگر سو (تقواـ‌خیرات، شکرـ‌عذر)، قرآن به‌طور روشمند هنجاری و نهادی، تلاش دارد که جامعه‌ی انسانی را با حداکثر بازدارندگی از تخاصم و تفرّد، به حداکثر دوستی عمودی و افقی در دنیا و آخرت نایل کند. حال اگر از این نظرگاه به برخی از اندیشه‌های مدرن در اخلاق جهانی نگاه کنیم، درمی‌یابیم که انگار، به‌نوعی، آشنایی پیشینه‌ای با این اندیشه‌ها داشته‌ایم.
به گفته‌ی کنت‌ـ‌اسپانویل اخلاق‌پژوه معاصر، سپاس‌گزاری، «زمان بازیافته»، «شادی خاطره»، «اشتراک شادمانی»، «بهترین واقعیت میان اندوه و امید» و اعلام این است که «شادی من، شادی ما است». او از قول اسپینوزا نقل می‌کند که، «هرچه بیشتر، چیزهای جزیی را دوست بداریم، بیشتر خداوند را دوست داریم.» آیا برای همین منظومه‌ی ارزش‌های سپاس‌گزاری نیست که قرآن سپاس‌گزاری را موجب افزایش وجودی انسان می‌داند؟
در مورد بخشایش که عامل رفع مخاصمه است اسپانویل به نقل از دکارت می‌گوید: «هیچ قدرتی نمی‌تواند کاری کند که آنچه انجام شده، انجام نگردد.» وی می‌افزاید: «بخشایش، خطا را پاک نمی‌کند بلکه کینه را حذف می‌کند». مخاصمه اکثراً یا به‌خاطر طمع و ترس یا به‌خاطر کینه و نفرت است. برای کسی که با نظریّه‌ی قرآنی بخشایش آشنا است، اتفاقاً قرآن مجید در طیف گسترده‌ی بخشایش، علاوه بر عفو و صفح و غفران، دو نظریّه‌ی محو و تبدیل را مطرح می‌کند که ناقض سخن دکارت است و عالی‌ترین رویکرد رفع مخاصمه و صلح‌گستری را به دست می‌دهد.
شاهد دیگر مدعای اصالت معیّت و مودّت، دعاهای آخرت‌شناسانه انبیا و اولیا در قرآن است که با گزاره‌ی «و تطمع أن یدخلنا ربنا مع القوم الصالحین» (مائده (5) : 84) یا حشر و نشر ابدی با ابرار ختم می‌گردد «توفّنا مع الابرار». مثلاً در آخرین بند دعای سلیمان در قرآن مجید، او تقاضای شمول رحمت به معنای معیّت با صالحان را در زندگی آخرتی دارد.
بنا به آنچه آمد هیچ نهادی بیشتر و فراگستر تراز معیّت و موّدت، در زندگی آغازین و فرجام انسان ظهور و سیطره ندارد.
اگر این اندیشه سرلوحه‌ی زندگی فردی و اجتماعی قرار گیرد، نقشه‌ی راه فلاح و رستگاری چندان پیچیده نمی‌نماید و بدون حفظ کردن فهرست های عریض و طویل مکارم و رذایل اخلاقی شاید بتوان یک زندگی متوسط اخلاقی را در وضعیت سیّال جهانی تمشیت کرد. در این دستگاه اندیشگی به‌راحتی می‌توان فهمید که چرا مثلاً شرک به‌خاطر نادوستی و ناسپاسی عمیقش نسبت به خداوند بدترین گناه محسوب می‌شود. فلسفه‌ی وجودی ادب، وفاداری، دوراندیشی، میانه روی، شجاعت، عدالت، بخشندگی، شفقت، بخشایش، سپاس‌گزاری، تواضع، بردباری و شکیبایی، پاکدامنی، شوخ طبعی، مهر، دوستی، راست‌گویی، صلح‌خواهی، حسن‌نیت و خیرخواهی به‌عنوان هنجارهای کاربردی در خدمت معیّت و در اجتناب از مخاصمت تبیین می‌شوند.
در یک نگاه عرفانی کلان، اصالت مودّت و دوستی در سپهر هستی چنان است که کلِّ دستگاه اخلاقی اعم از صواب و گناه و پاداش و مجازات و رنج وشادی به‌مثابه‌ی ابزارهای گفتگو و تعامل دایمی با محبوب به حساب می‌آیند و اخلاق و بی‌اخلاقی، توأمان، به مباحث درجه‌ی دوم افول می‌کنند.
سخن نشاط اصفهانی ـ‌که از قضا به‌عنوان نخستین وزیر خارجه‌ی ایران شهرت داردـ همین معنا را القا می‌کند:
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد

شاید حدیث معروفی که از پیامبر اکرم نقل شده، و صرف‌نظر از سندیّت، در الهیات بخشایش بسیار آمده، بیان دیگر همین معنا باشد: «اگر گناه نکنید، خداوند مردمانی را می‌آفریند که به گناه و استغفار توأمان می‌پردازند».
سخن حافظ در نگاه به معصیت و زهد به‌عنوان امور درجه‌ی دوم فلسفی، پژواکی قوی دارد:
مکن به چشم حقارت نگاه در من مست
که نیست معصیت و زهد بی مشیت او

شاید اشارات برخی روایات منقول از امامان شیعه و انواع ادبی اِخوانیات که در مورد روابط مؤمنان به جزئیات گسترده‌ای در مورد کیفیت‌های دوستی پرداخته متأثر از همین اصالت مودّت و معیّت بوده است. برای نمونه در حدیثی منقول از امام صادق (ع) چنین آمده است: تَوَاصَلُوا وَ تَبَارُّوا وَ تَرَاحَمُوا وَ تَعَاطَفُوا (به هم پیوندید و به هم نیکی کنید و با هم مهربان باشید و برای هم دلسوزی کنید). در این سخن همه‌ی توصیه‌ها به‌صورت امور دوجانبه آمده که این دوجانبگی از مهمترین جنبه‌های نظریه‌های دوستی در مکاتب مختلف از جمله در اخلاق نیکوماخوسی ارسطو است.
روش‌شناسی اخلاق عملی‌ـ‌کاربردی در معادلات دوجانبه‌ی مودّت
جامعه‌ی جهانی شده‌ی معاصر، برای تمشیت زندگی روزمره نیاز جدی به ارائه‌ی راه‌کارهای عملی در اخلاق اجتماعی دارد و نگاه‌های نظری صرف، تکافوی نیاز نمی‌کند. بدیهی است امکان استفاده از منابع دست اول دینی مانند قرآن مجید، در هر مقطع تمدنی از تاریخ زیست بشر، بستگی مستقیم به ظرفیت‌های عقلانی، احساسی و ایمانی همان عصر و نسل دارد. بنابراین درعین‌حال که نمی‌شود برای فهم‌های جدید از این منابع، محدوده‌ای قائل شد، به‌نظر می‌رسد این کتاب مقدس برای نسل حاضر و اجرایی کردن اخلاق دوجانبه‌ی مودّت، معادله‌ی بسیار مهمی پیشنهاد می‌کند که می‌توان آن را از الگوی رفتاری خداوند با مؤمنان استنتاج کرد. مثال زیر یک نمونه از این برداشت‌ها است.
آیات ۳۳ تا ۳۵ سوره‌ی زمر معادله‌ی دقیق و الهام‌بخشی برای مودّت کاربردی بین خدا و انسان ارائه می‌کنند:
«و آن کس که راستی آورد و آن را باور نمود، آنانند که پرهیزگارانند. برای آنان هر چه بخواهند پیش پروردگارشان خواهد بود. این است پاداش نیکوکاران. تا خدا بدترین عملی را که کرده‌اند از ایشان بزداید و آنان را به بهترین کاری که می‌کرده‌اند پاداش دهد».
آیات فوق راست گفتاری و راست کرداری را مصادیق روشن خویشتن‌داری یا تقوا می‌شناسد. از قضا دامنه‌ی معنایی صداقت، هم راستی و هم، دوستی را در بر می‌گیرد. در خلاصه‌ترین برداشت از آیات فوق چنین دانسته می‌شود که اخلاق عملی خداوند نسبت به راست‌کرداران خویشتن‌دار، این است که از بدترین کارکرد آنها چشم‌پوشی کرده و نسبت به بهترین عمل پاداش می‌دهد. این نوع دوستی کاربردی و رویکردی که در ساحت روابط عمودی خداـ‌انسان تعریف شده اگر در روابط افقی روابط انسان‌ـ‌انسان اجرا شود عالی‌ترین نتایج را از حیث انسجام اجتماعی به بار می‌آورد. به‌طور خلاصه اگر در روابط انسانی بر اساس صداقت و راست‌کرداری و نه حُقّه و دروغ، دوستان، بدترین وجه رفتاری همدیگر را نادیده بگیرند و فراموش کنند و در عوض بهترین عمل یکدیگر را به‌یاد آورند و قدردانی کنند، دوستی‌ها و روابطِ بسیار پایداری بروز می‌کند. این معادله حُسن جویی و عیب پوشی، به شرط دو جانبگی، عیناً در روابط بین‌الملل قابل اجرا است. کشورهای بسیاری در طول تاریخ از هم خوب و بدهایی دیده‌اند. اگر در روابط دیپلماتیک به عمد و البته حتماً به‌طور متقابل فرازهای منفی روابط گذشته را فراموش و از فرازها و کارکردهای مثبت قدردانی کنند، آنگاه می‌شود انتظار داشت که هردو در سطح کلان منتفع می‌شوند. همچنین به‌نظر می‌رسد این نسخه‌ی دوگانه‌ی قرآنی، برجسته کردن محاسن و پنهان داشتن معایب، می‌تواند صلح پایدار به ارمغان آورد. توفیق در این راه در گام نخست مستلزم گفتگوی بی قید و شرط است. توافق همیشه می‌تواند مشروط باشد، ولی جایی که ابراهیم با بت‌پرستان، موسی با فرعون، عیسی با رومیان، و پیامبر اسلام با مشرکان گفتگو داشته‌اند، گفتگو به‌صورت نیاز و وظیفه‌ای جهانی، همگانی و دائمی ظاهر می‌شود.
ضرورت باب مفتوح گفتگوی اخلاقیِ بین الادیان و اجتهاد اخلاقی
به‌نظر می‌رسد برای توفیق در اخلاق‌پژوهی‌های جهانی نیز، بابِ گفتگوی مکتب‌ها، به هر قیمت، و برای همیشه، باید باز بماند، زیرا باب اجتهاد اخلاقی و نیز نوسازی فقه مستقیماً به همین درگاه باز گفتگو موکول و متّکی است.
درست همان‌طور که بسته شدن باب اجتهاد، در شریعت، مصیبت‌بار است؛ بسته شدن باب گفتگو، میان مکتب‌های اخلاقی و جوامع اخلاقی، مادر همه‌ی شرها به‌حساب می‌آید.
بیهوده نیست که ورنر جین‌راند، مُتألّه مسیحی معاصر، معتقد است که نیل به حقیقت مذهبی، محتاج گفتگوی دائم است؛ و با توقّف گفتگو، حقیقت، بخار و ناپدید می‌شود. عارفان مسلمان نیز، به جدّ معتقدند که علمی که به عشق و مودّت و محبّت نیانجامد، مکر شیاطین خشونت‌پیشه است. از شیخ بهایی نقل است که:
علم، نبوَد غیرِ علمِ عاشقی
مابقی، تلبیسِ ابلیسِ شَقی!

گفتگو، هم زاییده‌ی مودّت است؛ و هم، مودّت‌آفرین.
رسالت مجموعه‌ی حریر سبز این است که از طریق باز نگه داشتن باب گفتگوی مکتب‌های اخلاقی، اوّلاً، به تعالی نظرگاه‌ها کمک ‌کند؛ و ثانیاً، بذر گفتگو و مصاحبت‌های آخرت‌شناسانه را، در همین دنیا، بکارد؛ که «الدُنیا مَزرَعَةُ الآخِرَةِ»؛ و بی کِشت مصاحبت و مودّت و توسعه گفتمان سلام، نمی‌توان به محصول صلح و مودّت در فردوس دست یافت.
مجموعه‌ی اخلاق پژوهی حاضر، از بخت مساعد، درست هنگامی منتشر می‌شود که تقاضای جامعه‌ی مسلمان جهانی معاصر برای دستنامه‌های اخلاقی ناگهان اوج گرفته و از همین رو در حال حاضر تنها در زبان انگلیسی سه کتاب مرجع توسط برخی از معتبرترین ناشرهای علمی در حال تدوین و انتشار است. این وضعیت به مرکز پژوهشی مجد فرصت می‌دهد که تازه‌ترین گفتگوهای اخلاقی را به مرور در اختیار خوانندگان قرار دهد.
انتخاب عنوان مجموعه، یعنی «حریر سبز» نیز، از آیات قرآنی الهام گرفته؛ که مؤمنان و مؤمنات را، در حال مصاحبت در باغ‌ها، در لباس‌هایی از حریر سبز، مجسّم می‌کند؛ که حالشان در پی آمد شکیبایی، شادابی و شادی است، و جنس سخنانشان، از صلح و سلام و سپاس. حاصل زندگی اخلاقی در نگاه قرآنی در تمثیل باغ و حریر و سلام و سپاس آمده است.

داستان حریر سبز
در سال ۱۳۹۷ یکی از بزرگترین مؤسسات انتشاراتی انگلستان به نام بلومزبری لندن در پی انتشار کتاب اخلاق جنگ و صلح در ایران و اسلام شیعی که از سوی دانشگاه تورنتوی کانادا منتشر و مورد استقبال قرار گرفت از نگارنده دعوت کرد که به‌خاطر کمبود کتاب‌های مرجع در مورد اخلاق اسلامی، هندبوکی (دستنامه) را تهیه نمایم. نگارنده پس از قبول دعوت، از یاران پژوهشکده‌ی مجد شیراز، مدد خواست که با همیاری اساتید این مؤسسه کار را به سامان آورد. اساتید، محمد برکت، محمدهادی طلعتی و مرتضی رحیمی‌نژاد صمیمانه پاسخ مثبت دادند و بلافاصله برای مشورت با مهمترین مؤسسات تحقیقاتی دین‌پژوهی که اکثراً در قم قرار دارند عازم این شهر شدیم. در گام نخست لازم بود فهرستی از مهمترین موضوعات در ساحت اخلاق نظری و کاربردی فراهم شود و در گام بعدی در جستجوی نویسندگان بین‌المللی برای مقالات باشیم.
گام نخست با مشورت دوستان بیش و بهتر از آنچه انتظار می‌رفت برداشته شد و فهرستی از هفتاد موضوع فراهم آمد. گام بعدی اما با چالش‌های عمده‌ای مواجه گشت. اشکال اصلی این بود که متأسفانه از آنجا که اخلاق به‌عنوان یک رشته‌ی مهم از الهیات اسلامی به دلایل مختلف چه در حوزه‌های علمیه، چه در دانشگاه‌ها به محاق رفته، در کمتر دانشگاهی در سراسر گیتی کارشناسان خبره‌ی اخلاق اسلامی یافت می‌شود. مؤسسات مورد مذاکره‌ی گروه مجد نیز متأسفانه نتوانستند فهرستی از اسامی نویسندگان بالقوه‌ی جهانی برای هفتاد موضوع پیدا کنند و در نتیجه، مسئولیت این مهم بر عهده‌ی یاران مجد قرار گرفت.
متعاقب این تحولات، مدتی، نزدیک به یک سال طول کشید تا فهرستی از مهمترین نویسندگان در مهمترین دانشگاه‌های جهان فراهم آمد و مکاتبه با ایشان برای نگارش مقالات یک سال دیگر به درازا کشید. حاصل کار این شد که درصد کمی از فهرست نام‌ها به دلیل بی‌سابقه بودن موضوعات تحقیقات پاسخ مثبت دادند و به ناچار جستجو برای سال دیگر ادامه یافت که بالأخره قریب هفتاد استاد از بیست کشور جهان مقالات را تعهد نمودند. متأسفانه با فرا رسیدن و همه‌گیر شدن کرونا فهرست تعهدات ریزش کرد و به ناچار برای جبران، به نویسندگان داخلی متوسل شدیم با این چالش که مقالات به فارسی بوده و می‌بایست ترجمه‌ی علمی شود که کار دشوار دیگری به عهده‌ی گروه گذاشت.
کمبود مترجم برای ترجمه‌ی مقالات از فارسی به انگلیسی، نهایتاً اجازه نداد که همه‌ی مقالات ترجمه شوند؛ اگرچه بسیاری از این مقالات از کیفیت خوبی برخوردار بودند. حاصل اینکه تعداد مقالات انگلیسی با قرار انتشار در بلومزبری لندن ناچار تعدیل شد امّا از سوی دیگر مقالات فارسی راهی را برای انتشار سلسله کتاب‌های ادامه‌داری در رشته‌های مختلف اخلاق نظری، اخلاق عملی و فلسفه‌ی اخلاق گشود. فرا رسیدن فرصت جدید برای تدوین کتاب‌های اخلاق‌پژوهی تطبیقی و بین‌رشته‌ای برای فارسی‌زبانان منجر به تولّد حریر سبز گردید.
خوشبختانه در حال حاضر سه جلد از حریر سبز فراهم آمده که به‌زودی تقدیم خوانندگان جهان فارسی‌زبان خواهد شد.
گرچه سعی شده که مقالات هر مجلد به لحاظ موضوعی منسجم باشد امّا امکان نداشت که حجم و شیوه‌ی نگارش مقالات یک‌دست گردد. اگر خوانندگان این نقیصه را بر ما ببخشایند، گمان می‌رود که مجموعه‌ی حریر سبز به لحاظ موضوعی برخی شکاف‌های علمی را در اخلاق‌پژوهی مدرن به زبان فارسی پُر کند. حُسن دیگر این مجموعه این است که برخی مقالات افق‌های جدیدی را در اندیشه‌ی اخلاقی تطبیقی و بین‌رشته‌ای فراروی خوانندگان عمومی و متخصص قرار می‌دهند و باب‌های تازه‌ای را برای اندیشه‌ی اجتهاد اخلاقی می‌گشایند که جهان پسامدرن به‌شدت نیازمند آن است.
در قرآن مجید آمده است که مؤمنان رستگار در فردوس لباس‌هایی از جنس حریر سبز دارند. ابریشم این حریرها در پیله‌ها، در مزرعه‌ی اعمال صالحه‌ی همین جهان ما است که شکل می‌گیرد. اخلاق، بسط اندیشه‌ها و معرفت‌های اخلاقی و دست‌آخر به کار آمدن این اندیشه‌ها در زندگی عینی روزمره ساحت کارگاه‌های حریربافی است.
دفاتری که پیش روی خوانندگان است شاید دری به کارگاهی سبز بگشاید.
ایدون باد!

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.