اخلاق مهار جنگ
کتاب «اخلاق مهار جنگ» پژوهشی ژرف دربارهی ریشههای تاریخی، الهیاتی و اخلاقی مهار خشونت در سنتهای دینی است. نویسنده با تمرکز بر قرن دوم هجری، به روایت تلاش پنج فقیه و حقوقدان مسلمان میپردازد که بر پایهی تعالیم قرآن و سیرهی پیامبر اسلام، نخستین چارچوبهای رفتاری برای جنگ اخلاقمدار را در تمدن اسلامی بنیان نهادند؛ تلاشی که نه تنها نظامی، بلکه انسانی و حکمتآموز است.
در کنار بررسی دقیق سنت اسلامی، کتاب نیمنگاهی تطبیقی به سنت مسیحی دارد؛ از آموزهی «همسایهات را دوست بدار» تا نظریههای جنگ عادلانه در اروپا که پس از قرنها خشونت بیمهار، سرانجام در قرون میانه به صورت نظاممند در آمدند. نویسنده با ارجاع به آثاری چون دکرتوم و اقدامات نهادهای شوالیهگری، نشان میدهد چگونه عدالت پیشا جنگ و عدالت درون جنگ به تدریج جایگاه مستقلی در اندیشه غربی پیدا کرد.
این اثر، نه فقط برای سیاستمداران، حقوقدانان یا پژوهشگران دین، بلکه برای هر انسانی که دغدغهی اخلاق در جهان پرآشوب امروز را دارد، الهامبخش و تأملبرانگیز است. مهار خشونت، امروز نیز یکی از بزرگترین چالشهای ماست؛ و این کتاب، آینهای است برای دیدن ظرفیتهای معنوی ادیان در مواجهه با این بحران جهانی.
این کتاب توسط مرتضی رحیمینژاد تالیف شده است و محمدجعفر امیر محلاتی بر آن مقدمه نوشتهاست.
کتابشناسی
سرشناسه | رحیمینژاد، مرتضی، ۱۳۴۷- |
عنوان و نام پديدآور | اخلاق مهار جنگ/مرتضی رحیمینژاد ؛ با پیشگفتار سرویراستار مجموعه محمدجعفر امیرمحلاتی. |
مشخصات نشر | تهران: روزنه، ۱۴۰۳ – |
مشخصات ظاهری | ج.؛ ۱۴/۵×۲۱/۵ سم. |
فروست | انتشارات روزنه. سیاست و اجتماع. |
شابک | ج. ۱:978-622-234-559-4 |
یادداشت | کتابنامه. |
مندرجات | ج. ۱. ریشههای حقوق بینالملل اسلامی در اندیشه فقیهان قرن دوم هجری |
موضوع | جنگ — جنبههای اخلاقی — تاریخ |
شناسه افزوده | محلاتی، محمدجعفر، ۱۳۳۱ -، مقدمهنویس |
رده بندی کنگره | U۲۲ |
رده بندی دیویی | ۱۷۲/۴۲ |
شماره کتابشناسی ملی | ۹۴۷۲۴۵۵ |
فهرست
پیشگفتار
عریانیِ اخلاق در جنگ
شمای کلانِ تاریخِ اخلاقِ جنگ
مشارکت فرهنگهای ابراهیمی و رومی در نظریّهی جنگ عادلانه
دو تحوّل عمده در استقلال عدالت درون جنگ از عدالت برون جنگ
مکاتب اخلاق مهار جنگ و گزاره های جنگ عادلانه
اخلاق جنگ در سنت اسلامی
تلاش فقیهان مسلمان برای صورتبندی اخلاق و اجراییکردن حقوق انسانی در جنگ
سه رویکرد به جنگ در سنت اسلامی
هنجار مشترک ابراهیمی در توجیه جنگ: مسئلهی عدل الهی
نگرش راهبردی در اشاعه و تحکیم اخلاق جنگ و خلاءهای نهادی مربوطه
اهمیت کتاب حاضر
فصل اول: «کتاب السیر» سرآغاز نگارش فقه جنگ
پیشگفتار
- ترابط فقه و اخلاق جنگ
- الگوی هابیلی
گفتار اول: معناشناسی جهاد و سیر
- جِهاد
- سِیَر
گفتار دوم: نخستین نگارندگان کتاب السیر
- زید بن علی بن الحسین
- محمد بن عبدالله بن الحسن بن الحسن بن علی ابن ابی طالب
- ابوعمرو عبدالرحمان الاوزاعی
- ابواسحاق ابراهیم بن محمد الفزاری
فهرست کتاب السیر
- محمد بن الحسن الشیبانی
فقه کوفی (مدرسة الرأی)
شیبانی، فقیهی سرشناس
شیبانی و کتاب السِیَر
السّیر الصَّغیر
فهرست السیر الصغیر
السیر الکبیر
فهرست السیر الکبیر
فصل دوم: نگاه تحلیلی بر کتاب السیر
گفتار اول: بنیانهای فقهی اخلاق جنگ
- سبب جنگ
- تفاوت مشرکان عرب و غیر عرب در پذیرش جزیه
- لزوم اذن امام در جهاد
- درستی عقدِ امان هر مسلمان
- تقسیم غنایم در دارالحرب
- روابط بینالملل
دارالاسلام و دارالحرب
تعریف «دار»
ریشهیابی دو واژه دارالاسلام و دارالحرب
احکام شرعی دارالاسلام و دارالحرب
اصالتِ سِلْم
گفتار دوم: حقوق بینالملل اسلام (شهرت فقه عراق و غربت فقه شام)
منابع حقوق بینالملل اسلامی
دادگستری و وفاداری
شهرت فقه عراق و غربت فقه شام
فصل سوم: اخلاق جنگ
پیشگفتار
چرا جنگ؟
- برای زندگانی
- برای طمع و آزمندی
- برای انتقام و خونخواهی
اهداف جنگ در اسلام
عادتهای جنگ پیش از اسلام
گفتار اول: اخلاق پیشاجنگ
- فراهمسازی هزینههای جنگ
- مرزبانی
- سفارش و اندرزها
- آموزش فنون نظامی
- وقت آغاز جنگ
- گزینش فرمانده
- خواندن دعا
- دعوت به اسلام
- زنان در جنگ
- آموزش قرآن
- شعار و نشانه
- عقد اَمان
روابط اقتصادی
امان رسول
وظایف رسول
- تَنفیل
گفتار دوم: اخلاق میان جنگ
- نگاهبانی
- بهکارگیری زنگ (جَرَس) و شعرخوانی
- هدیه گرفتن
- یارگیری از غیرمسلمانان
- نهی از کشتن غیر جنگجویان (غیر نظامیان)
- سلاحهای جنگ
الف: آتش افکندن
ب: ویران ساختن
ج: بریدن درخت
د: روان ساختن آب و نرساندن آب
هـ: بهکارگیری سَم
- سپر گرفتن (تَتَرُّس)
- فرار از جنگ
- جاسوسی
- فریبکاری در جنگ
گفتار سوم: اخلاق پساجنگ
- پایانپذیری جنگ
الف: اسلامآوری
ب: صلح
ج: پیروزی در میدان نبرد
- غنیمت
تقسیم غنیمت
سهم اسب از غنیمت
- اسیران
سرانجام اسیرِ مشرک
رفتار با اسیر مشرک
رفتار اسیر مسلمان
امان اسیر
کیفر اسیر
ازدواج اسیر
- غُلُول
نکتههای پایانی
منابع
پیشگفتار
متن اصلی
شرححال مؤلف و ویراستار مجموعه
مرتضی رحیمینژاد (Morteza Rahiminejad)
محمّدجعفر امیر محلّاتی (Mohammad Jafar Amir Mahallati)
پیشگفتار
پیشگفتار
عریانیِ اخلاق در جنگ
درست یک دهه پس از پایان یافتن جنگ جهانی دوّم، یعنی جنگی که مللِ بهظاهر پیشرفته و متمدّن، حدود هشتاد میلیون از شهروندان یکدیگر را با مشارکت مثالزدنی کشته بودند، کودکی خردسال در یک محلّهی قدیمیِ شیراز هر شب قبل از خواب از مادربزرگش افسانهای تکراری میشنید که اخلاق جنگ را به زبان عامیانه، اما نافذ و بهیاد ماندنی، حکایت میکرد. داستان مربوط به دختری بود که در جستجوی بخت و یافتن همسر، خود را آراست و در معرض خواستگاری جوان محله قرار داد. زیبایی و آراستگی او جوانان بسیاری را از حِرَف گوناگون به صف خواستگاران کشید. قهرمان داستان برای محک زدن استواری شخصیّت هر خواستگار، هوشمندانه، تنها یک پرسش کلیدی از هر کدامشان میپرسید: «اگر در زندگی مشترک دعوایی رخ دهد با من چه خواهی کرد؟»
بهطور دقیقتر پرسش این بود: «اگر با من دعوایت شد مرا با چه خواهی زد؟» پس از طرح این سؤال، افسانهپرداز ایرانی پاسخ صریح خواستگاران را بیپرده بیان میکند. نجّار: «با همین ارّه». آهنگر: «با همین پتک». کفاش: «با همین سوزن جوالدوز»…
قهرمان داستان نیز پس از هر پاسخ، اعلام میکرد که چون شدت خشونت خواستگار در نبرد احتمالی را برنمیتابد از پیوند با او منصرف شده است.
داستانی که برای کودکان ساخته شده بهشیوهای مؤثر به طفل میفهماند که شیوهی رفتار در جنگ یا دعوا مهمترین محک شخصیّت هر فرد است. این گزارهی اخلاقی که در اخلاقپژوهی صلح به «اخلاق جنگ» معروف است در نظر شنونده معمّاگونه مینماید چرا که اصولاً جنگ و منازعه اموری ضد اخلاق است. با اینهمه چون تمدنها و فرهنگهای کهن از دیرباز پدیدهی جنگ را اجتنابناپذیر میدانستند، برای مهار و تخفیف خسارات آن، اندیشهها و گزارههایی را تحت عنوان اخلاق جنگ تدوین کرده و گسترش داده و در بعضی جنگها این گزارهها را با درجاتی رعایت کردهاند.
اگر در افسانهی هوشمندانهی ایرانی، خواستگاران خشونت ناپرهیز، به هنگام دعواهای احتمالی با همسر، از بهکارگیری ابزار حرفهی خود مثل ارّه و پتک و سوزن بهمثابهی حربهی منازعه اِبا نداشتند، در گستردهترین جنگ تاریخی، یعنی جنگ دوّم جهانی، نزاع پیشگان سلاحهای خوفناک ساختند و در تراژیکترین فاز آن با کاربرد بمب اتم دست به کشتار جمعی بیسابقه ای زدند.
اگر در افسانه ی ایرانی، تبدیل ابزار حرفه به سلاح مانع از پیوند دایم میشد. در زندگی حقیقیِ بینِ ملل، که آدمیان برای هلاکت یکدیگر وقت و اندیشه و ثروت صرف میکنند تا با سلاحهای پیشرفته حرث و نسل را نابود سازند، بازگشت و تجدید روابط دو طرف مخاصمه، ضروریِ ادامهی حیات اینجهانی به حساب میآید. برای تسهیل همین تجدید روابطِ زخمخوردگان است که ادیان کهن دست به اختراع ارزشهای اخلاقیِ پوزش و بخشایش یا عذر و عفو زدهاند. ولی یک گام پیشتر از این مرحله، ادیان یا کسانی که برای پیشگیری، مهار، تخفیفِ دامنه و ختم سریعتر مخاصمه، دست به اختراع گزارههای اخلاقِ مهارِ جنگ زدهاند، بیش از همه ی اخلاقپژوهان و اخلاقگزاران دیگر، شایستهی تقدیر و احترام بشریتاند.
وقتی کودک محلّهی قدیمیِ شیراز، دو ماه مانده به سیسالگی، در فوریه سال 1982 میلادی به ریاست کنفرانس دایمی خلعسلاح سازمان ملل در ژنو رسید از شباهتِ دستور کارِ یکی از پیچیدهترین و فنّیترین نهادهای سازمان ملل متحد با داستانی که بارها از مادربزرگ شنیده بود در شگفت شد. درآن هنگام بحث عمدهی این کنفرانس مکانیسم منع تولید، ذخیرهسازی و کاربرد سلاحهای امحاء دستجمعی شیمیایی و میکربی بود. در مباحث آن کنفرانس، بیشترین تنشها در میانِ ابرقدرتها یعنی ایالات متحده آمریکا، به نمایندگی جورج بوش پدر، و اتحاد جماهیر شوروی، به نمایندگی یکی از برجستهترین دیپلماتهای روسی بود. نمایندگان چهل کشور عضو کنفرانس روزهای متمادی و ساعتهای طولانی صرف تمهید و تدوین کنوانسیونی کردند که قرار بود همهی کشورها را از تولید و کاربرد و ذخیرهسازی سلاحهای شیمیایی بازدارد. بهنظر میرسید در این همایش دایمی و بین المللی، اخلاق جنگ به یکی از پیروزیهای تاریخی خود دست مییافت.
درست شش سال بعد وقتی عراق در بهار 1367 (1988 میلادی) در حلبچه دست به کاربرد وسیع سلاح شیمیایی زد و حداقل پنج هزار نفر را درجا به فجیعترین شکلی نابود ساخت، اعضای شورای امنیت سازمان ملل عکسالعمل جدّیِ بازدارنده و محکومکنندهای نشان ندادند، و بنابراین شادی توفیقات کنفرانس خلع سلاح ژنو بر باد رفت. با اینهمه، حوادث آن سالها بیش از پیش اهمیّت تمدّنیِ اخلاقِ جنگ را عریان ساخت.
شاید اغراق نباشد اگر بگوییم اصولاً کلانترین بخش فلسفه ی وجودی سازمان ملل از زمان تأسیس تاکنون، تدوین، توسعه و اجرای موازین اخلاق جنگ است که در آغاز و بیشتر توسّطِ ادیان و سپس متفکّران حقوقِ بینالملل پدید آمدهاند.
در اینصورت نگاهی بسیار اجمالی به تاریخچهی اخلاق جنگ اهمیت موضوع کتاب پیش رو را بهتر آشکار میسازد.
من خشونت را رد میکنم، زیرا هرگاه اِدّعای خیر دارد، آن خیر موقتی و ناپایا است؛ بلکه شرّش دائمی است.
مهاتما گاندی
شمای کلانِ تاریخِ اخلاقِ جنگ
فقط ظرف دو دهه و اندی که از قرن بیست و یکم میگذرد بیش از یکصد جنگ در پهنه ی گیتی صورت گرفته است. با این همه، گمان اینکه جنگ پدیده ای اجتناب ناپذیر است هیچ پایه ی علمی ندارد. بر عکس، همان طور که برایان فرگوسن و مارگارت مید، دانشمندان مردم شناس در نشریهی ساینتیفیک آمریکن استدلال علمی کرده اند، شواهد هزاران ساله ی مردم شناسی، جنگ را گرایش ذاتی آدمی نمی شناسد. فرگوسن تاکید دارد که عواملی مانند رشد ناگهانی جمعیت، محدودیت منابع طبیعی و مرزکشی های ملل از عوامل تشویق جنگ است، ولی به گفته ی مارگارت مید، جنگ یک پدیدهی اختراعی است.
قرنها قبل از اندیشه های فرگوسن و مید، یک آموزه ی وحیانی مشهور در ادیان ابراهیمی که کشتن هر انسان بی گناهی را معادل کشتن همه ی جهانیان اعلام کرده، جنگ را – که همیشه تعداد بسیاری قربانی بیگناه میگیرد – از منظر هستی شناسانه، غیر ضروری و به عنوان بزرگترین جنایت علیه بشریت محکوم کرده است. انسان ابتداییِ آزمند، اما در طول تاریخ دست از جنگ نشسته و ناچار ادیان، دفاع مشروع را تجویز کرده اما تلاش داشته اند که آن را در ساز و کارهای اخلاقی و حقوقی سامان دهند. فرهنگهای باستانی متعدّدی نیز راجع به پدیدهی جنگ در منابع و مراحل تاریخ خود فلسفه و موضعگیری هنجاری داشته اند. روی هم، فرهنگهای مختلف و ادیان در شکل گیری آنچه امروز به اخلاق جنگ تعبیر میشود مشارکت داشته اند که حاصل آن، مجموعه ی عهدنامه ها و پروتکل های بین المللی است که در دوران پسا مدرن در روابط بین الملل مورد استفاده است.
آرزو دارم همانگونه که نهاد برده داری بر افتاد، نهاد جنگ نیز بر افتد.
مارتین لوتر کینگ
مشارکت فرهنگهای ابراهیمی و رومی در نظریّهی جنگ عادلانه
به گفتهی یک پژوهشگر تاریخ اخلاق جنگ، ترنرجانسون، «سنت جنگ عادلانه یک سنت اخلاقی عمده در فرهنگهای غربی است که توسط عوامل مذهبی و غیر مذهبی در درون این فرهنگ ها شکل گرفته است.» در مورد عوامل مذهبی، جانسون به دیدگاه یهودی اشاره دارد که توسط ابن میمون (م. 601 قمری، 1204 میلادی) در عصر میانه، صورت بندی شده است. بهنظرابن میمون، در سنّت یهود سه نوع جنگ مورد شناسایی بوده است:
نخست، جنگهای مذهبی که بنا بر دستور صریح و نصّ فرمان خداوند و با نیروی انهدامی صورت میگرفته و مشارکت عموم مردان را واجب می انگاشته است.
دوم، جنگهای دفاعی که باز همهی مردان یهودی باید در آن شرکت کنند، ولی این جنگها به شدت نوع اول تخریبی نبوده است
سوم، جنگهای اختیاری که دلبخواه پادشاهان بنی اسراییل بوده و مشارکت در آنها به بهانهی وظایف دیگر و معاذیری مانند عدم تناسب قوا و امان برای غیر نظامیان، قابل احتراز بوده است.
به نظر جانسون، سنت اخلاق جنگ یهودی، چنانچه پس از آن، توسط مسیحیان توسعه یافت، تنها به نظریّهی »تخفیف جنگ بنا به اصل عدالت درون جنگ کمک نمود.» در مورد عدالت، مشروعیّتِ جنگ یا عدالتِ پیشا جنگ، این رومی ها بودند که به امر مشروعیّتِ شروع جنگ پرداختند.
در سنّت مسیحی، سن آگوستین (م. 430 میلادی) و مرشدش بیشاپ آمبروز (م. 397 میلادی) در قرون چهارم و پنجم میلادی اخلاق جنگ مسیحی را بر مبنای اصولِ مسیحیِ «همسایه ات را دوست بدار» و نیز وظیفهی دفاع از همسایه پایه ریزی کردند.
نظریّهی جنگِ عادلانه یا مشروع تا قرن دهم میلادی (سوم هجری) در اروپا پذیرش جدی و گسترده ای نیافت. از آنجا که در قرون دهم ویازدهم میلادی جوامع اروپایی شاهد شیوع خشونت و بی قانونی بی سابقه ای بودند، نظریه های صلح خدا (عدم آزار غیر نظامیان) و آتش بس خدا (حرمت جنگ در روزهای مخصوص) توسعه یافت.
جانسون تاکید دارد که با همگرایی دو نظریّه ی عدالت در مشروعیت و عدالت در شیوهی جنگ؛ به دیگر بیان عدالت پیشا جنگ و عدالت درون جنگ در قرن دوازدهم (پنجم هجری)، سنّت جنگ عادلانه در اواخر قرون میانه پایه گذاری شد. نخستین کتاب مُدوّن پیرامون اخلاق و قوانین جنگ عادلانه در فرهنگ غربی، کتاب دکرتوم نوشتهی یک راهب مسیحی بنام گراتیان (م. ۱۱۴۰ میلادی) بود که در میانهی قرن دوازده میلادی، عدالتِ پیشا جنگ و درون را در یک سیستم منسجم سامان بخشید.
در طول جنگهای صلیبی که در سال ۱۰۹۵ میلادی آغاز شد، این نهادهای شوالیه گری (معادل انگلیسی اهل فتوت یا جوانمردان) بودند و نه ارباب کلیسا که نقش عمده ای در تدوین مقررات عدالت در شیوهی جنگ یا عدالت درون جنگ ایفا کردند.
این نکته در تاریخ تطوّر نهادهای شوالیه گری اروپایی، که به تعبیری سازمانهای غیر دولتی رزمندهی مسیحی در قرون میانه بودند و بخش عمده ای از نبردهای صلیبی را هدایت میکردند، بسیار جالب توجه است که در اثر درگیری با رزمندگان مسلمان، در عین جنگ، تحت تاثیر اخلاق جوانمردانه ی نیروها و فرماندهان مسلمان از قبیل صلاح الدین ایوبی قرار گرفتند و بخشی از اخلاق جنگ ایشان را جزو اصول خود ساختند. از این رو، برای هر محقق اخلاق جنگ بویژه در سنت اسلامی، پژوهش پیرامون تعاملات نهضت ها و سازمانهای جوانمردی ایرانی و یا فتوت اسلامی با سازمانهای شوالیه گری ضرورت تام دارد.
دو تحوّل عمده در استقلال عدالت درون جنگ از عدالت برون جنگ
عدالت درون جنگ در فرهنگ غربی، تا قبل از دوران مدرن، دو تحوّل عمده از سر گذراند. نخست، این هوگو گروتیوس (م. ۱۶۴۵ میلادی) بود که ساحت عدالت درون جنگ را از عدالت برون جنگ، استقلال نظری و اخلاقی بخشید. او تاکید کرد که فارغ از امر علل شروع و مشروعیت جنگ ها، ملاحظات انساندوستانهی جنگ باید مورد احترام و رعایت باشد.
تحوّل مهمِّ دوم، موقعی رخ داد که ژان ژاک روسو (م. ۱۷۷۸ میلادی) فیلسوف اجتماعی اهل سوئیس، سعی کرد یک مبنای نظری استوار برای حمایت از غیر نظامیان منفرد در مقابل دولتها که طرف اصلی جنگها هستند فراهم نماید.
بدین ترتیب روسو استقلال عدالت درون جنگ را که توسط گروتیوس پایه گذاری شده بود به حیطهی اجرا آورد. برای این امر وی ساحتِ حقوقیِ هویتِ دولتها را از هویتِ حقوقیِ آحادِ افرادِ تحتِ آن حکومتها جدا کرد و بدینسان حمایت از شهروندان غیر نظامی در جنگها را در بر مبانی حقوقیِ مستحکم و مستقلی قرار داد.
اگر قضاوتِ هنجاری در مشکلترین ساحت از روابط انسانی یعنی جنگ ممکن باشد، در همهجای دیگر ممکن خواهد بود. جنگ، همهی بزکهای تمدّنی را از ما میگیرد؛ و اندام برهنهی ما را هویدا میسازد.
مایکل والزر
مکاتب اخلاق مهار جنگ و گزاره های جنگ عادلانه
نظریّه های غربی در وادی اخلاق جنگ، شامل نظریّهی جنگ عادلانه، بیشتر، پیرامون چهار پرسش محوری میچرخند وبر حسب نوع پاسخ، سه مکتب مشخص را تعریف میکنند:
نخستین پرسش این است که اصولاً منافع ملی تا چه حد به اخلاق مربوط میشود؟ دوم اینکه چه توجیه های اخلاقی برای توسل به جنگ و جود دارد؟ سوم این که موازین و هنجارهای اخلاقی حین جنگ کدام اند؟ و بالاخره چهارم این که موازین رفتاری پس از جنگ با کشور یا گروه مغلوب چگونه اند؟
به تناسب و بر حسب اینکه این سؤالات چه پاسخی دریافت دارند، مکاتب سه گانه ی صلح گرا که مطلقاً مخالف هر نوع جنگ است؛ و جنگ عادلانه که برخی از انواع جنگها را مانند جنگ دفاعی مشروع میداند؛ و مکتب رئالیست یا واقع گرا که ساز و کارهای تعقیب منافع ملی از جمله جنگ را مستقل از اخلاق میشناسند تعریف شده اند.
از آنجا که در مکاتب اول و سوم جنگ مطلقا ضد اخلاقی یا غیر اخلاقی است، تنها مکتبی که به اخلاق سنجی مقولهی جنگ میپردازد، مکتب جنگ عادلانه است. ملاحظات اخلاقی جنگ عادلانه به سه ساحت اخلاق پیشا جنگ، اخلاق درون جنگ و اخلاق پسا جنگ تقسیم میشود.
در اخلاق یا عدالت پیشا جنگ، سوالات پیرامون اهداف و علل در شش زمینه صورت میبندد که برای نخستین بار در رسالهی آلکساندر هِیل (م. 1245 میلادی ) مُتالّه و فیلسوف مسیحی مطرح گردید. این شش زمینه عبارت اند از: علل عادلانه جنگ؛ مسولیت مشروع برای دستور جنگ؛ تناسب قوا، هزینه ها و حاصل جنگ؛ جنگ به عنوان آخرین راه حل اختلافات؛ امید معقول توفیق در جنگ؛ نیت وهدف مشروع جنگ.
دراخلاق یا عدالت درون جنگ، که به شیوهی جنگ یا چگونگی رفتار در جنگ (اعم از مشروع السبب یا غیر مشروع السبب) می پردازد، چهار پرسش عمده درون جنگی مطرح میشود: محدودهی جغرافیایی جنگ؛ گستره شمول مشروع جنگ به حیطهی نظامیان و غیر نظامیان؛ نوع سلاحهایی که به کار میرود و هدف و عمق تخریب این جنگ افزارها؛ شیوهی رفتاربا اسرای جنگی و نظامیان زخمی.
در اخلاق یا عدالت پسا جنگ، که به نحوهی رفتار نیروی فاتح با سرزمین های اشغالی و مردم بومی میپردازد، رعایت حقوق بنیادین بشر، سلامت و رفاه، آزادیهای اساسی و سایر امور گذران زندگی متعارفِ مغلوبین، مدّ نظر است.
آنچه در مورد محتوای حقوقی هر سه ساحت جنگ عادلانه آمد البته به مرور شرح و بسط و شمول بیشتری پیدا کرده و می کند و در اینجا صرفاً یک توضیح حد اَقلّی برای اشنایی ذهن خوانندگان آمده است.
ازاینرو ما بر بنیاسرائیل مقرّر داشتیم که هرکس دیگری از نفوس انسانی را به غیر قصاصِ قتل یا فسادِ روی زمین، بکُشد گویی همهی بشریت را کُشته و هر کس دیگری را احیا کند، گویی همهی انسانها را احیا کرده.
قرآن مجید، مائده، 32
اخلاق جنگ در سنت اسلامی
قرآن مجید، در سورهی مائده آیهی ۳۲، ضمن اشاره به داستان هابیل و قابیل، بنیاد هستی شناسانه صلح را در منع کشتن بیگناهان پی ریخته است:
«از اینرو ما بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هرکس دیگری از نفوس انسانی را بهغیر قصاصِ قتل یا فسادِ روی زمین بکشد گویی همهی بشریت را کشته و هر کس دیگری را احیا کند، گویی همهی انسانها را اِحیا کرده است.»
توجه کنیم که طبق این آیه، در حساب الهی، شایستگی هر فرد انسانی فراتر از آن است که به شمارش آید. یک نفس محترم ممکن است، از نظر ارزش زیستی، برابر هزار نفر، یا برابر بی شمار باشد. به دیگر سخن، چون جنگها همیشه قربانیان متعدد بی گناه دارد، در هر جنگ، کلِّ بشریت بارها می میرد. عجیب این که این آموزه که در کهن ترین متون ابراهیمی آمده مانع جنگ آوران نبوده و آن را یا از سر شهوت خشونتگری نادیده انگاشته و یا با کودنی نفهمیده گذاشته و گذشته اند!
در فازِ بعدی تلاش ها و آموزه های قرآنی برای جلوگیری از جنگ و دعوا، این کتاب مقدس، انواع و اصناف اندیشه ها و نهادهای بخشایش گستر را فراروی بشریت قرار داده است. عفو(گذشت از مجازات)، صفح (گذشت از سرزنش)، غفران (خطا پوشی)، محو (نابودی پیشینه و آثار گناه) و تبدیل (امکان تبدیل گناه و خطا به صواب وامتیاز معنوی) به ترتیب پنج درجه و مرحله بخشایش قرآنی است که همراه با امکانات پشیمانی، عدالت جبرانی، توبه، انابه و شفاعت (میانجیگری) در رویکردی حد اکثری همه ی امکانات نظری و عملی و آخرتی را برای اجتناب از منازعه پیش روی مومنان قرار داده است. همه ی این گزاره ها در ساحت عدالت پیشا جنگ زیربنای اخلاق مهار جنگ در اسلام محسوب میشوند.
تلاش فقیهان مسلمان برای صورتبندی اخلاق و اجراییکردن حقوق انسانی در جنگ
آموزه های قرآنی برای پیشگیری از جنگ و نزاع، با واقع بینی روان انسان، در گام بعدی همراه است با تلاش های اصولی و نهادی گوناگون برای مهار جنگ ها، تخفیف خسارات آن ها، توجه به حقوق انسانی فراجنگ، و تمهید بازگشت سریع به روابط حسنه بین طرفین متخاصم. علاوه بر این آموزه ها، سیره ی رفتاری پیامبر؟صم؟ و امامان؟عهم؟ در جنگهای متعددی که جامعهی جاهلی و بدوی به ایشان تحمیل کرد، منبع مهمی برای تمشیتِ رفتار اخلاقی در جنگها به دست داد که همراه با آموزه های اخلاقی قرآن، در تدوین فقه جنگ به نسل اول فقیهان مسلمان کمک شایانی نمود، به نحوی که اگر در جهان مسحیت تدوین نخستین قانون و روشهای منسجم اخلاقِ جنگ دوازده قرن به طول انجامید، تا بالاخره توسط راهب گراتیان در میانهی قرن دوازدهم فراهم آید، فقیهان مسلمان تنها یک قرن بعد از رحلت پیامبر اکرم به نحوی که در کتاب حاضر آمده نخستین رساله های منسجم فقه جنگ مبتنی بر اخلاق جنگ را تدوین کردند. این فقیهان با استفاده از منابع فقهی، تاریخی و تفسیری، حقوق جنگ در اسلام را در رساله هایی بنام سیَر گرد اورده و مدون ساختند. نخست زید ابن علی (م. 122هجری) وسپس به ترتیب محمد ابن عبدالله نفس الزکیه (م. 145)، ابوعمرو اوزاعی (م. 157)، ابو اسحاق فزاری (م. 185) و محمد ابن الحسن الشیبانی (م. ۱۸۹) در کتب سیرَ خود در عمل شالوده ی مدون روابط بین الملل جهان اسلام را پی ریختند.
چالشهای فقه جنگ طبق آنچه زید، نفس الزکیه، اوزاعی، فزاری و شیبانی فراهم آورده اند نشان میدهد که هر سه ساحت اخلاق پیشا جنگ، درون جنگ و پسا جنگ به منظور پیشگیری، کاهش گستره و آلام جنگ بطور گسترده، مدّ نظر فقیهان مسلمان بوده است. بهعنوان مثال اصل خودداری از آغازگری عملیات جنگی، صیانت از عهد و عقدو میثاق با دشمن که پیش از جنگ صورت گرفته یا ممنوعیت خیانت به عهد (بنا به نظر محقق داماد، تفاوت حقوقی بین غدر و خدعه در کنوانسیون لاهه ۱۹۰۷ ملحوظ شده است)، صیانت از امان به پناهندگان صرفنظر از سلسله مراتب نظامی، ممنوعیت کاربرد سم و آلودن آب شرب و محیط زیست، حرمت حمله به سالخوردگان، زنان و کودکان، حرمت تخریب اماکن مقدّسهی سایر ادیان، منع سوء رفتار با اسرای جنگی، منع شبیخون و غیره.
از میان پنج فقیه نامبرده، پرکارترین آنها یعنی محمد ابن الحسن شیبانی برای جهان اسلام بلکه بواسطهی کتاب مجید خدّوری برای جهان غرب نیز بهعنوان بنیان گذار روابط بین الملل شناخته شده است. بهنظر می رسد امتیاز مهم و منحصر کتاب حاضر این باشد که دو فقیه قبل از شیبانی و همچنین دو فقیه معاصر وی را نیز بعنوان بنیان گذاران روابط بین الملل در تاریخ اسلام معرفی میکند. علاوه براین، کتاب حاضر خواننده را متوجه می کند که آن فقیهان نامدار در واقع هرکدام یک مکتب اخلاق جنگ را نمایندگی میکنند و بنابراین با هم افزایی آثار ایشان میتوان به نگاه ژرفتری در موضوع پژوهش رسید.
سه رویکرد به جنگ در سنت اسلامی
همان گونه که در سُننِ ابراهیمیِ پیشا اسلام رویکردهای مختلف به جنگ منجر به پدید آمدن مکاتب چند گانهی اخلاق مهار جنگ شده، مسلمانان نیز بر حسب شرایط تاریخی و اندیشگی، مکاتب مختلف فقهی اخلاقِ جنگ را پدید آورده اند. نخستین رویکرد، جنگ مشروع را تحت عنوان جنگ دفاع یا جنگ حق به رسمیّت میشناسد. در این دیدگاه، جنگ نمیتواند وسیلهی مشروع تبلیغات ایدئولوژیک، اسلام گستری، یا سلطهی سرزمینی شناخته شود. در تاریخ تشیع، بهعنوان مثال، هیچیک از ائمه اطهار؟عهم؟ در هیچ جنگ توسعهی سرزمینی و کشورگشایی شرکت نکردند. گفته میشود که تمام جنگهای دوران پیامبر اسلام اعم از غزوات یا سریّه ها (با حضور یا بی حضور پیامبر) جنگهای دفاعی بوده است و هیچ جنگ ابتدایی یا کشور گشایانه توسط ایشان صورت نگرفته است. یک محقق معاصر در مورد جنگهای پیامبر، علی اکبر علیخانی، با اسناد به تواریخ جنگهای صدر اسلام، اشاره میکند که در پنج جنگ عمده و اصلی که با مشارکت پیامبر اسلام صورت گرفته با احتساب میانگین اقوال و روایات مختلف در مورد این جنگها، حداکثر تعداد تلفات انسانی از 540 نفر تجاوز نمیکند. این در شرایطی است که یکی از خروجی های عمدهی سیاسی پیامبر؟صم؟، اتحاد نزدیک به 250 قبیلهی عرب است که برای ایشان جنگ ها و غارت ها، شیوه های مشروع اقتصادی برای زیست بوده است. خارج از جهان عرب نیز جنگ ها پدیده های کاملاً عادی شده و طبیعی برای ادارهی امپراطوریهایی از قبیل ایران و روم بوده است. در این صورت اِغراقی در این سخن نیست که جنگ های پیامبر در واقع برای پایان بخشی به فرهنگ جنگ به مثابهی امری عادی در زیست مشروع اقتصادی بوده است.
سه جنگ امیرالمؤمنین ؟ع؟ را نیز میتوان در این رویکرد و جنگ دفاعی قرار داد.
رویکرد دیگر در تاریخ مسلمانان، جنگ های موسوم به جنگ دعوت یا جنگ ابتدایی است که به منظور اسلام گستری صورت میگرفته است. این نمونه از جنگها از دوران خلفای پیامبر آغاز شده است. این رویکرد تکثرگرایی سیاسی، اخلاقی و ایدئولوژیک جهان را بر نمیتابد، بلکه با تقسیم جهان به دو گانه ی دار الاسلام و دار الحرب جهاد ابتدایی را با هدف توسعهی سرزمینی وسیله ای برای تسلط بر تمام جهان روا میدارد. فقیه اصولی، امام شافعی که از بنیان گذاران نظری رویکرد فوق است، بعنوان مثال، جنگ توسعه یا دعوت را حداقل سالی یکبار بر حکومت اسلامی واجب شرعی میداند.
نوع سوم جنگهای مسلمانان، جنگهای سلاطین مسلمان است که در کشور گشایی، انگیزه های دعوت و یا ایدئولوژیک نداشته و جنگ را با هدف های اقتصادی و غنیمت آوری دنبال میکرده اند. در هر حال، انگیزهی جنگ ها هر چه باشد، علی القاعده نباید بر مقررات انسانی درون جنگ و پساجنگ تاثیری داشته باشد.
شاید برای خوانندگان جالب باشد بدانند که علت حذف عبارت «حیّ علی خیر العمل» از اذان توسط خلیفهی دوم عمر ابن الخطّاب این بود که چون این خلیفه در بحبوحهی کشورگشاییهای صدر اسلام قرار داشت، نگران بود که اگر مردمان نماز را بهترین عمل بدانند و جملهی حی علی خیر العمل (بشابید بسوی بهترین عمل) را در باور داشته باشند، ممکن است از حضور در جبهههای جنگ امتناع ورزند. انگیزهی سیاستِ حذفِ عبارتِ «بشتابید بسوی نماز بهمثابه بهترین عمل» این بود که مسلمانان جهاد جنگی را بهترین عمل و حتی برتر از نیایش تلقی کنند و نسبت به آن اهتمام ورزند. با این حال برخی از احادیثِ موثّق مانند حدیث «برتری جوهر قلم علما از خون شهدا» اندیشه های قدرتمندی برای باز داشت کشورگشایی ها بوده اند. مطابق همین نگاه بوده که در آموزههای اساسی اخلاق مهار جنگ در اسلام و در سیرهی پیامبر و امامان، پرتاب اولین تیر جنگی یعنی پیشدستی در شروع جنگ ممنوع شده، زیرا جنگ بهمثابهی آخرین راه حل فصل مخاصمات و نه اولین گام یا گام مطلوب منظور شده است.
عدالت همیشه از اردوی فاتحان فرار میکند.
سیمون وِی
هنجار مشترک ابراهیمی در توجیه جنگ: مسئلهی عدل الهی
در نگاهی تطبیقی به اخلاق جنگ در مکاتب سه گانهی ابراهیمی، مکتب حقوق طبیعی کاتولیک، مکتب صلح گرای مسیحی، مکتب جنگهای واجب یهود و مکتب دفاع یا دعوت اسلامی در یک جهانبینی مرتبط به جنگ و صلح، اشتراک دارند: همهی آنها جنگ را در محدودهی عدل الهی تعریف میکنند. به استثناء مکتب صلحِ مطلقِ مسیحی، در همهی سنت های دینی فوق الذکر، عدل الهی، هم عامل مشروعیت جنگ و هم محدود کنندهی اخلاقی شیوه ی آن است. هم در حقوق طبیعی کاتولیک و هم در نگاه معتزلیِ اسلامی، به عدالت از منظر عقل نظر افکنده میشود. در برخی دیگر از مکاتب یهودی و اسلامی- اشعری اما منشا عدالت وحیانی است. در تاریخ عبری، جنگهایِ دستوریِ خداوند واجب عینی و جهانی هستند. اما جنگهای سلاطین یهود، هویّت ناسوتی و این جهانی دارد. مُتالّه برجستهی مسیحی، سنت پل، جنگهای مسیحی را که مشابه جنگ دعوت اسلامی است، جنگ بشارت می نامد. در اندیشه پیامبر اسلام اما جنگِ واجبِ بزرگتر، نبرد با نفس اماره و بنابراین درونی است.
در تاریخ جنگهای پیروان ابراهیم، صلیبی گری مسیحی، صهیونیسم یهودی و جهادیسم اسلامی در واقع پروژه هایی جنگی هستند که امری دینی را با امور دنیوی التقاط میدهد. مشکل اصلی هرسه گرایش این است که هویّت و اهداف سیاسی را با اهداف اخلاقی التقاط میدهد. در دنیای معاصر، کشوری را عامل اجرای فرامین الهی دانستن از سوی سیاسیون، مشابه آنچه مسیحیان تبشیری عقیده دارند، منشاء بسیاری از جنگهای غیر عقلایی و غیر اخلاقی شده است.
در مورد تاثیر گذاری وضعیت های تاریخی ملل روی ترجیحات اخلاق جنگ، بنظر الیزابت مایر «سنت اخلاق جنگ اسلامی معاصر بیشتر متوجه اخلاق پیشا جنگ بوده است؛ این درست به خلاف سنت ماقبل مدرن اسلامی است که بیشتر متوجه اخلاق درون جنگ بود زیرا نظامهای اسلامی در کشور گشایی موفق بودند.» از نظر مایر، در دویست سالی که جهان اسلام در وضعیت دفاعی نسبت به جنگهای استعماری قرارداشته، از آنجا که قربانی بی عدالتی پیشا جنگ و جنگ های نامشروع بوده، چندان به عدالت درون جنگ التفاتی نداشته است. در جنگ ایران و عراق دو جنبهی اخلاق برون جنگ و بیرون جنگ اهمیّت بسیاری یافت. بهنظر عراق تا زمانی که ایران آتش بس را نمی پذیرفت، رعایت هیچ نوع اخلاق درون جنگ معنا نداشت و بنابراین دست به کاربرد سلاح کشتار جمعی شیمیایی یا بمباران مناطق مسکونی شهرها میزد. از نظر ایران تا زمانی که عدالت پیشا جنگ احراز نمیشد، توقف جنگ معنا نداشت و بنابراین میانجیگریهای بین المللی برای ختم جنگ را بر نمی تافت.
در هنگامهی نبرد شیعیان عراق با داعش، آیت الله سیستانی، تقریبا بهطور استثنایی در دوران معاصر، دستور العمل مفصّلی را پیرامون اخلاق جنگ منتشر ساختند که به لحاظ گستردگی نظری و کاربردی در هر سه ساحت اخلاق پیشاجنگ، درون جنگ و پسا جنگ، یک رساله عالی و کم نظیر اخلاق جنگ در نگاه شیعی – اسلامی به حساب می آید.
این مشاهدات و ملاحظات نشان میدهد که تاریخ تحول اندیشهی اخلاق مهار جنگ بهنحوی تنگاتنگ از حوادث تاریخی و افت و خیزهای نهادهای قدرت متأثر بوده است. بنابراین پژوهش دربارهی تحولات اخلاق مهار جنگ ناچار باید با پژوهشهای تاریخ جنگها همراه باشد تا اندیشهها در ظرف زمانی و مکانی خود فهمیده شود.
نگرش راهبردی در اشاعه و تحکیم اخلاق جنگ و خلاءهای نهادی مربوطه
برای یک پژوهشگر اخلاق مهار جنگ، نهایت اهمیت را دارد که ضمن آگاهی به مبانی و منابع این اخلاق در سنّت اسلامی، تمام متون اخلاقی و تاریخی را با دید انتقادی مورد نظر قرار دهند.
از نمونههای عالی نگاه انتقادی، مقالهی جهاد در دایرة المعارف بزرگ اسلامی است که توسط احمد پاکتچی تحریر شده و از عهده ی یک تحلیل منسجم پیرامون تاریخ تحولات اندیشه ی اخلاق جنگ برآمده است. پاکتچی نشان میدهد که چگونه نخستین کشورگشایان مسلمان که اصطلاحات حَرب و قتال در قرآن را دچار محدودیتهای حقوقی و انگیزشی در جنگ میدیدند، به کلمهی جهاد متوسل شدند و در واقع، این واژه را که بیشتر تلاشی برای مهار نفس اَمّاره بود، جنگی کردند.
نگاه انتقادی به جنگ توسعهطلبانه و ابتدایی در آثار علامه سیدمحمدحسین طباطبائی نیز مشهود است. ایشان در بخشی از تفسیر کبیر المیزان تصریح دارد که اگر خلفای اولیه مسلمان بجای صرف نیروهای خود در توسعه سرزمینی اسلام، به توسعه فرهنگی پرداخته بودند جهان اسلام در وضعیتی بهتر از امروز قرار می داشت.
در زمرهی نگاههای مهم انتقادی و تحلیلی نسبت به اخلاق جنگ در اسلام، کتاب جهاد در اسلام اثر نعمت الله صالحی نجف آبادی است که دقت نظری استثنایی در نقد نظریات فقها در باب اخلاق جنگ و ضرورت تجدید نظر در تدوین باب جهاد در فقه معاصر داشته است.
به گمان نگارنده گرچه هر چهار جنگ عمدهای که به امامان شیعه تحمیل گردید، یعنی جنگهای صفین، جمل، نهروان و کربلا بهواقع آینهی تمام نمای اخلاق شیعی است، جای بسی تأسف است که هنوز یک کتاب منسجم در این مورد بهطور تحلیلی و با رویکرد آکادمیک نوشته نشده است. نگارنده اهمیت این موضوع را در نخستین کتاب خود خاطرنشان شده امّا کتاب به زبان انگلیسی است و هنوز توفیق ترجمه نیافته است.
نکتهی دیگری که برای پژوهش اخلاق جنگ در فرهنگهای اسلامی، شیعی و ایرانی اهمیت تام دارد این است که فرهنگ اخلاق مهار جنگ را نهتنها در کتاب های فقهی بلکه در همهی منابع فرهنگی از جمله منابع فلسفی، هنری، کلامی، اخلاقی، ادبیات و تاریخنگاری دنبال کنند.
چالش دیگری که فراروی اِعمال گزاره های اخلاقی در جنگ قرار دارد ضرورت درک تغییرات گسترده ساحت ها، ابزارها و شیوه های جنگ ها است. بهعنوان مثال عاملیّت مستقیم در جنگها با ظهور جنگهای پهبادی تغییر اساسی یافته است. نقش رسانه ها و امکانات دروغ پراکنی امپراطوریهای رسانه ای که افکار عمومی را کنترل میکنند از ابزارِ مؤثّر جنگ مدرن به حساب می آید. بهنظر یکی از رسانه پژوهان معاصر، پل ویریلیو، تمامیت خواهی رسانه ای معاصر از تمامیت خواهی فاشیستی و کمونیستی به مراتب بدتر است. از آنجا که رسانه ها امروز از ابزارهای موثر خروش افکار عمومی و جنگها هستند، جهان ما به گفتگوهای جدی بین المللی و بین ادیانی در خصوص اخلاق رسانه و تدوین منشورهایی بر ضد دروغ نیاز دارد. در واقع اخلاق جنگ بطور جدایی نا پذیری به اخلاق رسانه مربوط شده است.
استخراج و تدوین اصول اخلاق مهار جنگ بدون وجود نهادهای تنفیذ این اصول در تمشیت روابط بین الملل چندان موفق نیست. به دیگر بیان، اندیشه های اخلاق مهار جنگ بیشترین اثر بخشی خود را هنگامی دارند که از سوی نهادهایی، حراست شده و اعمال گردد. جای بسی تأسف است که حتی در فرهنگ اعراب جاهلی چهارماه از سال قمری، ماههای حرام برای جنگ شناخته میشوند و حال آنکه جامعه اسلامی نتوانست نهادهای مشابه و جایگزینی برای مهار جنگ ابداع کند. این نااندیشی و یا کماندیشی علیرغم اشارات واضح قرآنی به ایده شفاعت است که بهمثابهی نهاد میانجیگری میتوانست در زندگی همین جهان مانع از بروز جنگها شود. بهنظر نگارنده، از آنجا که اندیشه شفاعت در فرهنگ شیعی بسیار پردامنهتر از سایر مکاتب اسلامی است، جا داشت مراجع ارجمند، که کمتر از پاپ در دستگاه مسیحی قدرت ندارند، در تأسیس سازمانهای میانجیگر برای حل و فصل منازعات بینالمللی پیشقدم شوند. البته برای این اقدام هیچگاه دیر نیست. خلاصه این سخن این است که محافل و مراجع علمی فارسیزبان اعم از حوزههای علمیه و دانشگاهها و سازمانهای مردمنهاد شایسته است که هم فقدان کارهای نظری و تطبیقی در مورد اخلاق جنگ و صلح را جبران نمایند و هم در تأسیس نهادهای جنگ پرهیز اقدامات مؤثری معمول دارند.
در هر جنگ، کلِّ بشریت بارها میمیرد.
از متنِ پیشگفتار
اهمیت کتاب حاضر
نگاه بسیار اجمالی ما به تاریخچهی شکلگیری الهیات و اندیشههای مربوط به اخلاق مهار جنگ در فرهنگهای غربی و اسلامی نشانه تلاش مستمر جامعه بشری برای محدود کردن و چارچوب دادن به منازعات تاریخی با سازوکارهای اخلاقی بوده است.
در آخرین فازهای این تلاشها از زمان پایان جنگ اوّل جهانی به بعد، جامعهی ملل و سپس سازمان ملل متحد و ارگانهای تابعهی این سازمانها برخی از گزارههای اخلاقی مهار جنگ را بهتدریج بصورت عهدنامهها و میثاقهای بینالمللی مدون کرده و به تصویب ملل عضو رساندهاند. حاصل آنکه در حال حاضر مجموعه ی مقررات اخلاق جنگ که بصورت قوانین بینالملل درآمده بسیار قابل ملاحظه است، هرچند در عمل بخش کوچکی از این مقررات بطور جدی رعایت میشود. در این صورت باید از مشارکت جدی الهیات جهانی بویژه الهیات ابراهیمی در تولید، توسعه، تقنین و تنفیذ گزارههای اخلاق مهار جنگ بصورت مقررات بینالملل به جدّ تقدیر کرد. با این حال هنوز، هم، الهیات اخلاق جنگ در همهی فرهنگها جای توسعه و نهادسازی جدّی دارد و هم نهادهای بینالمللی موجود نیازمند برخورداری از سازوکارهای تنفیذ این مقررات و نیز توسعه کمی و کیفی قوانین مهار جنگ و خشونت است.
فیلسوف و مُتالّه معاصرِ فرانسوی سیمون وی(Simone Adolphine Weil م. 1943 میلادی) به فراست دریافته است که: «خدای دروغین رنج را به خشونت بدل میکند. خدای راستین خشونت را به رنج بدل می سازد.»
نمونه کار خدایان دروغین در عصر ما کم نبوده است. نسل حاضر که شاهد دو مورد از طولانیترین جنگهای خاورمیانه بوده، یعنی جنگ ایران و عراق و جنگ فلسطین و اسرائیل، صحنههای دهشتناکی از سبعیّت انسان معاصر را تجربه کرده است. کسی باور نمیکرد که فیالمثل صدام حسین در 16 مارس سال 1988 با کمک کشورهای اروپایی در کاربرد سلاح شیمیایی هزاران شهروند خود را در حلبچه به فجیعترین شکل نابود سازد. همچنین جهان برای مدتی طولانی در شوک روانی مشاهده حملهی نظامی اسرائیل در 17 اکتبر 2023 به بیمارستان الاهلی غزه با استفاده از بمب اهدایی آمریکا است که طی آن صدها کودک و زن و سالخورده ی غیر نظامی و بیمار و پرستار در آتش سوختند.
از این حوادث پیداست بشریت راه درازی برای تنفیذ مقررات انسانی حل و فصل منازعات در پیش دارد. با این همه پژوهشهای اخلاق جنگ ظرف چند دههی اخیر در فضای آکادمیک غرب رشد بسیار چشمگیری داشته است. برای کسانی که در این رشته مشغول تحقیق و تدریس هستند جای بسی تعجب است که چرا در جهان اسلام پیرامون اخلاق مهار جنگ کارهای جدی متعددی صورت نپذیرفته است و حال آنکه منابع اسلامی اعم از قرآن و سیره و حدیث و تفسیر و همچنین ادبیات جهان اسلام در ژانرهای مختلف قدمایی خود پیرامون اخلاق مهار جنگ آموزههای بسیار گرانسنگی به جامعه انسانی ارائه دادهاند. فیالمثل برای ایرانیان، شاهنامه فردوسی شاهکار بینظیری در نگاه اخلاقی به جنگها به حساب میآید.
در مباحث صلح پایدار یا استراتژیک یک سوال مطرح این است که چرا مقولات متعارف فلسفهی سیاسی مدرن (دموکراسی، حقوق بشر و بازار آزاد) در جلوگیری از جنگ های جهانی موفق نبوده اند؟ به دنبال چنین سوالی بود که فلاسفهی سیاسی معاصر به این نتیجه رسیدند که در بازدارندگی جنگ و خشونت، فرهنگ و عناصر سازندهی آن از جمله ادیان را نیز باید به حساب آورد. بنابراین، پژوهش جدی در مورد نقش ادیان در بازدارندگی یا مهار جنگ پایه ی بسیار مهمی برای دستیابی به صلح پایدار به حساب می اید.
این کتاب دفترِ نخستِ مجموعه آثاری است که از منظر تطبیقیِ بین رشته ای، بین ادیانی و بین المللی به نقش فرهنگهای جهانی در اخلاق جنگ و صلح می نگرد. دفتر حاضر تلاشی است آکادمیک برای بررسی بنیادهای سنت فقهی- اخلاقی اسلام برای مهار جنگ و خشونت که درست به انگیزهی پر کردن بخشی از خلاء های علمی در اخلاق جنگ به زبان فارسی تدوین شده است تا به غنای برنامههای صلحپژوهی دانشگاههای فارسیزبان در سراسر جهان کمک کند. این دفتر به شرح آرای پنج فقیه طراز اول در قرن دوم هجری پیرامون اخلاق جنگ اختصاص یافته تا محققین و پژوهندگان این رشته را با سوابق علمی این مباحث در سنت اسلامی و ایرانی آشنا سازد.
دفتر دوّم این مجموعه به شرح تاریخچهی اخلاق جنگ در چهار جنگ عمده صدر اسلام خواهد پرداخت. برای جامعه شیعی، هر چهار جنگ جمل، صفین، نهروان و کربلا درست بهواسطهی رعایت حداکثری اخلاق در جنگ هویّتساز بوده است.
سه دفتر دیگر این مجموعه مقالاتی است که از زبان انگلیسی ترجمه میشود و نمونههایی از اخلاق مهار جنگ در فرهنگهای مختلف جهانی را فراروی پژوهندگان مطالعات تطبیقی و بینرشتهای قرار میدهد.
امید مرکز پژوهشی مجد شیراز این است که پنج دفتر این مجموعه برای تدریس یک دوره از ادبیات اخلاق مهار جنگ در همهی برنامههای صلحپژوهی و روابط بینالملل فارسی زبان به کار آید. امید دیگر این است که مطالعهی هر پنج دفتر همچنین حوزههای علمیه را در امر بازنویسی باب جهاد از ابواب فقه یاری رساند.
در آستانهی انتشار این اثر جا دارد که از استاد رحیمینژاد که با دقت علمی مثالزدنی این مجموعه را آغاز کردهاند مجدّانه سپاسگزاری کنم. همانطور که خوانندگان بزودی با مطالعهی کتاب حاضر در خواهند یافت، این دفتر حاصل پژوهش بسیار عمیق و پردامنهای است که نویسنده فرهیختهی آن بطور بسیار روشمند و علمی دنبال کرده و به تولید این اثر فاخر نایل آمدهاند.
همچنین سپاس ویژه خود را تقدیم سایر پژوهندگان و کارپردازان کادر علمی مرکز مجد شیراز اساتید محمد برکت، محمدهادی طلعتی و سیدشهابالدین مصباحی میکنم که در آمادهسازی و ترجمه سه جلد دیگر این مجموعه تلاش مجدانه و بیوقفهای داشتهاند.
اگر پنج دفتر اخلاق مهار جنگ که به تدریج و ترتیب از سوی مرکز پژوهشی مجد منتشر خواهد شد بتواند در تحکیم این نکته که رشتهی مزبور در واقع پایهها و شالودهی هر نظام اخلاقی اعم از اسلامی است موفق شود به هدف گران سنگ خود دست یافته است.
از ناشر ارجمند و فرزانه این اثر جناب علیرضا بهشتی مدیر انتشارات وزین روزنه نیز تشکر ویژه دارم که در روزگار دشواریهای بازار کتاب، انتشار این اثر را بخاطر نگاهشان به افق های فراخ فرهنگ به عهده گرفتند.
سیمون وی اندیشهی پیشرفت تاریخی را یک فریب بزرگ میداند، زیرا تاریخ هیچ تعهّدی به ارتقاء اخلاقی ندارد. با این همه وقت مغتنم است که خوانندگان، هفتصد سال پس از درگذشت سعدی اندیشهی صلح او را در باب اول بوستان جدی بگیرند:
به مردی که ملک سراسر زمین
نیارزد که خونی چکد بر زمین
شنیدم که جمشید فرخ سرشت
به سر چشمه ای بر به سنگی نوشت
بر این چشمه چون ما بسی دم زدند
برفتند چون چشم بر هم زدند
گرفتیم عالم به مردی و زور
ولیکن نبردیم با خود به گور
چو بر دشمنی باشدت دسترس
مرنجانش کاو را همین غصه بس
عدو زنده سرگشته پیرامنت
به از خون او کشته در گردنت
محمدجعفر امیر محلاتی
استاد صلحپژوهی دانشگاه اوبرلین
بیست و چهارم مهر ماه 1402
منابع
پیشگفتار
ابن بابویه، ابو جعفر محمد ابن علی ابن بابویه قمی. من لا یحضره الفقیه. تهران: دار الکتب الاسلامیه، 1385.
آرنت، هانا. خشونت و اندیشه هایی در مورد سیاست و انقلاب. ترجمه عزت الله فولادوند. تهران: انتشارات خوارزمی، چاپ دوم، 1394.
پاکتچی، احمد و غفاری، مهدی. جهاد. دائره المعارف بزرگ اسلامی. جلد 19. تهران: بنیاد دائره المعارف بزرگ اسلامی، 1398.
صالحی نجف آبادی، نعمت الله. جهاد در اسلام. تهران: نشر نی، 1397.
علیخانی، علی اکبر. اسلام و همزیستی مسالمت آمیز. تهران: انتشارات به آفرین، 1392
گرامشی، آنتونیو. علیه فاشیسم. ترجمه کامران برادران. تهران: انتشارات نیماژ، 1401.
محقق داماد، مصطفی. جنگ. دائره المعارف بزرگ اسلامی. ج 19. تهران: بنیاد دائره المعارف بزرگ اسلامی، 1398.
وی، سیمون. جاذبه و رحمت. ترجمه بهزاد حسین زاده. تهران: نشر نی، 1400.
Ferguson, R. Brian No scientific proof that war is ingrained in human nature, according to study. Rutgers: Rutgers University, phys.org, December 4, 2018. No scientific proof that war is ingrained in human nature, according to study (phys.org) (accessed October 18, 2023).
Heck, Paul. “Jihad: Is it Christian Too?” in Common Ground: Islam, Christianity, and Religious Pluralism. Washington D.C.: Georgetown University Press, 2009, 110-145.
Johnson, T. James. “Historical Roots and Sources of the Just War Tradition in Western Culture” In Just War and Jihad: Historical and Theoretical Perspectives on War and Peace in Western and Islamic Traditions. Edited by John Kelsay and James Turner Johnson. London: Bloomsbury Academic, 1991.
Khadduri, Majid. The Islamic Law of Nations, Shaybani’s Siyar. Baltimore: Johns Hopkins University Press. 2002.
Mahallati, Mohammad Jafar Amir. Ethics of War and Peace in Iran and Shi’i Islam. Toronto: University of Toronto Press, 2016.
Nardin, Terry ed. The Ethics of War and Peace, Religious and Secular Perspectives. Princeton: Princeton University Press, 1996, 15-40, 54-78, 146-169.
Sachedina, Abdulaziz A. “The Development of Jihad in Islamic Revelation and History.” In Cross, Crescent, and Sword: The Justification and Limitation of War in Western and Islamic Tradition. Edited by James Turner Johnson and John Kelsay. New York: Greenwood, 1990, 35-50.
متن اصلی
1. قرآن.
2. تورات.
3. نهج البلاغة.
4. ابنابیالحدید، شرح نهج البلاغة، تحقیق محمد ابراهیم، دار احیاء الکتب العربیه، چ 1، بیروت، 1959 م.
5. ابنابیشیبة، عبدالله، المصنف، تحقیق سعید اللحام، دار الفکر، چ 1، بیروت، 1409 ق.
6. ابناثیر، عزالدین، الکامل في التاریخ، دار صادر، بیروت، 1385 ق.
7. ابناعثم، احمد، الفتوح، دار الاضواء، چ 1، بیروت، 1411 ق.
8. ابنالجوزی، ابوالفرج، المنتظم في تاریخ الملوک و الأمم، تحقیق مصطفی عطا، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1412 ق.
9. __________، غریب الحدیث، تحقیق عبدالمعطی قلعجی، دار الکتب العلمیة، بیروت، بیتا.
10. ابنالعماد، ابوالفلاح، شذرات الذهب في اخبار من ذهب، دار احیاء التراث العربی، چ 1، بیروت، بیتا.
11. ابنتیمیّه، تقیالدین، قتال الکفار، تحقیق عبدالعزیز آل حمد، ناشر محقق، چ 1، ریاض، 1425 ق.
12. __________، مقدمة في اصول التفسیر، تحقیق زرزور، بینا، چ 2، دمشق، 1392 ق.
13. ابنحبّان، علاءالدین، صحیحابنحبّان، تحقیق شعیب الارنؤوط، مؤسسة الرسالة، چ 2، بیروت، 1414 ق.
14. ابنحزم، علیبناحمد، الإحکام، ناشر زکریا علی یوسف، قاهره، بیتا.
15. __________، المحلّیٰ، تحقیق احمد شاکر، دار الفکر، بیروت، بیتا.
16. ابنحنبل، احمد، مسند احمد، دار صادر، بیروت، بیتا.
17. ابنخَلِّکان، وفیات الأعیان، تحقیق احسان عباس، دار الثقافة، بیروت، بیتا.
18. ابنرشد، ابوالولید، بدایة المجتهد و نهایة المقصد، تحقیق خالد العطار، دار الفکر، بیروت، 1415 ق.
19. ابنسعد، محمد، الطبقات الکبری، دار صادر، بیروت، بیتا.
20. ابنسیده، ابوالحسن، المحکم و المحیط الاعظم، تحقیق عبدالحمید هنداوی، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1421 ق.
21. ابنعابدین، محمدامین، حاشیة رد المحتار، دار الفکر، بیروت، 1415 ق.
22. __________، شرح عقود رسم المفتی، مکتبة البشری، چ 1، کراچی، 1430 ق.
23. __________، عقود رسم المفتی، تحقیق صلاح الحاج، مرکز انوار العلماء للدراسات، چ 1، 1441 ق.
24. ابنعبدالبر، الانتفاء في فضائل الأئمة الثلاثة الفقهاء، تحقیق ابوعدة، مکتبة المطبوعات الاسلامیة، چ 1، حلب، 1417 ق.
25. __________، التمهید، تحقیق مصطفی العلوی، وزارة الاوقاف، بیجا، بیتا.
26. __________، جامع بیان العلم، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1398 ق.
27. ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق علی شیری، دار الفکر، بیروت، 1415 ق.
28. ابنعنبة، احمدبنعلی، عمدة الطالب الصغری في نسب آل ابیطالب، تحقیق مهدی رجایی، کتابخانهی مرشی، چ 1، قم، 1387 ش.
29. ابنفند، محمدبنعلی، مآثر الأبرار، تحقیق عبدالسلام الوجیه، مؤسسة الامام زیدبنعلی، چ 1، صنعاء، 1423 ق.
30. ابنقدامة، عبدالرحمن، الشرح الکبیر، دار الکتاب العربی، بیروت، بیتا.
31. __________، عبداللهبناحمد، المغنی، دار الکتاب العربی، بیروت، بیتا.
32. ابنکثیر، ابوالفداء، البدایة و النهایة، تحقیق علی شیری، دار احیاء التراث العربی، چ 1، بیروت، 1408 ق.
33. __________، ابوالفداء، السیرة النبویة، تحقیق مصطفی عبدالواحد، دار المعرفة، بیروت، 1396 ق.
34. ابنمظفّر، عمادالدین، البیان الشافي، مجلس القضاء الاعلی، چ 1، صنعا، 1404 ق.
35. ابنمنظور، جمالالدین، لسان العرب، نشر ادب حوزه، قم، 1405 ق.
36. ابننجار، بغدادی، ذیل تاریخ بغداد، تحقیق مصطفی عطا، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1417 ق.
37. ابوالعباس، احمدبنابراهیم، المصابیح، تحقیق عبدالله الحوثی، مؤسسة الامام زیدبنعلی، چ 2، صنعاء، 1423 ق.
38. ابوزهرة، محمد، ابوحنیفة، دار الفکر العربی، چ 2، قاهره، بیتا.
39. __________، الامام زید، دار الفکر العربی، قاهره، 1425 ق.
40. __________، مقدمة السیر الکبیر، مطبعة جامعة القاهرة، قاهره، 1958 م.
41. ابویوسف، یعقوببنابراهیم، الرد علی سیر الاوزاعي، تحقیق ابوالوفاء الافغاني، لجنة احیاء المعارف النعمانیة، چ 1، بیتا.
42. __________، کتاب الخراج، دار المعرفة، بیروت، 1399 ق.
43. احمدبنیحیی، ابنالمرتضی، شرح الازهار، مکتبة غمضان، یمن، بیتا.
44. ارمنازی، نجیب، الشرح الدولي في الاسلام، مطبعة ابنزیدون، بیجا، 1349 ق.
45. ازدی، احمدبنمحمد، شرح معاني الآثار، تحقیق محمد النجار، دار الکتب العلمیة، چ 3، بیروت، 1416 ق.
46. اصفهانی، ابوالفرج، الأغاني، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بیتا.
47. __________، مقاتل الطالبیین، تحقیق کاظم مظفّر، مکتبة الحیدریة، چ 2، نجف، 1385 ق.
48. اصفهاني، ابونعیم، حلیة الاولیاء، دار امّالقری، چ 1، قاهره، بیتا.
49. امین، محسن، اعیان الشیعة، تحقیق حسن امین، دار التعارف، بیروت، بیتا.
50. انصاری، زکریّا، فتح الوهّاب، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1418 ق.
51. آلکاشفالغطاء، محمدحسین، المثل العلیا في الاسلام، المطبعة الحیدریة، چ 3، نجف، 1373 ق.
52. بخاری، محمدبناسماعیل، صحیح البخاري، دار الفکر، بیروت، 1401 ق.
53. بُستی، ابنحبان، الثقات، مطبعة مجلس دائرة المعارف، حیدرآباد، 1393 ق.
54. بغدادی، احمدبنعلی (خطیب)، تاریخ بغداد، تحقیق مصطفی عطا، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1417 ق.
55. بغدادی، قدامةبنجعفر، الخراج و صناعة الکتابة، تحقیق محمد زبیدی، دار لارشید، چ 1، بغداد، 1981 م.
56. بلاذری، احمدبنیحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمدباقر محمودی، دار التعارف للمطبوعات، چ 1، بیروت، 1397 ق.
57. __________، فتوح البلدان، تحقیق صلاحالدین منجد، مکتبة النهضة المصریة، قاهره، 1956 م.
58. بیضاوی، ناصرالدین، تفسیر بیضاوی، دار الفکر، بیروت، بیتا.
59. بیهقی، احمدبنالحسین، السنن الکبری، دار الفکر، بیروت، بیتا.
60. ترمذی، محمدبنعیسی، سنن الترمذی، تحقیق عبدالوهاب عبداللطیف، دار الفکر، چ 2، بیروت، 1403 ق.
61. تمیمی، احمدبنعلی، مسند ابییعلی، دار المأمون للتراث، دمشق، بیتا.
62. تهرانی، آقابزرگ، الذریعة، دار الأضواء، چ 3، بیروت، 1403 ق.
63. ثعلبی، ابواسحاق، الکشف و البیان، تحقیق ابومحمدبنعاشور، دار احیاء التراث العربی، چ 1، بیروت، 1422 ق.
64. جاحظ، ابوعثمان، الحیوان، دار الکتب العلمیة، چ 2، بیروت، 1424 ق.
65. جصاص، احمدبنعلی، احکام القرآن، تصحیح عبدالسلام شاهین، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1994 م.
66. جلالی، محمدرضا، تدوین السنة الشریفة، دفتر تبلیغات اسلامی، چ 1، قم، 1413 ق.
67. جوینی، عبدالملک، نهایة المطلب في درایة المذهب، تحقیق عبدالعظیم الدیب، چ 1، دار المنهاج، جدّه، 1428 ق.
68. حاجی خلیفة، کشف الظنون، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بیتا.
69. حائری، میرسیدعلی، تفسیر مقتنیات الدرر، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1337 ش.
70. حرانی، ابنشعبه، تحف العقول، تحقیق علیاکبر غفاری، مؤسسة النشر الاسلامي، چ 2، قم، 1404 ق.
71. حسینی، یحییبنحمزه، الانتصار علی علماء الأمصار، تحقیق عبدالوهاب المؤید، مؤسسة الامام زیدبنعلی، چ 1، صنعاء، 1432 ق.
72. حصفکی، علاءالدین، الدرّ المختار، دار الفکر، بیروت، 1415 ق.
73. حلّی، ابنادریس، السرائر، مؤسسة النشر الاسلامی، چ 2، قم، 1410 ق.
74. حلّی، حسنبنیوسف، تذکرة الفقهاء، مؤسسة آلالبیت، چ 1، قم، 1414 ق.
75. __________، منتهی المطلب، مؤسسة الطبع الرضویة، چ 1، مشهد، 1412 ق.
76. حلّی، نجمالدین (محقّق)، نکت النهایة، مؤسسة النشر الاسلامي، چ 1، قم، 1412 ق.
77. حمادة، فاروق، اعلام السیرة النبویة في القرن الثاني للهجرة، مجمع الملک فهد، مدینة، بیتا.
78. حمودی القیسی، الفروسیة في الشعر الجاهلي، مکتبة النهضة، بغداد، 1964 م.
79. خدّوری، مجید، جنگ و صلح در قانون اسلام، مترجم غلامرضا سعیدی، شرکت اقبال، تهران، 1335 ق.
80. خضری، محمد، تاریخ التشریع الاسلامي، دار المعرفة، چ 7، بیروت، 1960 م.
81. خطّابی بُستی، ابوسلیمان، غریب الحدیث، تحقیق عبدالکریم الغرباوی، دار الفکر، دمشق، 1402 ق.
82. خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، تحقیق مصطفی عطا، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1997 م.
83. خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بینا، بیجا، چ 5، 1413 ق.
84. دار قطنی، علیبنعمر، سنن الدار القطنی، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1417 ق.
85. دارمي، عبداللهبنالرحمن، سنن الدارمي، مطبعة الإعتدال، دمشق، 1349 ق.
86. دروزه، محمدعزة، التفسیر الحدیث، دار الغرب الاسلامي، چ 2، بیروت، 1421 ق.
87. دسوتی، محمد، الشیبانی و اثره في الفقه الاسلامي، دار الثقافة، چ 1، قطر، 1407 ق.
88. دوروتیا، کرافولسکي، نظرة في الحرکة التاریخیة لایدولوجیا الجهاد في الاسلام، مجلة الاجتهاد، 1412 ق.
89. دینوری، ابنقتیبة، المعارف، تحقیق ثروت عکاشة، دار المعارف، چ 2، مصر، 1969 م.
90. __________، تأویل مختلف الحدیث، دار الکتب العلمیة، بیروت، بیتا.
91. __________، عیون الأخبار، تحقیق یوسف طویل، دار الکتب العلمیة، چ 3، بیروت، 1424 ق.
92. دینوری، احمدبنداوود، الأخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر، دار احیاء الکتب العربی، چ 1، بیروت، 1960 م.
93. ذهبی، شمسالدین، العبر في خبر من غبر، تحقیق فؤاد سید، دائرة المطبوعات، کویت، 1961 م.
94. __________، تاریخ الاسلام، دار الکتاب العربی، چ 2، بیروت، 1409 ق.
95. __________، تذکرة الحفاظ، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بیتا.
96. __________، سیر اعلام النبلاء، تحقیق شعیب الارنؤوط، مؤسسة الرسالة، چ 9، بیروت، 1413 ق.
97. __________، مناقب الامام ابیحنیفه و صاحبیه، محقق محمد کوثری، لجنة احیاء المعارف النعمانیة، چ 4، بیروت، 1419 ق.
98. رامهرمزی، ابنخلاد، المحدث الفاصل، محقق محمد الخطیب، دار الفکر، چ 3، بیروت، 1404 ق.
99. رضوان السیّد، التدوین و الفقه و الدولة، مجلة الاجتهاد، 1989 م.
100. روحانی، محمدصادق، فقه الصادق، مؤسسة انصاریان، چ 2، قم، 1400 ق.
101. زبیدی، مرتضی، تاج العروس، تحقیق علی شیری، دار الفکر، بیروت، 1414 ق.
102. زحیلی، وهبة، آثار الحرب في الفقه الاسلامي، دار الفکر، دمشق، بیتا.
103. __________، احکام الحرب في الاسلام، دار المکتبی، چ 1، دمشق، 1420 ق.
104. زِرِکلی، خیرالدین، الإعلام، دار العلم للملایین، چ 5، بیروت، 1980 م.
105. زیدبنعلی، مسند زید، دار مکتبة الحیاة، بیروت، بیتا.
106. زیعلی، تخریج الأحادیث و الآثار، تحقیق عبدالله السعد، دار ابنخزیمة، چ 1، بیجا، 1414 ق.
107. سبحانی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، مؤسسة الإمام الصادق، چ 1، قم، 1418 ق.
108. سجستانی، سلیمانبنالاشعث، سنن ابیداود، تحقیق ابراهیم سید، دار الحدیث، چ 1، قاهره، 1420 ق.
109. سرخسی، شمسالدین، المبسوط، دار المعرفة، بیروت، 1406 ق.
110. سعیدبنمنصور، سنن سعیدبنمنصور، محقق حبیب الاعظمی، دار الکتب العلمیة، بیروت، بیتا.
111. سمرقندی، علاءالدین، تحفة الفقهاء، دار الکتب العلمیة، چ 2، بیروت، 1414 ق.
112. سمعانی، ابوسعد، الانساب، تحقیق عبدالله عمر البارودي، مرکز الخدمات و الابحاث الثقافیة، دار الجنان، چ 1، بیروت، 1408 ق.
113. سیر النفس الزکیّة، جمال الشامي، بینا، بیجا، 1438 ق.
114. سیوری، مقداد، التنقیح الرائع، تحقیق عبداللطیف کوهکمری، مکتبة المرعشی النجفی، قم، 1404 ق.
115. __________، کنز العرفان في فقه القرآن، تحقیق محمدباقر بهبودی، المکتبة الرضویة، تهران، 1384 ق.
116. سیوطی، جلالالدین، الجامع الصغیر، دار الفکر، چ 1، بیروت، 1401 ق.
117. __________، تنویر الحوالک، تحقیق محمد الخالدی، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1418 ق.
118. شافعی، محمدبنادریس، الأم، دار الفکر، بیروت، چ 2، 1403 ق.
119. __________، الرسالة، المکتبة العلمیة، بیروت، بیتا.
120. شحرور، محمد، تجفیف منابع الإرهاب، مؤسسة الدراسات الفکریة، چ 1، بیروت، 2008 م.
121. الشربینی، محمد، مغنی المحتاج، دار احیاء التراث، بیروت، 1958 م.
122. شوکانی، محمدبنعلی، نیل الاوطار، دار الجیل، بیروت، 1973 م.
123. شیبانی، محمد، الآثار، تحقیق خالد العوّاد، دار النوادر، چ 1، بیروت، 1429 ق.
124. __________، الأصل، تحقیق محمد بوینوکالن، وزارة الاوقاف، چ 1، قطر، 1433 ق.
125. __________، السیر الصغیر، تحقیق مجید خدوری، ادارة القرآن و العلوم الاسلامیة، چ 1، کراچی، 1417 ق.
126. __________، السیر الصغیر، تحقیق محمود احمد غازی، مجمع البحوث الاسلامیة، اسلامآباد، 1419 ق.
127. __________، السیر الکبیر، تحقیق صلاحالدین المنجد، معهد المخطوطات، قاهره، بیتا.
128. صالحی نجفآبادی، نعمتالله، جهاد در اسلام، نشر نی، تهران، 1382 ش.
129. صدوق، محمدبنعلی، الخصال، تصحیح علیاکبر غفاری، مؤسسة النشر الاسلامي، قم، 1403 ق.
130. __________، علل الشرایع، تحقیق محمدصادق بحر العلوم، المکتبة الحیدریة، نجف، 1385 ق.
131. __________، من لا یحضره الفقیه، تصحیح علیاکبر غفاری، مؤسسة النشر الإسلامي، قم، بیتا.
132. صَفدی، صلاحالدین، الوافي بالوفیات، تحقیق احمد الارناؤوط، دار احیاء التراث، بیروت، 1420 ق.
133. صنعاني، حسینبناحمد، الروض النّضیر، مطبعة السعادة، چ 1، مصر، 1347 ق.
134. صنعاني، عبدالرزاق، المصنف، تحقیق حبیبالرحمن الاعظمي، منشورات المجلس العلمي، بیجا، بیتا.
135. __________، تفسیر القرآن، مکتبة الرشد، چ 1، ریاض، 1410 ق.
136. ضُمیریة، عثمان، اصول العلاقات الدولیة في فقه الشیبانی، دار المعالي، چ 1، عمّان، 1419 ق.
137. __________، المعاهدات الدولیة في فقه الشیبانی، رابطة العالم الاسلامي، بیجا، 1417 ق.
138. طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، مؤسسة النشر الاسلامي، قم، 1402 ق.
139. طبرانی، سلیمانبناحمد، المعجم الاوسط، دار الحرمین، بیجا، 1415 ق.
140. طبرسی، امین الاسلام، مجمع البیان، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، چ 1، بیروت، 1415 ق.
141. طبری، محمدبنجریر، اختلاف الفقهاء، تحقیق یوسف شحنت، مطبعة بریل، 1933 م.
142. __________، تاریخ الطبری، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، بیروت، بیتا.
143. __________، جامع البیان عن تأویل آي القرآن، تحقیق خلیل المیس، دار الفکر، بیروت، 1415 ق.
144. طرطوسی، ابراهیمبنعلی، تحفة الترک فیما یجب ان یعمل في الملک، تحقیق رضوان سید، دار الطلیعة، چ 1، بیروت، 1992 م.
145. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، مرتضوی، چ 2، تهران، 1362 ش.
146. طوسی، محمدبنالحسن، الاستبصار، تحقیق حسن موسوی، دار الکتب الاسلامیة، چ 4، تهران، 1363 ش.
147. __________، التبیان في تفسیر القرآن، تحقیق احمد حبیب العاملی، مکتب الإعلام الاسلامي، چ 1، قم، 1409 ق.
148. __________، الخلاف، مؤسسة النشر الاسلامي، قم، 1407 ق.
149. __________، النهایة و نکتها، مؤسسة النشر الإسلامي، چ 1، قم، 1412 ق.
150. __________، تهذیب الأحکام، تحقیق حسن موسوی، دار الکتب الإسلامیة، چ 3، تهران، 1364 ش.
151. __________، رجال الطوسي، تحقیق جواد قیّومی، مؤسسة النشر الاسلامي، چ 1، قم، 1415 ق.
152. __________، رجال کشّی، تحقیق مهدی رجایی، مؤسسة آلالبیت، قم، 1404 ق.
153. عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، دار الحدیث، چ 1، قم، 1426 ق.
154. عاملی، زینالدینبنعلی (شهید ثانی)، مسالک الأفهام، مؤسسة المعارف الاسلامیة، چ 1، قم، 1417 ق.
155. عاملی، محمدبنمکی (شهید اول)، غایة المراد في شرح نکت الارشاد، مرکز الأبحاث و الدراسات الاسلامیة، چ 1، قم، 1414 ق.
156. عاملی، محمد، وسائل الشیعة، مؤسسة آلالبیت، چ 2، قم، 1414 ق.
157. العجلی، احمدبنعبدالله، معرفة الثقات، مکتبة الدار، چ 1، مدینه، 1405 ق.
158. عسقلانی، ابنحجر، الإصابة فی تمیز الصحابة، تحقیق عادل عبدالموجود، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1415 ق.
159. __________، تقریب التهذیب، تحقیق مصطفی عطا، دار المکتبة العلمیة، چ 2، بیروت، 1415 ق.
160. __________، توالي التأسیس، تحقیق عبدالله القاضي، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1406 ق.
161. __________، تهذیب التهذیب، دار الفکر، چ 1، بیروت، 1404 ق.
162. __________، فتح الباري، دار المعرفة، چ 2، بیروت، بیتا.
163. __________، لسان المیزان، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چ 2، بیروت، 1390 ق.
164. __________، مقدمة فتح الباري، دار احیاء التراث العربی، چ 1، بیروت، 1408 ق.
165. عسکری، ابوهلال، الاوائل، دار البشیر، چ 1، مصر، 1408 ق.
166. عطوان، حسین، روایة الشامیین للمغازی، دار الجیل، چ 1، بیروت، 1986 م.
167. علوی، محمدبنعلی، الجامع الکافي، تحقیق عبدالله العزی، مؤسسة المصطفی الثقافیة، چ 1، صنعاء، 1435 ق.
168. الغزی، تقیالدین، الطبقات السئیّة في تراجم الحنفیة، تحقیق عبدالفتاح محمد، دار الرفاعي، چ 1، ریاض، 1403 ق.
169. فاروق عمر، بحوث في التاریخ العباسی، دار القلم للطباعة، چ 1، بیروت، 1977 م.
170. فراهیدی، خلیلبناحمد، کتاب العین، تحقیق مهدی مخزومی، دار الهجرة، چ 2، تهران، 1409 ق.
171. فزاری، ابواسحاق، کتاب السیر، تحقیق فاروق حمادة، دار العلم، چ 1، دمشق، 1439 ق.
172. __________، کتاب السیر، تحقیق فاروق حمادة، مؤسسة الرسالة، چ 1، بیروت، 1408 ق.
173. فیض کاشانی، ملامحسن، الوافي، منشورات الامام امیرالمؤمنین، چ 1، اصفهان، 1406 ق.
174. قاسمی، ظافر، الجهاد و الحقوق الدولیة، دار العلم للملایین، چ 1، بیروت، 1982 م.
175. قاضیخان، شرح الزیادات، مخطوط در المکتبة الشاملة.
176. القانون الدولي الاسلامي، إعداد مجمع الفقه الاسلامي، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 2011 م.
177. قرشی، محمدابنابیالخطاب، جمهرة اشعار العرب، دار صادر، بیروت، بیتا.
178. قرطبی، محمدبناحمد، الجامع لأحکام القرآن، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1405 ق.
179. قزوینی، محمدبنیزید، سنن ابنماجه، تحقیق بشار عواد، دار الجیل، چ 1، بیروت، 1418 ق.
180. قمی، علیبنابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق طیّب موسوی، مؤسسة دار الکتاب، چ 3، قم، 1404 ق.
181. قمی، محمد، تفسیر کنز الدقائق، تحقیق حسین درگاهی، مؤسسة وزارة الثقافة و الارشاد، چ 1، تهران، 1407 ق.
182. کاشانی، علاءالدین، بدائع الصنائع، مکتبة الحبیبیة، چ 1، پاکستان، 1409 ق.
183. کاشانی، ملّافتحالله، زبدة التفاسیر، مؤسسة المعارف الاسلامیة، چ 1، قم، 1423 ق.
184. کرکی، علیبنالحسین (محقق ثانی)، جامع المقاصد، مؤسسة آلالبیت، چ 1، قم، 1408 ق.
185. کلینی، محمدبنیعقوب، الکافي، دار الحدیث، چ 1، قم، 1387 ش.
186. کوثری، محمدزاهد، بلوغ الأماني في سیرة الامام الشیباني، مکتبة الخانجی، چ 1، قاهره، 1355 ق.
187. مالکبنانس، المدونة الکبری، بیروت، بیتا.
188. __________، الموطأ، تحقیق محمدعبدالباقی، دار احیاء التراث، بیروت، 1406 ق.
189. ماوردی، علیبنمحمد، الاحکام السلطانیة، دار التعاون، چ 2، مکة المکرمة، 1386 ق.
190. مبارکفوری، محمد عبدالرحمن، تحفة الاحوذي، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1410 ق.
191. متّقی هندی، علاءالدین، کنز العمال في سنن الأقوال، مؤسسة الرسالة، 1409 ق.
192. مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1403 ق.
193. مجلسی، محمدتقی، روضة المتّقین، تحقیق حسین موسوی کرمانی، مؤسسهی کوشانپور، چ 2، قم، 1406 ق.
194. محلّی، حمیدبناحمد، الحدائق الوردیة، تحقیق مرتضی المحطوری، مکتبة مرکز بدر، چ 1، صنعاء، 1423 ق.
195. مدکور، محمد، مدخل الفقه الاسلامي، دار الکتاب الحدیث، چ 2، قاهره، 1996 م.
196. مِزّی، جمالالدین، تهذیب الکمال، تحقیق بشار معروف، مؤسسة الرسالة، چ 4، بیروت، 1406 ق.
197. مسعودی، علیبنالحسین، مروج الذهب، دار الهجرة، چ 2، قم، 1404 قم.
198. مسلم، ابوالحسین، صحیح مسلم، دار الفکر، بیروت، بیتا.
199. مغنیة، محمدجواد، التفسیر الکاشف، دار العلم للملایین، چ 3، بیروت، 1400 ق.
200. مقریزی، تقیالدین، المواعظ و الاعتبار، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1418 ق.
201. مکارم شیرازی، ناصر، استفتائات جدید، مدرسة الامام علیابنابیطالب، چ 2، قم، 1427 ق.
202. __________، تفسیر نمونه، چ 18، قم، بیتا.
203. موفق المکی، ابناحمد، مناقب الامام ابیحنیفة، مجلس دائرة المعارف، چ 1، حیدرآباد، 1321 ق.
204. المؤیّد بالله، احمدبنالحسین، شرح التجرید، تحقیق محمدیحیی عزان، مرکز التراث و البحوث الیمینی، چ 1، صنعاء، 1427 ق.
205. نجاشی، احمدبنعلی، رجال نجاشی، تحقیق موسی شبیری، مؤسسة النشر الاسلامي، چ 5، قم، 1416 ق.
206. نجری، فخرالدین، شافي العلیل، تحقیق محمد العتیق، وزارة التعلیم، ریاض، 1406 ق.
207. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، تحقیق عباس قوچانی، دار الکتب الاسلامیة، چ 3، تهران، 1367 ش.
208. نحوی، حسنبنمحمد، التذکرة الفاخرة في فقه العترة الطاهرة، تحقیق حمید عبید، مرکز التراث و البحوث الیمنی، چ 1، صنعا، 1427 ق.
209. ندوی، علیاحمد، الشیبانی نابغة الفقه الاسلامي، دار القلم، چ 1، دمشق، 1414 ق.
210. نسائي، احمدبنشعیب، السنن الکبری، تحقیق عبدالغفار البنداری، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1411 ق.
211. __________، تسمیة فقهاء الأمصار، مکتبة المنار، اردن، 1408 ق.
212. __________، کتاب الضعفاء و المتروکین، تحقیق محمود زاید، دار المعرفة، چ 1، بیروت، 1406 ق.
213. نووی، محیالدین، تهذیب الأسماء و اللغات، تصحیح عادل مرشد، دار الرسالة العالمیة، چ 1، دمشق، 1430 ق.
214. __________، روضة الطالبین، دار الکتب العلمیة، بیروت، بیتا.
215. __________، المجموع، دار الفکر، بیجا، بیتا.
216. نویری، شهابالدین، نهایة الأرب في فنون الأدب، وزارة الثقافة، قاهره، بیتا.
217. واقدی، محمدبنعمر، المغازي، تحقیق مارسدن جونز، نشر دانش اسلامی، تهران، 1405 ق.
218. ورّاق، ابوالفرج، الفهرست للندیم، تحقیق رضا تجدد، ناشر محقق، بیجا، بیتا.
219. هارونی، یحییبنالحسین، التحریر، مؤسسة الامام زیدبنعلی، صنعاء، بیتا.
220. هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1408 ق.
221. هیکل، محمدخیر، الجهاد و القتال في السیاسة الشرعیة، دار البیارق، چ 2، بیروت، 1417 ق.
222. یحییبنالحسین، الأحکام، تحقیق ابوالحسن علیبنمحمد، بینا، بیجا، بیتا.
223. __________، الافادة فی تاریخ الأئمّه، مکتبة اهلالبیت، چ 4، یمن، 1435 ق.
224. یعقوبی، احمدبنابییعقوب، البلدان، دار الکتب العلمیة، چ 1، بیروت، 1422 ق.
225. __________، تاریخ الیعقوبی، مؤسسهی نشر فرهنگ اهلبیت، قم، بیتا.
شرح حال مولف و ویراستار
مرتضی رحیمینژاد (Morteza Rahiminejad)
پژوهشگر ارشد مرکز پژوهشی مجد شیراز و دانشآموختهی حوزهی علمیّهی قم از سال 1362 و دورههای خارج فقه و اصول و نیز دانشگاه تربیت مدرّس قم در رشتة الهیات و معارف اسلامی است. وی از سال 1373 تاکنون، در دانشگاهها و حوزههای علمیّهی قم، تهران و شیراز، به تدریس و تحقیق مشغول است. از وی تاکنون چندین کتاب، مقاله و ترجمه انتشار یافته از جمله مقالاتی در کتاب دوستی به مثابه جهانبینی منتشره توسط انتشارات هرمس در 1396؛ مدارا و ریشه های نا مدارایی (ترجمه)، نگاه معاصر 1399؛ امام حسین و روش رواداری (ترجمه) انتشارات نگاه معاصر 1400. وی مقالات متعددی پیرامون امام حسین پژوهی، الهیات شکر، اخلاق دوستی و اخلاق جوانمردی در مجموعه الهیات صلح توسط مرکز پژوهشی مجد منتشر ساخته است.
محمّدجعفر امیر محلّاتی (Mohammad Jafar Amir Mahallati)
دارای دکتری مطالعات اسلامی از دانشگاه مکگیل کانادا و استاد تمام مطالعات دینی و صلحپژوهی دانشگاه اوبرلین ایالاتمتّحده است. از وی، کتابهای ذیل انتشار یافته: جنگ و صلح در ایران و اسلام شیعی (انگلیسی، انتشارات دانشگاه تورنتو، 2016)؛ عذر و عفو: نگاه تطبیقی در دو جلد (فارسی، انتشارات نگاه معاصر، 1397)؛ دوستی بهمثابه جهانبینی (فارسی، انتشارات هرمس، 1396؛ امام حسین پژوهی برای جهان معاصر پنج جلد (فارسی، انتشارات نگاه معاصر، 1398-1401)؛ دوستی در اخلاق اسلامی و سیاست جهانی (انگلیسی، انتشارات دانشگاه میشیگان، 2019)؛ رؤية العالم من منظور الصداقة: دراسة في الأخلاق الإسلامية والسياسة العالمية (عربی، انتشارات الطواسین و کنز در مصر و لبنان، 1400)، ترجمه انگلیسی دو مجموعه از اشعار سهراب سپهری، (انتشارات بوا، ایالات متحده)؛ دوستی در سپهر اندیشگی شرق و غرب، انتشارات طرح نو، 1400؛ یاقوت سپید: سپاسگزاری در سپهر فرهنگی شرق و غرب. پرفسور محلاتی موسس رشته دوستی پژوهی در ایران است.





